فرهنگی اجتماعی

چالش های مدیریتی کشور – قسمت اول (مدیران ناهشیار)

نگاه به تاثیرات و اثرات مخرب بکار گیری مدیران ناهشیار در صحنه مدیریتی کشور موضوع این یادداشت می باشد.

۱۳ دی ۱۳۹۶ ۱۳:۳۸

مدیریت امروزه از زوایای مختلفی به آن نگریسته می شود. از جهت سرعت، اتفاقات و تحولات در این عرصه متغیرهای بیشماری را می پذیرد؛ و ضرورت پایش های متعددی در بر می گیرد .

امروزجامعه پر تحول و تحرک مدیریتی لحظه به لحظه با پدیدها ، جریانات ، کنشگران ، تحلیل و تفسیرهای گوناگون مواجه است. که تحمل بعضی از این عرصه ها سخت و حضور در آن بعضا ملال آور و زمانی مقاومت در برابر آن شیرین و گاهی شکننده است.

یکی از شاخص های مهم که شایسته است هر از چند گاهی در امر مدیریت ها به پایش در آید و بر آورد وضعیت گردد میزان هشیاری مدیران و شناسایی مدیران ناهشیار است که می توانند هزینه سنگینی برای جامعه داشته باشد .

قبل از ورود به موضوع لازم است تعریفی از مدیران هشیار و غیر هشیار ارائه گردد .

مدیران هشیار : هشیاری از کلمات و واژه های است که دایره تعریف آن متغیرهای زیادی را می پذیرد . اما آنچه امروزه در حوزه روانشناسی به آن اطلاق می گردد؛ عبارتند از آگاهی فرد در هر لحظه از محرک های بیرونی و درونی از وقایعی که در محیط رخ می دهد. و نیز حس های جسمی ، خاطرات و افکار خود را دارد. اما در همین جهت؛ عده ای معتقدند این یک جنبه از هشیاری است و این واقعیت را نادیده می گیرد که وقتی می کوشیم مسأله ای را حل کنیم یا در پاسخ به وقایع محیط و برای رسیدن به اهداف خود ، انجام یک رشته اعمال را بر بقیه ترجیح می دهیم باز هم هشیاریم بنابراین نه تنها زمانی که محیط درونی و بیرونی خود را می نگریم بلکه زمانی هم که در پی کنترل خود و محیط هستیم هشیاریم این تعریف از هشیاری شامل دو عنصر است:

الف : پایش خود و محیط مربوطه که نتیجه آن ادارکات ، خاطرات ، و افکار در حوزه باخبری و اطلاع فرد باز نمود پیدا می کند.

ب: کنترل بر خود و محیط اطراف که نتیجه آن فرد می تواند اعمال رفتاری و شناختی را آغاز کرده و به سر انجام برساند.

مدیران ناهشیار: یکی از نظریه های مهم در باره هشیاری نظریه زیگموند فروید است. فروید و پیروانش معتقد بودند که بخشی از ذهن انسان به نام ناخود اگاه (ناهشیار ) حاوی خاطرات ، تکانه ها و امیالی است که بخش هشیار ذهن به آنها دسترسی ندارد. او معتقد بود برخی خاطرات و امیالی که فرد را به لحاظ هیجانی آزرده می کنند ، واپس زده می شوند و به بخش ناهشیاری رانده شده و در آنجا با آنکه از آنها با خبر نیستیم ممکن است بر اعمال ما تاثیر بگذارد. و لذا افکار و تکانه های واپس زده در ناخود آگاه نمی تواند وارد ذهن هشیار شوند . یعنی از طریق رویاها ، رفتارهای غیر منطقی ، حرکات ادایی و لغزش های زبانی بر ما تاثیر می گذارد.

اصطلاح لغزش فرویدی که به فراوانی به کار می رود به حرف ها و اشارات غیر عامدانه اطلاق می شود که مطابق مفروض های روانکاوی، وجود تکانه های پنهان را بر ملا می کنند .

متأسفانه امروز بخشی از مدیران در جامعه دچار این پارادایم شده اند یعنی نوعی ناهشیاری از خود نشان می دهند . در حالی که اطراف آنها پر از حوادث مختلف و تکانه های بزرگ می باشد؛ نمی توانند این وضعیت ها را دریابند.

امروز که دشمن و استکبار جهانی علنا دشمنی می کند، در صدد نابودی بر آمده است، تهدید و تحریم می کند، نقشه می کشد، محاصره می کند، شمشیر از غلاف در می آورد و لحظه به لحظه و قدم به قدم محدودیت ها، ممنوعیت ها و محرومیت ها را بر علیه جمهوری اسلامی اعمال و گسترش می دهد و اقدام به آلوده کردن منطقه به توطئه، فتنه، ترفند و حیله برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی نموده است و کاخ سفید و ترامپ در آخرین راهبرد امنیت ملی ، هدایت یافته و هدفمند ، جمهوری اسلامی را هدف اول خود برای مهار و زیرضربه بردن قلمداد می کنند و قدس شریف توسط استکبار جهانخوار به عنوان پایتخت اسرائیل اعلام می شود.

و همچنین با داخالت در امور داخلی ایران سعی می نمایند چتر نفوذ خود را با در سیطره گرفتن خانواده ها پیش ببرند و با اعمال محدودیت های اقتصادی به دنبال فلج کردن اقتصاد جمهوری اسلامی بوده و اختلاف و ایجاد دو دستگی ها را از مهمترین ماموریت های سرویس های اطلاعاتی خود بر علیه جمهوری اسلامی ایران قرار داده اند. و … در چنین وضعیتی یک مدیر هشیار چه کار باید بکند ؟!

آیا باید ضریب هشیاری خود را بالا ببرد یا اینکه به اتکای تکانه های پنهان شخصیتی که از مفروضات روانکاوی او است دست به تحریک جامعه بزند؟

آیا باید با درک دقیق از پیرامونی خود محاسبه گرانه با پدیده های جامعه مواجه گردد یا اینکه به خاطر نا هشیاری هر پدیده ای را به بحران تبدیل نماید؟

آیا باید واقع گرایانه عمل کند یا ذهن گرایانه جنجال بیافریند؟

آیا باید با تلفیق عزت نفس و تعامل مثبت حرکت کند یا اینکه با خود محوری و خود شیفتگی جامعه را به التهاب برساند؟

آیا باید مدیر برای خدمت از منیت و خودیت ها عبور کند یا اینکه در خود ماندگی، افکار عمومی را به سمت غوغاسالاری پیش ببرد؟

آیا باید مدیر به هدایت مربی و مهندسی حاکمیت نظام به مأموریت های خود جهت دهد یا اینکه به آهنگ مربی و مهندسی دشمن حرکت کند؟

آیا باید یک مدیر فتنه های اطراف خود را ببیند و چاره اندیشی کند یا اینکه خود در جریان فتنه قرار گیرد؟

آیا باید در مسند و جایگاه مسئولیتی که تکیه زده است به عدالت هم بیندیشد یا اینکه عدالت را فدای تعصبات سازمانی، باندی و جناحی خود نماید و آن را به مسلخ ذبح جریانات سیاسی ببرد؟

آیا باید برای ماندن آرمان ها و ارزش ها شهیدان و ایثارگران که خود را فدای انقلاب اسلامی نموده اند بایستی انقلاب را برای دیده شدن هزینه کند؟

آیا باید آن چنان منطقی و استدلالی و قانون مدار باشد که تمام معرکه گردان ها را به تعقل و متانت وا دارد یا اینکه خود معرکه گیر باشد ؛ بگوید آنچه نباید بگوید، بشکند آنچه نباید بشکند، بایستد جایی که نباید بایستد،

آیا باید بیندیشد یا نیندیشد ؟

آیا باید بماند یا برود؟!

کم و بیش در تاریخ دو دهه اخیر انقلاب اسلامی شاهد ظهور این نوع مدیران بوده ایم. مدیرانی که هزینه های سنگینی بر ملت عزیز و جمهوری اسلامی تحمیل کرده اند. لذا باید چاره ای اندیشیده شود تا مدیران ناهشیار از گردونه مدیریت کشور حذف شود و این شدنی نیست مگر مصلحت اندیشی ها به کنار رود و غبار نامهربانی از دامن گزینش ها رخت بربندد. انتخاب مدیران از حیطه رابطه ها، باندها، جریانات جدا شود و به صورت سیستمی هوشمند، مدیران هوشیار بکار گرفته شوند. ضریب هوشمندی و هوشیاری مدیران همواره در محک آزمایش قرار گیرد و هوشیاری ملاک عمل قرار گیرد.

ادامه دارد….

علی اکبر فامیل کریمی

یک دیدگاه برای “چالش های مدیریتی کشور – قسمت اول (مدیران ناهشیار)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.