فرهنگی اجتماعی

راهبرد فرهنگی ، فلاح و رستگاری – ۱

چرا نظام سلطه از طریق فرهنگ به تقابل انقلاب اسلامی پرداخته و چگونگی اینکه فرهنگ به عنوان نیروی محرکه انقلاب اسلامی می تواند انقلاب را برای رسیدن به اهداف مورد نظر خودش یاری رساند، موضوع این یادداشت است.

۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۳۲

انقلاب اسلامی ایران برای دستیابی به اهداف خود با چالش ها و موانع متعددی روبروست . بخش عمده ی چالش ها ناشی از ماهیت انقلاب اعم از چیستی انقلاب و ایده آل های استراتژیک آن است که موجب رویاروئی خصم می شود . این ماهیت مختص انقلاب اسلامی ایران نبوده و نیست . تاریخ نشان می دهد مقابله با انقلاب ها به پشتوانۀ فرهنگ حفظ و صیانت از منافع ملی و وضع موجود صورت گرفته اند . تاریخ معاصر غرب، دست اندازی هایش به شرق و جنوب را به شکلی عریان در جنگ های فرهنگی، سیاسی و نظامی عیان کرده است . آنکه منافع را تهدید کند، دشمن محسوب شده و به تناسب آرایش جبهۀ آن باید با آن ستیز کرد . لذا این تقابل با هر انقلابی لاجرم و قطعی است . چنانچه تاریخ نهضت های انبیاء و نیز تاریخ اسلام و تشیع به این رویاروئی قطعی گواهی می دهند. پیش دستی آمریکا برای مقابله با روند رو به رشد انقلاب اسلامی در مراحل گوناگون و اوج آن در حمله به ایران بوسیله رژیم صدام برای متوقف کردن انقلاب اسلامی نیز شاهد تاریخ معاصر است .

دلایلی که ستیز با انقلاب اسلامی را نزد حافظان وضع موجود دنیا قطعی می کنند عبارتند از :

  • ماهیت استراتژی عدالت طلبانه و مبارزه با ظلم در بنیان های تفکر اسلامی و بویژه شیعی که تحول خواهی آن در تقابل با استراتژی حفظ وضع موجود و منافع حاکمان دنیا است .
  • پشتوانۀ فرهنگی فلسفه ی انتظار ظهور منجی موعود و رویاروئی نهائی حق و باطل به عنوان موتور محرک اندیشه ی مقاومت و ظلم ستیزی و عدالت طلبانه در ادیان الهی بویژه در مکتب انقلاب اسلامی .

دیده بان های استراتژیست نظام سلطه، این فرهنگ را در ماهیت انقلاب اسلامی شناسائی نموده و در برابر آن صف آرائی می کنند. این صف آرائی در سطوح گوناگون شکل می گیرد و به تناسب شناسائی از وضعیت بخش های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی آرایش داده می شوند. اولویت خصم رویاروئی از طریق فرهنگ است. اگر در این جبهه توفیق نصیبش شود بکار گیری سایر شیوه ها ضرورت نخواهد داشت. هزینه های رویاروئی های اقتصادی و نظامی و سیاسی بالاست و ملت های انقلابی را آبدیده تر کرده و غلبه بر آنها را دشوارتر می کند. این تجربه ایست که بارها در تاریخ آزموده شده و به اصطلاح می توان گفت بریدن سر با پنبه هزینه ی کمتر یا اصلاً هزینه ای نخواهد داشت. این پنبه همان فرهنگ است که امروزه در جبهۀ جنگ نرم با شاخص های ویژۀ خود شناخته می شود.

باز شناسی اجمالی عنصر فرهنگ در سرزمین ما به عنوان خواستگاه بیداری نوین اسلامی می تواند به ترسیم وضعیت این جبهه کمک کند. ضرائب پیچیده ی فرهنگی مانع از آن نیستند تا به وضوح دریابیم دستگاه تنطیم کنندۀ فرهنگ ملی و دینی سرزمین ما چه قبل و چه بعد از اسلام عنصری درون جوش و پویا و حتی بر فرهنگ های مهاجم مثل اسکندریون و مغول ها تأثیر گذار بوده و خاصیت هضم کنندگی داشته است.

این ویژگی با پذیرش اسلام توسط ایرانیان دو چندان شد. شعر و ادب از یک سو و شاخص های معماری از سوی دیگر در دنیای هنر آن ادوار نشانه های باقی مانده از نظام فرهنگی توانائی است که توانست ماهیت دینی و ملی ایران اسلامی را پاس دارد. نمود بارز دیگر این رویکرد حضور بلا منازع فرهنگ دینی و ملی ایرانیان در نظام اداری و دیوانسالاری و نظامی امپراطوری های بزرگ عباسی و عثمانی بود .

تغییر در نگاه استراتژیک حاکمان صفوی با فراموش کردن اصل عدم اعتماد به بیگانگان موجب راه یابی غرب از دریچه ی فرهنگ به سمت پایگاه ها و هویت های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی گردید. نفوذ غرب در ایران با حضور میسیونرهای مذهبی به عنوان طلایه داران فرهنگ و بعدها تجدد در دوران صفویه آغاز شد و در دوران قاجار بسیار پیشرفت کرد و دوران پهلوی به اوج خود رسید. مقایسه های فرهنگی با رویکرد غریب نوازی و خود کمتر بینی رفته رفته به احساس حقارت تبدیل شد و با شکل گرفتن طبقات جدید اجتماعی تجدد طلب که در غرب آموزش و پرورش یافته بودند به جریان غرب زدگی دامن زده شد و شدت آلودگی های فرهنگی را به حدی رساند و رسانده است که ملت ایران که روزی برای حفظ حجاب زنان در مسجد گوهرشاد در برابر گلوله ها ایستاد، اینک برای باز گرداندن حجاب با چالشی جدی روبروست. گرچه حجاب تنها یکی از مظاهر فرهنگی جامعه هست اما می تواند نشانۀ جنگی باشد که دشمن در حوزۀ فرهنگ بخوبی دارد آن را فتح می کند. اگر اوایل پیروزی انقلاب بیرون گذاشتن چند تار مو قبیح بود، امروز پوشیدن لباس های بدن نما و نیمه عریان در انظار عمومی خود نمایی می کند. یا بی حجابی کامل دختران تازه بالغ در محضر عام به امری عادی تبدیل شده است.

عدم کارآئی استراتژی های سیاسی، اقتصادی و نظامی نشان از ضعف در استراتژی فرهنگی است. رویدادهای اعجاب برانگیزی که گاه از فتنه های اجتماعی فهمیده می شوند و گاه از صندوق های رأی سر بر می آورند یا مظاهری اقتصادی و نظامی میابند بدلیل فقدان یا انحراف راهبردهای فرهنگی اند. این نکته را در مثال های زیر می توان وارسی کرد ؛

نظام تربیتی و آموزشی کشور ما حدود ۱۲ تا ۲۰ سال از بهترین سال های عمر قریب ۲۰ میلیون شهروند ایرانی را از اوان کودکی و ورود به مهد کودک ها و دبستان ها و دبیرستان ها و دانشگاه ها را در اختیار می گیرد ، اما میزان انواع بزه کاری های اجتماعی و آمار طلاق در میان بخش عمده ای از جوانان، روز بروز در حال افزایش است. این بدین معنی است که پسران و دختران ما در گرداب آموزش وپرورشی گرفتار شده اند که در آن یاد نمی گیرند چگونه همسر داری یا خانه داری کنند ولی یاد می گیرند که چگونه شوق زندگی بدون تعهد داشته باشند یا مهاجرت و ایران گریزی برایشان آرزو تلقی شود. این گرداب چیزی نیست مگر فقدان نگاه استراتژیک در آموزش و پرورش در تربیت نیروی انسانی مفید و آگاه.

یا نشانه ی انحراف راهبرد فرهنگی این است که از هنرمندان بخواهیم مأموریت زمین مانده ی معلمان را برعهده بگیرند. قرار نگرفتن مسئولیت های فرهنگی در جای درست خود نشانۀ فقدان یا انحراف راهبرد فرهنگی است. محصول این فقدان و انحراف سپردن این مأموریت خطیر به دست رسانه های هنری و مجازی بیگانه است.

گاهی مجبور می شویم از ابتدا چرخ را اختراع کنیم. شاید فرهنگ تنها جائی باشد که این امر معقول باشد. زیرا چرخ های فرهنگ هر جامعه ای فقط مختص همان جامعه است. جامعه ای که تعریفش از خشونت نسبت به کودکان این است که اگر کودکی مادرش را بیش از سه بار صدا بزند و او پاسخ ندهد نسبت به او مرتکب رفتار خشونت آمیز شده است برای جامعه ای که کودکان کارهای سخت جانفرسا را با حداقل دستمزد انجام می دهند نمی تواند الگوهای آموزشی و تربیتی مناسبی ارائه دهند.

گرداب فرهنگی موجود به نظام آموزش و پرورش ختم نمی شود. کافی است به سیاهۀ دستگاه های متعدد با مأموریت های فرهنگی نگاهی بیندازیم و آشفتگی و عدم هماهنگی که گریبان همۀ اینها گرفته است را ببینیم. وزارت آموزش و پرورش با هزاران مدرسه و آموزشگاه و دانشگاه ، وزارت علوم و آموزش عالی و ده ها دانشگاه، ده ها حوزۀ علمیه در سراسر کشور، سازمان تبلیغات اسلامی و حوزۀ هنری آن در سطح کشور، سازمان صدا و سیما و شبکه های متعدد آن، وزارت ارشاد اسلامی و بنیادها و سازمان های فرهنگی، هنری و سینمائی وابسته به وزارت ارشاد، هزاران مسجد در سراسر کشور، نشریات و انتشارات متنوع ، معاونت های فرهنگی و هنری شهرداری ها و سایر وزارتخانه ها و سازمان های دولتی، خصوصی و نظامی و جبهه های رنگارنگ فرهنگی. این اسامی نشان می دهد که همه ی کشور به ضرورت و اهمیت فرهنگ واقفند اما اوضاع فرهنگی نشان می دهد که راهبرد فرهنگی که بتواند همه را حول هدفی استراتژیک و تقسیم کارهای هم افزا متحد کند وجود ندارد یا در مسیری انحرافی سیر می کنند .

باید راهبرد فرهنگ را از نو طرح کرد و چرخ آن را ترمیم نمود . کلید واژه های این نوسازی عبارتند از : دین، اسلام، تشیع، سنت های ملی، انقلاب اسلامی، عدالت، ظلم ستیزی، ظهور، فلاح و رستگاری .

ادامه دارد……

حبیب الله بهمنی

۱۲/۷/۹۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.