سیاسی و روابط بین الملل

گذار جریانات دانشجویی از عدالت خواهی به توسعه بعد از انقلاب اسلامی

جریانات دانشجویی به مقتضای شرایط و ویژه گی های دانشجویی دچار تغییراتی در گذر زمان بعد ازانقلاب اسلامی ایران شده اند . یادداشت زیر در نگاهی کوتاه به چگونگی این موضوع پرداخته است.

۲ دی ۱۳۹۶ ۱۳:۳۰

دکتر حسین عصاریان نژاد

دانشجویان در هر کشوری نسل یا لایه گذار نسلی هستند برای اینکه بتوانند دارایی های اجتماعی هر کشور را به مرحله تولید و نتیجه ختم کنند لذا بسیاری از سرمایه گذاری های  فرهنگی و اجتماعی در هر کشور تلاش دارد تا با توجه و تمرکز تلاش های برنامه ریزی شده خود در این لایه و طبقه اجتماعی و علمی بتواند بیشترین محصول را در آینده به دست آورده و سرمایه های اجتماعی را به دارایی های فعال و پر ارزش تبدیل کند.

یکی از مهم ترین رویکردی که دانشجویان را می تواند در این مرحله گذار با جهش و کیفیت مناسبی فعال نماید، حساس کردن آنان بر روی مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه و کشف راه حل ها و ارائه آن به کارگزاران است که عمدتا این رویکرد با توجه به اینکه دانشجویان از لایه پرشور و پرحرارت نسبت به اهداف و منافع ملی کشور شمرده می شوند، از رویکردهای آنان می توان هسته عدالت خواهی، پیشرفت، رفع فقر، نفی تبعیض ، مبارزه با فساد، ظلم ستیزی، و از همه مهتر دوری از سلطه و استبداد را به راحتی مشاهده کرد. این رویکردها جدای از ارزش های اخلاقی آنان در قدرت ملی، می تواند مستمسکی برای بسیاری از رفتارهای افراطی، تندرویانه و یا انحرافی نیز به حساب بیاید.

رویکرد پرشور و پرشوق حاکم بر فعالیت های دانشجویی که عمدتا ناشی از به مصاف طلبیدن تئوری ها و نظریه های رایج در مکاتب سیاسی جهان است، عمدتا سبب می شود که در نیل به استنتاج شاهد نوعی جهش یا میانبر از سوی جریان های دانشجویی باشیم که مقاومت آنان در پیگیری این روش از راهکار رسیدن به هدف معمولا جنبش های دانشجویی را در سطح جوامع شکل می دهد.

در تاریخ ایران قبل از انقلاب ظهور برخی از جنبش هایی که در شکل های عدالت خواهانه دست به فعالیت های مسلحانه یا دست به فعالیت های سیاسی و فرهنگی زده اند را  می توان در جنبش های کمونیستی، جنبش های ملی گرا، جنبش های مذهبی و جنبش های التقاطی دسته بندی کرد. این جنبش ها عمدتا با رویکردی در حل مسئله و معضل عدالت خواهی در جامعه در تفسیر رویکردهایی که در جامعه به عنوان فقر و استبداد و تبعیض یا وابستگی و استعمارپذیری آن را معنا می کردند واکنش های مختلفی را به عرصه آورده و به مورد نمایش گذاشته اند. در این میان البته رویارویی جنبش های دانشجویی که ناشی از وابستگی بسیاری از مکاتب فکری آنان در خارج از مرزهای کشور هم بود را شاهد بودیم. که باعث از بین رفتن بسیاری از انرژی های دانشجویی یا بروز افراطی کاری های سیاسی و امنیتی در این جنبش ها در وابستگی به رژیم شاه یا حرکت در راستای اهداف ابرقدرت های آن زمان بود.

بعد از انقلاب اسلامی هم این جنبش ها به  نوعی با همان رویکرد سنتی و با همان سطح  نگاه ، مسائل را دنبال می کرد. هر جنبش دانشجویی برای رسیدن به اهداف باید بتواند از شش بنیان اساسی برخوردار باشد. این شش بنیان معمولا در پوشش هایی همچون آرمان یا اهداف، سیاست ها و رویکردها، تشکل یا تشکیلات، مسیر یا جهت گیری، مشارکت یا نقش آفرینی و نماد یا سطح وابستگی به یک مکتب فکری را باید نام برد.

جنبش های دانشجویی که در شکل گیری خود به هر یک از این شش پایه اساسی بی اعتنا یا نسبت به آنان بسیار غیر منطقی یا ناقص، غیر منسجم، بی کیفیت و رها شده در این رویه ها قدم برداشته اند در عمل مواجه با افراطی گری و انحراف یا وابستگی و دست آویز دیگر جریان ها و جنبش های سیاسی می گردند.

سئوال اساسی این است که جنبش های دانشجویی برای نیل به موفقیت و رویکردهای خود چگونه می بایستی در بستر جامعه حرکت کنند تا بتوانند این اهداف را برای به سرمنزل مقصود رساندن دارایی های اجتماعی مورد انتظار جامعه محقق سازند. عموما جنبش های اجتماعی با رویکردهای مشارکتی، حق جویانه و در بسترهای به مشارکت طلبیدن انرژی های مردمی به صحنه می آیند. لذا در بسترهای مردم سالاری جنبش های اجتماعی امکان ظهور و حضور و حرکت بیشتری را به خود اختصاص می دهند.

زیرا در جریان های سیاسی و تلاطم های حزبی می توانند بیشترین نقش را برای به مشارکت طلبیدن و شور و شوق و به صحنه آوردن مردم ایفا کنند. این بستر در صورتی که با رویکردی غیر آرمانی و جناحی در هم بیامیزد یقینا منجر به آن خواهد شد که دست آویزی برای جناح های سیاسی و جریان های حزبی شده و از این انرژی متراکم و پرشور در راستای آنچه که خود شعور ، معنا می کنند، استفاده نمایند.

آنچه که امروز ما می توانیم در بسیاری از جریان های سیاسی در جامعه آن را مشاهده کنیم، توجه و تمرکز بر این گونه انرژی هاست. جنبش مسلمانان مبارز با شاخه دانشجویی خود در اوان پیروزی انقلاب، سازمان مجاهدین خلق با شاخه دانشجویی خود، جنبش کمونیست های ایران و بسیاری از جنبش های ملی و مذهبی همچون جبهه ملی، نهضت آزادی ایران و دیگر تشکل های مذهبی نیز با استفاده از شاخه دانشجویی خود اهداف خود را پیگیری و تعقیب می کردند و همچنین به تدریج در درون دانشگاه ها جریاناتی به سمت ایجاد تشکل هایی همچون دفتر تحکیم وحدت، اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویی نیز پیش رفتند.

نکته اساسی این است که از سه دهه پیش جنبش های دانشجویی خصوصا در نظام های مردم سالاری رویکردهای خود را به تعقیب عدالت بر موضوعات از توسعه و بسترهای پیشرفت متمرکز کردند که این رویکرد نیز سبب شد که جنبش های دانشجویی که عمدتا در جریان ها و نگاه های سوسیالیستی یا کمونیستی و جنبش های چریکی و اقدامات شهری به دنبال براندازی عمومی یا انقلاب ها از طریق ایدئولوژی های خود می گردیدند،  به تدریج وارد رویکردهای عدالت خواهی در موضوعات پیشرفت و توسعه شدند. جریان های اصلاح طلب یا تجدید نظر طلبی که بر جنبش های  دانشجویی چنگ می انداخت؛ سبب شد که پارادایم های متعددی از روش های تعقیب عدالت، ناشی از نحوه تولید ثروت و توزیع آن و نحوه تصمیم گیری و تمرکز بر انتخاب کارگزاران در نزد جنبش های دانشجویی، از غلظت بیشتری برخوردار شوند.

لذا جنبش های دانشجویی به تدریج رویکردهای عدالت خواهانه خود را در نظریه های توسعه قرار داده و رویکرد جدیدی از نگاهی که در جهانی شدن چه با رویکرد امپریالیستی یا استکباری و چه با رویکرد کاملا جهانی یا یک واحد سیاسی در نظام بین الملل دنبال کشف راهکار بود جنبش های دانشجویی را به سمت کشف نحله های فعالیت در راستای افراد کاریزما یا نظریه های نوین و مکاتب مدرن پیش ببرند.

امروز بسیاری از جنبش های دانشجویی نظام های مردم سالار در بستری از رفتارهای توسعه حرکت می کنند که عمدتا رویکردهای تئوریک آن کمتر ناشی از نگاه بومی و محلی به مباحث توسعه است و بیشتر رویکردهای بین المللی، جهانی و نهادهای منبعث از آن یا رویکردی که تحت عنوان حکم رانی خوب در جهان امروز به تدریج نهادهای دانشجویی را به سمت یک پاردایم بومی و محلی ناشی از این کارکرد ترغیب می نماید؛ پیش می برد.

انشعاب در بسیاری از جریان های دانشجویی بعد از انقلاب که نگاه به توسعه را مبنایی برای مبارزه با آنچه که آنان در جامعه امروز به عنوان استبداد یا دیکتاتوری و در جامعه امروز در رویکرد مبارزه با فساد خصوصا فسادهای دولتی شده، یا تبعیض و فقر در جامعه مطرح می سازد از جمله نگاه هایی است که می بایستی مورد توجه جدی قرار گیرد در صورتی که گذار امروز جریان های دانشجویی بخواهد به رویکرد عدالت از مسیر پیشرفت توجه کند یقینا آنچه که امروز در فضای دانشجویی شاهد آن هستیم می بایستی با یک تجدید نظر جدی مواجه شود.

یک دیدگاه برای “گذار جریانات دانشجویی از عدالت خواهی به توسعه بعد از انقلاب اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.