">

دسته‌بندی نشده

قسمت پایانی مقاله تفکر سلفیه جهادی؛ ماهیت و استراتژی مواجهه با آن-4

راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری

بعد از نگاهی به دلایل زایش داعش و احیا سلفیه گری و مبانی دینی و خشونتی انها، راهبردهای مقابله با انان موضوع قسمت پایانی مقاله است.

16 مارس 2020 14:31

راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری

مقدمه:

در قسمت های قبل؛ موضوع آوارگی خلافت اسلامی، چگونگی تاسیس خلافت اسلامی در سوریه، و شیوه های جذب عناصر و ارکان ایدئولوژی داعش، و روش های خشونت و مبانی خود ساخته دینی داعش تشریح شد. در قسمت پایانی راهبرد و منطق مواجهه با سلفیه تکفیری را ارائه می دهد.

 د‌. راهبرد و منطق مواجهه با سلفیه تکفیری

با این حال اکنون باید پرسید که چگونه می توان با این جریان مقابله کرد؟

بدون تردید یکی از الزامات تقابل با چنین وضعیتی، فهم دقیق هویت سلفیه تکفیری و نیز میزان مخاطره آمیز بودن جریان سلفی است. در واقع، هدف گذاری، تعیین سیاست ها، بیان راهبردها و راهکارهای تقابل با این جریان، بیش از هر چیز نیازمند برآورد خطر و میزان تهدید آمیز بودن آن است.

فهم این تهدید نیازمند کشف نشانه های ظهور و بسط اندیشه تکفیر است که متاسفانه در میان تحلیل گران این حوزه، وجود اندکی دارد.

تهدید آنها آنقدر زیاد است که اگر صبح از خواب بر خیزیم و بشنویم که داعش بخش دیگری از جهان اسلام را به تصرف خود در آورده است نباید تعجب کرد. از این رو باید به راهبردی منطقی اندیشید و جلو گسترش آنان را گرفت. برخی از این راهبردها عبارتند از:

۱- مواجهه آگاهانه و پیش گیرانه با گروههای سلفی تکفیری از طریق:

  • تاسیس مرکزی به نام «مرکز مطالعات استراتژیک سلفیه» و جذب کارشناسان متبحر و آشنا با جریان های مختلف سلفی به منظور نشانه شناسی سلفیه و بیان سنایورهای محتمل در مواجهه با آنها.
  • بررسی دقیق زمینه های رشد جریان های سلفی تکفیری در کشورهای سنی نشین و ارزیابی دلایل پیوستن جوانان اهل سنت به آنها
  • نقد و ارزیابی رفتار دولت های منطقه بویژه عراق و سوریه در اختلال در روند ملت/ دولت سازی و تحریک اهل سنت به تمایلات مذهبی و جدایی طلبانه
  • تدوین بسته سیاستی منسجم برای مهار تهدید های نرم افزاری گروه های تکفیری در فضای مجازی
  • تهیه جدول نقشه ریسک گروه های تکفیری در ایران و سایر مناطق تحت نفوذ گروه های تکفیری در سراسر جهان اسلام
  • تربیت افرادی حرفه ایی که بتوانند تا با زبان های مختلف با گروه های سلفی بویژه در شبکه های اجتماعی مناظره کنند.
  • تحلیل محیطی از تکفیر و عدم اصرار بر تبارشناسی تکفیر در گذشته
  • شناسایی دقیق گروه ها و جریان های اصلی و فرعی سلفی تکفیری و اکتفاء نکردن به تقسیم بندی های متداول

(راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری)

 

۲- تعامل سازنده با کشورهای منطقه و فرا منطقه جهت محدود سازی فعالیت های گروه های سلفی تکفیری از طریق؛

  • کاهش تنش با کشورهای منطقه بویژه کشورهای حوزه خلیج فارس
  • تفکیک وهابیت عبدالوهابی از وهابیت عبدالعزیزی در مواجهه با دولت عربستان و احتیاط و حزم در برخورد با نوع دوم
  • ارتباط علمی و فرهنگی با لایه های میانی و معتدل سلفی های منطقه
  • همکاری رسانه ای ایران با کشورهای افغانستان، عراق و سوریه ( و نیز برخی کشورهای آسیای میانه، قفقاز و… ) علیه گروه های تکفیری و نیز راه اندازی شبکه های رادیویی و تلویزیونی و پایگاه های خبری مشترک بین فرق و مذاهب اسلامی با هدف خنثی سازی زمینه های اختلاف افکنی و تقویت راهبرد وحدت و تقریب اسلامی زیر نظر علماء آگاه به مساله
  • گفتمان سازی مناسب در جهان اسلام بویژه منطقه خاورمیانه و آفریقا برای مقابله با مبانی فقهی و کلامی گروه های سلفی و تکفیری

(راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری)

۳-آگاهی بخشی به جهان اسلام از خطرات و پیامدهای گسترش گروه های سلفی تکفیری از طریق؛

  • اهمیت دادن به روش های مقابله موثر مثل رسانه، فیلم، کلیپ و پرهیز از برخوردهای شتاب زده و ژورنالیستی
  • تمرکز نکردن به پاسخ به شبهات وهابیت و پرداختن جامع به تغییرات معرفتی آنان از فقه کلاسیک اهل تسنن بویژه در باره اصول و قواعد حاکم بر تکفیر و اجرای احکام شرعی
  • احتیاط در تبیین جنایات گروه های سلفی تکفیری به منظور جلوگیری از گسترش اسلام هراسی در جهان
  • محوریت بخشیدن به اهل سنت جهت مقابله با گروه های سلفی تکفیری از طریق متوجه ساختن اهل سنت به خطرات معرفتی و عملی آنها.
  • برهم زدن میدان بازی گروه های سلفی تکفیری و قواعد روندهای بازی آنها از طریق طراحی بازی و قواعد جدید مقابله
  • تبیین دقیق ماهیت جریان تکفیر و فرا روی از مسایل سطحی آن به منظور جلوگیری از پیوستن افراد جدید به آن یا گسستن از آن
  • تفکیک میان اهل سنت، وهابیت و سلفیه. تکفیری ها خود را محور اصلی تفکر سلفی قلمداد کرده، ضمن دوری از وهابی نامیدن خود، بر سلفی بودن اصرار دارند، آنان سعی دارند سایر جریانات سلفی را با محور خویش مدیریت نمایند. در مواجهه با گروه های تکفیری، این حرکت انحرافی را باید در تضاد با اصول و باور سلف دانست و بر عدم مصادره این عنوان از سوی آنان، تاکید کرد.

(راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری)

۴-تقویت جبهه مخالفان سلفیه تکفیری از طریق؛

  • اصلاح تصویر تشیع در جهان و مواجهه منطقی با سلفی های شیعه
  • همکاری و تشریک مساعی با جریان های منتقد سلفیه تکفیری که شامل چند گروه ذیل می شوند؛

۱) جریان ماتریدیه

ماتردیان همچون اشعریان اصالتا با اندیشه سلفی حنبلی سازگاری ندارند و به همین دلیل به ویژه در یک دهه اخیر تلاش های مورد ستایشی از سوی آنان در جهت انتشار میراث ارزشمند کلامی متکلمان برجسته اشعری و ماتریدی آغاز شده است.

ابو منصور ماتریدی(۲۵۰ – ۲۴۸ یا ۳۳۳ هجری قمری) [۹] همچون اندیشمند معاصر خود، ابوالحسن اشعری، اندیشه کلامی خود را برای صلح و آشتی میان معتزله و اهل حدیث ارائه کرده اند و از این رو می کوشند همواره راهی میان آن دو مکتب برگزیند. [۱۰].

ماتریدی قسمت اعظم اندیشه های کلامی خود را از ابوحنیفه گرفته و از کتاب «فقه اکبر» او که مربوط به عقاید است، متأثر می باشد. او با انجام اصلاحاتی در مذهب تسنن، فرقه ماتریدی را بنیان نهاد.

ماتریدی در اندیشه خود تنزیهی است و هر آنچه را که مستلزم تجسیم و تشبیه خدا یا نقص و امکان در ساحت او باشد، مردود می شمارد، اما مانند معتزله هم نیست که قابل به نفی صفات باشد.

ماتریدی به عقل بسیار بها می دهد و در عین حال از نقل هم سود می برد از این رو روش کلامی او بر دو پایه عقل و نقل است. لذا توجه ماتریدی به عقل را به عنوان یک تفاوت مهم با اشعری باید در نظر گرفت؛ از این رو در تقسیم بندی دقیق، اشعری مکتبی میان اعتزال و اهل حدیث بوده و ماتریدی مکتبی میان معتزله و اشاعره قلمداد می شود [۱۱].

مهم ترین مرحله و اوج تکامل مکتب ماتریدیه، در دوره دولت عثمانی( ۷۰۰ تا ۱۳۰۰ ق) است؛ دولت عثمانى در فروع پیرو ابوحنیفه و در اصول پیرو ماتریدى بود و از این رو، همه اقتدار و سلطه دولت عثمانى در خدمت ماتریدیه قرار گرفت بود. [۱۲].

امروزه اندیشه کلامی ماتریدیه در مناطق شرقی و شمالی جهان اسلام حاکم و غالب است. در هند، بنگلادش، پاکستان، افغانستان، ترکیه و برخی از کشورهای عربی تقریبا عموم اهل سنت از عقاید کلامی ماتریدی پیروی می‌کنند و در مدارس دینی اهل سنت اندیشه ماتریدی تدریس و ترویج می‌شود.

محمد زاهد کوثرى(متوفی۱۳۷۱ق) از چهره های شاخص ماتریدی دردوره معاصر است که وهابیت را یک خطر می دانست و معتقد بود که وهابیت گونه جدیدى از شرک است و سران وهابیت را با عناوینى همچون «بت پرستان» و «سران بت پرستى» توصیف مى کرد. [۱۳]

از آن سوی نیز مکتب ماتریدیه همانند سایر فرقه‌های کلامی اسلامی، مورد هجوم وسیع تبلیغاتی وهابیان قرار گرفته است. بدان حد که در نگاه سلفیان وهابی معاصر، اشاعره و ماتریدیه،لیاقت آن را ندارند که به عنوان اهل سنت معرفی شوند. [۱۴]

همچنین نقدهایی در باره این مکتب از سوی سلفیان نگارش یافته است. از جمله شمس‌الدین سلفی با نگارش کتاب «الماتریدیه و موقفهم من توحید الاسماء و الصفات» ضمن توهین به علما و دانشمندان ماتریدیه مدعی است که ماتریدیه اساسا از اهل سنت نیست، بلکه جهمیه است.

(راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری)

۲) جریان صوفیه

فرقه های متعدد صوفی اهل سنت در جهان اسلام وجود دارد که این فراوانی نشان از گرایش مذاهب اهل سنت به تصوف و طریقت است .

سلفیان وهابی موضعی کاملا مخالف در برابر تصوف و پیروان آن دارد و آنان را انحراف اسلام می شمارند[۱۵].

مخالفت آنان ریشه در مخالفت ابن تیمیه با صوفیان دارد او مخالفت با اهل تصوف و عرفان را بدان حد پیش برد که به گمراهی و کفر محی الدین و عرفا فتوا داد و کتاب النصوص علی الفصوص را بر ضد وی نوشت. [۱۶]

ابن تیمیه رسما همه عارفان را اولیای شیطان خواند[۱۷] . ابن تیمیّه با همه صوفیه سر انکار و مخالفت نداشت. او حتی برخی اهل سکر مانند بایزید بسطامی را معذور می‌داند و آنها را از ابن عربی و حلاج‌ ، جدا می‌کند[۱۸].

وی همچنین در آثارش از مشایخ اولیه تصوف دفاع کرده و حتی کتابی در مقامات و احوال صوفیه به نام التُحفه العراقیه فی الاعمال القلبیه نوشته است.[۱۹]

از آن سوی، صوفیان سنی، در جبهه مقابل سلفیان وهابی قرار دارند و این تقابل، نقدها و مخالفت های تندی را از سوی طرفین به دنبال داشته است که نمونه آغازین آن مناظره احمد ابن ادریس فاسی (متوفی ۱۲۵۳) با پیشوایان وهابی از جمله ناصر بن محمد کبَیبی (متوفی ۱۲۴۹) است.

ابن ادریس در سال های حضور وهابیان در مکه با سه فرزند ابن عبدالوهاب دیدار داشته و از مبانی اندیشه های محمد بن عبدالوهاب آگاه بوده است؛ او در این مناظره اصول و قواعد ابن عبدالوهاب را از اثرات جهل مرکب او دانست و پیروان او را صاحبان تحجر بسیط و تعقل بسیار حقیر برشمرد.

در دوره معاصر تقابل میان صوفیان سنی و سلفیان وهابی ظهور و بروزهای متعددی داشته است؛ محمد صالح المنجد، وهابی معاصر مقیم سعودی، فرق صوفیه مانند تیجانیه، قادریه، نقشبندیه، شاذلیه، رفاعیه وغیره را مخالف کتاب و سنت دانسته، ضمن اشاره به برخی از باورهای ایشان، همچون زیارت و تبرک و برگزاری محافل جشن میلاد پیامبر (ص) و منسوبان ایشان، آنان را مورد نقد قرار می دهد[۲۰] .

مکتب بریلوی در شبه قاره هند که در فقه پیرو مذهب حنفی و در طریقت قادریه هستند، به شدت در تضاد با وهابیت اند؛ آنان ابن تیمیه را «ضال مضل» و «فاسد المذهب» و ابن قیم را «ملحد» و وهابیون را «اسفل السافلین» می شمارند و معتقدند «ان الوهابیین اخبث و اضر و انجس من الیهود و النصاری و الوثنیین و المجوس»[۲۱] .

این ظرفیت مواجهه در دیوبندی ها هم وجود دارد که باید مورد ملاحظه دقیق قرار گیرد. در عربستان سعودی، صوفی‌های مالکی به رهبری محمد بن علوی المالکی(متوفی۱۴۲۵ق) با نگارش آثار متعددی همچون «مفاهیم تجب أن تصحّح» و «التحذیر من المجازفه التکفیر» به نقد جریان وهابی پرداخت است[۲۲].

البته سلفیان حجاز، او را به دلیل دعوت به شرک و منکرات و دوری از مسلک سلف، تکفیر نمودند[۲۳] و کتاب «حوار مع المالکی فی رد منکراته وضلالاته» با مقدمه بن باز در سال ۱۴۰۳ق. منتشر گردید.

در مصر معاصر، صوفیان به عنوان یک فرقه رسمی مستقل[۲۴]، فعالیت گسترده ای دارند؛ شورای عالی صوفیان ، عالی ترین مرجع تصمیم گیری رسمی این گروه تلقی می شود و عبدالهادی القصبی شیخ مشایخ صوفیه، از پاییندی خود به مذهب سنی اشعری تاکید کرد[۲۵].

بعد از انقلاب مصر و افزایش نفوذ جریان سلفی در مصر، صوفیان با انگیزه رقابت با سلفی‌ها از انزوای خود خارج شده و به ترویج افکار خود پرداختند. این رقابت‌ها البته به درگیری های اعتقادی میان دو طرف نیز منجر می‌شد، صوفی‌ها اعتقاد داشتند که سلفی‌ها به دنبال ترویج افکار وهابی‌ها در مصر هستند و سلفی‌ها نیز صوفی‌ها را به وابستگی به شیعیان متهم می‌کنند و باور آنان نسبت به زیارت مشاهد مشرفه و توسل را مخالف شریعت شمرده، آن را عاملی برای هجوم به صوفیان دانستند [۲۶] و حتی در چند مکان به خراب کردن بناها و مراقد مورد احترام صوفیه نیز اقدام نمودند.

(راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری)

۳) نئومعتزلیان

امروز گروهی از نواندیشان دینی به اندیشه کلامی معتزله روی آورده اند و کوشش در جهت تفسیر عقلانی از دین در مواجهه با مدرنیته دارند.

معتزله، فرقه کلامی نام آشنایی است که از اواخر قرن سوم قمرى تا نیمه قرن پنجم قمرى در تفکر کلامی جهان اسلام حضور داشت و با ویژگی به کارگیری عقل در تفسیر آموزه های کلامی و الهیاتی، راه خویش را از تفکر اهل سنت و جماعت که بیشتر نقل گرا بودند ممتاز ساخت و آنگاه با تفوق تفکر اشعری به عنوان تفکر کلامی نقل محور، به حاشیه رانده شد.

امروزه گروهی از نو اندیشان اسلامی، از میان دو راه کلامی تاریخی پیش روی اهل سنت؛ یعنی نظام اشعری و راه اعتزال، به اندیشه های کلامی اعتزالی روی آوردند. این گروه از تجددخواهان معاصر عمدتاً در کشورهای اسلامی عرب زبان، برای پیشبرد فعالیت های خویش با توجه به این جنبه مهم کار معتزله، یعنی ارائه تفسیر عقلانی از وحی و شریعت، می کوشند با احیای این مکتب فکری در اسلام و تطبیق آراء و آموزه های آن با مسائل جدید، که به دنبال تحولات دوره مدرنیته بوجود آمده، راه حل ها و موضع گیری های مناسبی برای این مسائل بیایند.

نومعتزلیان علاوه بر رویکرد عقلانی به مبانی دینی و توجه به کار معتزلیان قدیم در این باب، دست به ارائه تفسیرهای جدید از آموزه های دینی زدند که این آراء لزوماً مطابق با آراء معتزلیان قدیم هم نیست و حتی گاهی آن را به نقد هم می کشند. اما در اصولی مانند آزادی اختیار آدمی و نفی جبرگرایی با آنها مشترکند.

عناصر اندیشه ای این گروه، که به نومعتزلیان شهره اند، بر آراء و اندیشه های امین الخولی(متوفی ۱۳۸۶ق) و محمد احمد خلف الله استوار است. حسن حنفی شاگرد احمد خلف الله، به ارائه مدون و منسجم آن پرداخته است.

پایه گذاران جنبش نو معتزلیان در مصر و کشورهای عربی با تأسیس مکتب ادبی در تفسیر و نگاه ویژه خود به قرآن، توانستند راه تفسیرهای عقل گرایانه را برای قرآن باز کنند.

محمد عابد الجابری (مراکش)، جابر عصفور (مصر)، طه حسین (شاعر و ادیب، مصر)، حسن حنفی (مصر)، نصر حامد ابوزید (مصر، مقیم هلند)، عبدالرحمن بدوی (مصر)، طهطاوی (رئیس سابق الأزهر)، محمد الطالبی (تونس) و لیلا احمد (کانادایی عرب تبار) از دیگر چهره های مهم معتزلی معاصر بشمار می آیند.

تلاش معتزلیان جدید بر کشاندن عقلانیت به حوزه دین را می توان یک حرکت نواندیشی در میان اهل سنت برشمرد و با توسعه و بسط جریان نومعتزله، و به میزان اقبال جامعه اهل سنت به سمت عقلانیت، فاصله از اندیشه سلفی شکل خواهد گرفت و چنین تفکر عقلانی نزدیکی به اندیشه عقلانی معتدل شیعی را نیز به دنبال خواهد داشت، هر چند که انحطاط نومعتزله به دلیل افراط در عقل گرایى، تأویل متون دینى و نقد جدی صحابه، دور از نظر نیست؛ دلایلی که معتزله را به زوال کشاند. البته پیروز این مصاف سلفیان نخواهند بود.

(راهبرد و مواجهه با سلفیه تکفیری)

۴)مشایخ صحوه

امروزه برخی از سلفی های معتدل مثل سلمان العوده، بن جبرین، ناصر العمر، عائض القرنی و سفر الحوالی، تلاش می کنند در اندیشه های سلفی باز اندیشی کنند و آن را به تفکرات مدرن نزدیک سازند. در واقع آنان متوجه شده اند که تفکر سلفی تولید خشونت می کند و باید راهی به سوی کنترل نمودن آن جستجو کرد. تماس با این گروه ها و ترویج نگرش هایی که از درون به سلفیه نگرشی انتقادی دارند در به محدودیت بردن آنها کمک شایانی می نماید.

۵) سلفی های منتقد

علاوه بر گروه های مذکور، هستند سلفی هایی که منتقد مساله تکفیر در اندیشه وهابیت اند. به عنوان مثال شوکانی و منصور حازمی که خود از حامیان وهابیت است و به محمد بن عبدالوهاب به دیده احترام می نگرند، از نسبت کفر توسط وهابیون ابراز انزجار می کنند. بالاتر از آن، برخی دیگر همانند محمد صدیق حسن خان از وهابیت ابراز برائت می کند؛ چرا که به عقیده وی آنان چیزی جز ریختن خون نمی شناسند. انور شاه کشمیری وهابیت را مترادف تکفیر می داند.[۲۷]

با این همه باید بر این نکته نیز تاکید شود که در برخورد با تکفیری ها باید تقوا رعایت شود. اگر تکفیر که نسبت دادن بی قاعده کفر به عده ای است، اقدامی نادرست است، از آن طرف هم نسبت دادن بی قاعده تکفیری بودن به عده ای نادرست است. این گونه نباشد که ما نیز هر کسی را که قدری رابطه اش با ما خوب نبود، تکفیری بخوانیم. از این نظر باید دقت کرد که حساب سلفی ها را از تکفیری ها جدا کرد. تکفیر و تکفیری را باید آن چنان که هستند و در همان سطح و حدی که قرار دارند معرفی کرد و با آنها به مبارزه پرداخت.

نتیجه:

برآیند گفتگوهای ما نشان داد که سلفیه تکفیری با شارژ کردن مفهوم جهاد در محتوی و ماده ای جدید، در صدد بنای نظمی جدید در عرض نظام دولت- ملت مدرن است تا بدین گونه به اقامه شریعت بپردازد.

با این همه، این جریان با تصرفاتی که در معرفت سنتی از دین به انجام می رساند، موجب ظهور دستگاهی جدید در تفسیر شریعت می شود که می تواند برای عموم مسلمانان مخاطره انگیز باشد.

این دستگاه فقهی خشونت را توجیه و توحش در تمکین مومنان را موجه می سازد. شناخت جزیی و دقیق این جریان نیازمند بذل وقت بسیار و نیز تدوین راهبردها و سیاست ها متناسب آن است. این سیاست و راهبرد باید نقاط ضعف و قوت ما در مواجه با سلفیه تکفیری را شناسایی و ارزیابی نماید و راهی به سوی برخوردی منطقی فراهم آورد.

عبدالوهاب فراتی

دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

منابع
  1. ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب، مجموعه التوحید، نسخه پی دی اف. سایت منبر التوحید و الجهاد.
  2. ابی بکر ناجی، اداره التوحش، اخطر مرحله ستمر بها الامه، مرکز الدراسات و البحوث الاسلامیه.نسخه پی دی اف.
  3. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیه فی الفکر الاسلامـی»،حولیات الجامعه التونسیه فی خدمه الثقافه العربیه، تونس، ۱۹۹۵م،
  4. جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، قم: موسسه النشر الاسلامی.
  5. جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، قم: موسسه امام صادق(ع) ۱۳۸۹٫
  • رشید رضا، تفسیر المنار، بیروت: دار المعرفه، ۱۳۹۳ق.
  1. شمس الدین السلفی الافغانی، الماتریدیه و موقفهم من توحید الاسماء والصفات، چ دوم، مکتبه الصدیق، طائف، ۱۴۱۹ ه.ق.
  2. شیخ محمد زاهد الکوثری، مقالات الکوثری، مکتبه الازهریه للتراث، مصر، ۱۴۱۴ ه.ق.
  3. محمد ابوزهره، تاریخ المذاهب الاسلامیه، دارالفکر العربی، قاهره.
  • محمد بن عبدالوهاب، کشف الشبهات فی التوحید، مدینه المنوره: جامعه الاسلامیه، ۱۴۱۳ق.
  • محمود سعد طبلاوی، التصوف فی تراث ابن تیمیه، مصر ۱۹۸۸٫
  • نشریه دابق، ارگان رسمی خلافه اسلامی در عراق و شام، شمارگان یک تا هفت
پینوشت:

. [۹] موسس فرقهٔ ماتریدیه، متکلم، فقیه و مفسر قرآن ایرانی مسلمان بود. او که در ماترید از نواحی سمرقند در ماوراء النهر به دنیا آمد. گویا وجود “ماتریدیه” به شکل یک فرقه، بعد از زمان وفات ماتریدىباشد; زیرا فرقه اى که به شخصى منتسب است، از مجموع شاگردان و پیروان عقاید او پدید مى آید. شخصیت هایی چون ابونصر بزدوى (متوفی ۴۹۳ق)، ابومعین نسفى (متوفی۵۰۸ ق) و نجم الدین نسفى (متوفی۵۳۷ ق) صاحب عقائدالنسفیه، هر کدام به سهم خود به ترویج عقاید ماتریدی پرداختند. ( بحوث فى الملل و النحل، ج ۳، ص ۲۲).

[۱۰]  زبیدی می‌گوید:«هر گاه گفته شود اهل سنت، مقصود اشاعره و ماتریدیه‌است». اتحاف الساده المتقین بشرح اسرار احیاء العلوم، ج ۲، ص ۸.

[۱۱] تاریخ المذهب الأسلامیه ، ص ۱۶۴٫

[۱۲] شمس الدین سلفى این دوره را «ام الادوار»؛ مهم ترین مرحله و اوج تکامل مکتب ماتریدیه، مى داند. (شمس الدین السلفى الافغانى، الماتریدیه و موقفهم من توحید الاسماء والصفات، ج ، ص ).

[۱۴] صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان،عضو هیئه کبار العلماء و عضو اللجنه الدائمه للإفتاءوالبحوث العلمیه عربستان می گوید:«والأشاعره والماتریدیه خالفوا الصحابه والتابعین والأئمه الأربعه فی کثیر من المسائل الاعتقادیه وأصول الدین فلم یستحقوا أن یلقبوا بأهل السنه والجماعه». بن فوزان ، من مشاهیر المجددین فی الإسلام ، ص۱۸٫

[۱۵] توفیق بن عامر، مواقف الفقهاء من الصوفیه فی الفکر الاسلامی‌، ص ۵۴٫

[۱۶] دواداری ، کنز الدرر و جامع الغرر، ج۹ ، ص ۱۴۳٫

[۱۷] ابن تیمیه ، الفرقان بین اولیاء الرحمن و اولیاء الشیطان، ص۹۹

[۱۸] طبلاوی ، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ص ۷۳

[۱۹] همان ، ص ۵ – ۷ .

[۲۰] www.islam-qa.com/ar/4983

[۲۱] الریلویه، ص ۱۵۳ – ۲۱۱٫

[۲۲] او می نویسد:« ما به کسانی مبتلا شده‌ایم که در توزیع کفر و شرک و صادر کردن احکام با القاب و اوصاف غیر صحیح تخصص دارند. اوصافی که لایق مسلمان شهادت‌دهنده به توحید و نبوّت پیامبر اسلام (ص) نیست». بن علوی، التحذیر من المجازفه بالتکفیر ،ص ۸-۹٫

[۲۳] أصدرت هیئه کبار العلماء قرارها رقم ۸۶ والصادر بتاریخ ۱۱-۱۱-۱۴۰۱هـ الداعی باستنکار مااتجه الیه السید محمد بن علوی بن عباس المالکی المکی الحسنی من «الدعوه الى الشرک بالله سبحانه»و«والدعوه الى البدع والمنکرات والضلالات والبعد عما علیه (سلف) هذه الأمه من سلامه العقیده وصدق العبودیه لله تعالى فی ألوهیته وربوبیته وکمال ذاته وصفاته».

www.alhejazi.net/qadaya/032506

[۲۴]  پیش از انقلاب اخیر مصر، صوفیان مصر بر اساس قانون دولتی شماره ۱۱۸ که در سال ۱۹۷۶ میلادی به تصویب رسیده بود، همه فعالیت‌های اجتماعی و دینی خود را اداره می‌کردند. بر اساس این قانون، شورایعالی طریقه‌‌های صوفیه متشکل از ۱۶ عضو، به عنوان عالی‌ترین نهاد نظارت و تصمیم‌گیری در همه امور پیروان و مریدان صوفیه ایجاد شده است و در همین رابطه، رئیس شورا ـ که شیخ‌المشایخ صوفیه در مصر تلقی می‌شود ـ به طور مستقیم از طرف رئیس‌جمهوری و از میان قطب و شیوخ یکی از طریقه‌های صوفیه منصوب می‌شود. صوفیان مصر تلاش الازهر برای سلطه بر نهاد رسمی آنان را بر نتابیده ، بر استقلال شیخوخیت عامه طریقت‌های صوفی اصرار دارند.

[۲۵]  www.el-balad.com/447190

[۲۶] شیخ یاسر برهامى نماینده سلفیان مصر در نقد صوفیان مصر مدعی است:« أما ما یقوم به الصوفیه من زیاره الأضرحه والذبح ونذر النذور للصالحین لأتمام أمر ما والحلف بأسمائهم والطواف بأبوابهم هذا الأمر مخالف للشریعه الإسلامیه.. فإن أصحاب هذه القبور لا نذبح لهم ولا ننذر لهم ولا نحلف بهم ولا نستغیث بهم ولا نطلب المدد إلا من الله ولا نطوف إلا ببیت الله ولما کان سبب شرک السابقین تعظیم قبور الصالحین».www.masress.com/october/134619

[۲۷] عبدالعزیز العبد الطلیف، دعاوی المناوئین لدعوه الشیخ محمد بن عبدالوهاب، عرض و نقد،دار الطیبه، ریاض، ۱۴۰۹ق، ص۱۶۰٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.