سیاسی و روابط بین الملل

نقش آگاهی سیاسی امام خمینی (ره)در برقراری اسلام سیاسی با تأکید بر نهضت ۱۵ خرداد – قسمت اول

یادداشت زیر طی دو قسمت به نقش آگاهی سیاسی امام خمینی (ره) در برقراری نظام سیاسی با تاکید بر نهضت 15 خرداد می پردازد.

۲۱ خرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۴۵

آگاهی یک مفهوم ذهنی است که عمدتا” در قالب کنش عینیت یافته و ظهور و بروز می یابد. “فرهنگ روانشناسی” آگاهی را کسب دانش و معلوماتی می داند که توسط امکانات و مقدورات ذهنی انسان (مشاهده، حافظه و قضاوت) و شخصیت وی حاصل می شود. (هوشیار،۱۳۷۰،۱۰۱)

انسان ها براساس آگاهی های ذهنی و آرمانی خویش به کنش اجتماعی می پردازند. و سمت و سوی این کنش ها با دو خصیصه عینی و ذهنی که در فرایند زمان و در قالب نهاد های اجتماعی شکل می گیرد می توان در جهت حمایت، اصلاح و تغییر نظام اجتماعی صورت پذیرد. (ایمان،۱۳۷۷،۱۲) به همین دلیل است که کنش اجتماعی را با ذهنیت کنش گر تفسیر و تبیین می کنند، یعنی بر مبنای ادراکی که از محیطش دارد، احساساتی که او را بر می انگیزد، افکاری که در سر دارد، انگیزه هایی که او را به عمل وا می دارد و واکنش هایی که در برابر کنش های خود دارد. (گی روشه،۱۳۷۶، ۵۶) آگاهی های انسانی علاوه بر تنوع دارای مراتب مختلف است. آگاهی سیاسی یکی از صورت های متنوع آگاهی است. (قوام،۱۳۷۳،۷۱) و موضوع آن سیاست و نظام سیاسی است. می توان آگاهی سیاسی را چنین تعریف کرده، اطلاعات سیاسی ،ارزش های سیاسی یا باورهای اساسی و نگرش های سیاسی یا عقایدی که افراد در نتیجه فرایند جامعه پذیری سیاسی در باره نظام سیاسی کسب می کنند. (راش،۱۹۹۲،۱۰۶٫ )

سه عنصر اصلی این تعریف عبارتند از: معرفت، ارزش ها و نگرش های سیاسی. منظور از معرفت سیاسی اطلاعات و آگاهی های فرد پیرامون مسائل سیاسی است. ارزش های سیاسی عبارت از باورهای اساسی فرد در باره مسائل و موضوعات سیاسی. نگرش های سیاسی عبارت است از عقاید فرد درباره موضوعات سیاسی.

این مفهوم از آگاهی سیاسی تعریفی است که این مقاله از آن بهره جسته است. چرا که در این تعریف هم سطح آگاهی سیاسی و هم نوع آگاهی سیاسی مورد توجه بوده است. سطح آگاهی سیاسی به دانسته ها و شناخت افراد از نظام سیاسی، مقررات، نقش ها، نهاد ها، نهاده ها و داده ها و نوع آگاهی سیاسی به جهت گیری فرد و گروه نسبت به نظام سیاسی اشاره دارد.

آگاهی سیاسی با احساس کارآیی و اثر گذاری مردم در عرصه سیاست نسبت دارد. یکی از ویژگی های مردم در ارتباط با حضور جدی تر در عرصه سیاست دریافت آنها از قابلیت اثر گذاری بر سیاستمداران و نظم سیاسی است که گاه به ” کارآیی سیاسی” تعبیر می شود. وربا و نای دریافتند که احساس کارآیی و اثر گذاری در میان سه دسته از مشارکت کنندگان در سیاست مشخص است:

۱-آنهایی که در فعالیت محلی درگیرند.

۲-آنهایی که فعالانه مبارزه می کنند.

۳-آنهایی که در تمامی فعالیت های سیاسی مشارکت دارند.

بنظر می رسد آنهایی که آگاهی سیاسی بیشتری دارند، در مرتبه بالاتر از احساس کارآیی و اثر گذاری باشند.

در این مقاله جهت گیری سیاسی امام خمینی نسبت به نهضت های اسلامی با نوع آگاهی سیاسی، که در قالب نگرش و کنش سیاسی عینیت یافته و می تواند مورد مطالعه قرار گیرد به محافظه کارانه، اصلاحی و انقلابی تقسیم کرده ایم. جهت گیری محافظه کارانه، مدافع حفظ وضع موجود است زیرا وضعیت موجود جامعه را مطلوب ترین وضعیت می داند.

این جهت گیری تلاش می کند از تغییر در جامعه جلوگیری کند. بنابراین می توان گفت افراد دارای جهت گیری محافظه کارانه که از وضع موجود راضی اند و در برابری مقاومت می کنند. (توسلی،۱۳۷۲،۴۰۷) جهت گیری انتقادی خواستار تغییر سریع و بنیادی در جامعه است افرادی که دارای جهت گیری انتقادی اند که عمیقا” از وضعیت موجود ناراضی بوده و راه برون رفت از وضعیت، را تغییر بنیادی و ساختاری که همراه با تغییر نظام حاکم و جایگزین ساختن نظام بدیل است، می دانند حد فاصل بین جهت گیری محافظه کاران و انقلابی (طرفداران حفظ وضع موجود- مدافعین تغییر بنیادی/ساختاری و اساسی) را جهت گیری اصلاحی می نامیم. اصلاح طلب می کوشد برخی از شئون جامعه را تغییر دهد، بدون اینکه قصد دگرگون کردن ساختاری و کل جامعه را داشته باشد. طرفداران این رویکرد نظام موجود را قبول دارند اما احساس می کنند که باید تغییرهای اساسی را در برخی نواحی خاص آن ایجاد کنند. (کریمیان،۱۳۸۱،۵۱) گلدریچ جهت گیری های کنشی افراد نسبت به نظام سیاسی را با مفهوم مشروعیت به معنای قانونی بودن یا طبق قانون پیوند زده است. (عالم،۱۳۷۸،۱۰۵) وی نگرش های مشروعیت را به سه نوع “حمایت گر””راضی”و”مخالف” تقسیم می کند. (گلدریچ،۱۹۶۶،۱۰۱) در این فرایند علما به درجات متفاوت درباره سیاست معرفت و آگاهی کسب کرده و با نظام سیاسی آشنا می شوند. و ادراکشان از سیاست و واکنش هایشان نسبت به پدیده های سیاسی تعیین می شود.

دانسته ها و باورهای آیت الله خمینی(ره) از نظام سیاسی و شناخت ایشان درباره قوانین احکام و نظام اسلامی، به گونه ای نبود که «بد» «بدتر» نشود و «فاسد» به «افسد» نینجامد. حقیقت این است که آیت الله خمینی(ره) با آگاهی سیاسی، در هرجریانی قدم گذاشته، بررسی اسناد به جای مانده، به خوبی نشان می‏دهد که آگاهی سیاسی ایشان منطبق بر شریعت بوده و هر جا احساس تکلیف شرعی نموده، اقدام ‏کرده و ایستادگی کرده و با جوسازی گروه‏های فشار و توهین و تهدید مخالفین، صحنه را خالی نکرده است.

بنابراین جهت گیری های آیت الله خمینی را با دو نوع آگاهی سیاسی در دو بخش بررسی می کنیم :

۱- نوع آگاهی سیاسی « اصلاحی » امام خمینی(ره) نسبت به رژیم پهلوی

۲- نوع آگاهی سیاسی « انقلابی » امام خمینی(ره) درجهت دادن به اسلام سیاسی

نوع آگاهی سیاسی « اصلاحی » امام خمینی(ره)نسبت به رژیم پهلوی

یکى از مقاطع حساس و سرنوشت ساز تاریخ مردم ایران، انقلاب مشروطیت است. و همانند بسیارى از رویدادهاى بزرگ تاریخى دیگر در تاریخ معاصر ایران، شاهد دخالت و نقش پر اهمیت نهاد دین و مرجعیت شیعه است. انقلابى که یکى از پیامد هاى بى نظیر و بدیع آن علنى و مشخص شدن اختلاف عقاید و آراء علما و مجتهدان شیعه بود. در جریان مشروطیت به طور مشخص در قبال چگونگى برخورد با این پدیده نوظهور، علما و روحانیون شیعه آشکارا به دو گروه با عقاید، دیدگاه ها و مشى متفاوت تقسیم شدند؛ مشروطه خواه و مشروعه خواه. این مسأله آنجا اهمیت خود را نشان مى دهد که تا آن مقطع از تاریخ تشیع على رغم وجود اختلافات فقهى و فکرى در میان روحانیون، اما این تفاوت ها همواره و تنها در سطح حوزه هاى و مدارس علمى باقى مى ماند و از محیط درس و بحث فراتر نمى رفت. اما جنبش مشروطه ایران امکان علنى شدن این تفاوت هاى سیاسى دینى را فراهم نمود.

از یک سو گروهى از مجتهدان و مراجع بزرگ شیعه حکم بر وجوب هواخواهى و حمایت از مشروطه مى دادند و از سوى دیگر گروهى فتواى حرمت آن را صادر مى کردند. تفاوت دیدگاه ها و اختلاف آراء این دو گروه از علماى شیعه عمیق و مبنایى بود. ما یک مشروطه داریم و یک انحراف از مشروطه، مشروطه دستاوردهای عظیمی برای ایران داشته است که تجسم اصلی آن در شکل گیری انقلاب اسلامی است ولی تجسم انحراف مشروطه استبداد رضا شاهی و دوره پهلوی است.

“چطور می شود یک نهضت اسلامی که با تلاش مردم برای رفع ظلم و قطع دست بیگانگان در کشور آغاز شد، دقیقاً به سرنوشت، عکس آن دچار شود. علاوه بر آن که دست بیگانگان در کشور ما باز شد و استبدادی به مراتب بدتر از قاجار نیز بر مردم مسلط شد.

یکی از اهداف مشروطیت مبارزه برای رواج شریعت بود، هدفی بود که در ذهن بسیاری از روحانیون سنتی مطرح شده بود. آنان تصور می کردند پس از یک قرن که حکومت و دولت قاجاری اجازه پیاده شدن دقیق احکام اسلامی را نداده است، اکنون انقلاب مشروطه برای تحقق آن هدف می تواند مورد توجه باشد. ” (جعفریان:۱۳۸۷:۵۰)

اساس این نهضت به رهبری علما بود اما در میانه آن روشنفکران آمدند و بحث های مختلف مثل قانون اساسی و در ادامه نیز پارلمان را مطرح ساختند. و در واقع ورود ادبیات مشروطه و مشروطه خواهی در میان مردم نیز از همین مقطع بود. پس از طرح این مسائل اختلافات اساسی بوجود آمد. یعنی عده ای گفتند قانون اساسی بر مبنای غرب نوشته شود و عده ای دیگر چنین نظری نداشتند. مثل شیخ فضل الله که معتقد بود «مشروطه» باید «مشروعه» باشد. و از همین جا تقابل جریان دینی با سکولار آغاز شد. و این مسیر متصل شد به جریان پهلوی..

“مبارزه برای تحقق تجدد و نوگرایی، اساس و باطن جنبش مشروطه را تشکیل می داد. علما به جز شیخ فضل الله با همه همراهی، به درک این نکته نائل نیامدند. آنان در پی مبارزه با ستم قاجاری آن هم از منظر دینی بودند و بسیاری برای این که متهم به طرفداری از استبداد نشوند، از این جنبش دفاع کردند. آنان برای مبارزه با ستم در مفهوم اسلامی آن و رواج شریعت به میدان آمده بودند، اما از آن جا که اهدافشان با ساختار این جنبش سازگاری نداشت، کنار گذاشته شدند”. (همان ۵۱)

آنان مشروطه را همان لیبرالیسم، مدرنیسم و سکولاریسم می پندارند که انزوای دین را موجب آمد. از منظر مشروعه خواهان «مشروطه طلبی» در تعارض با «شریعتمداری» است. (عدنانی:۱۳۹۰:۹) لذا پهلویسم هم مشروطه خواهان و هم مذهب سنتی را به حاشیه راند.

مبارزات آیه اللّه خمینی (ره) علیه پهلویسم، که اصلی ترین پشتوانه آمریکا و اسرائیل در ایران بود، اهمیت خاص دارد. از دیدگاه شماری از پژوهشگران در بررسی موضع گیری امام خمینی (ره) در مرحله اوّل، مبارزه، پیشگیری و کنترل حرکت های ضد مذهبی رژیم شاه بود. امّا هنگامی که رژیم تهاجم همه جانبه خود را بر علیه حضرت امام و پیروانش آغاز کرد، شیوه دیگری برای مبارزه برگزیده شد که همانا رویارویی با اصل نظام شاهنشاهی بود.

در میان عالمان شیعی، اندیشه و عمل کسانی چون شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی، محقق کرکی، محقق سبزواری، مرحوم نراقی و علامه نائینی، اندیشه‌های سیاسی اصلاحی وجود دارد. لذا اقدامات علمی و عملی که این متفکران انجام می‌دادند، در سطحی بود که شرایط زمان آنها اقتضا می‌کرد. در نظریه این دسته از علما، تقاضاهایی مبنی بر اجرای احکام در قالب بیانی که نشان دهنده مصالحه با سلطنت و نه مشروعیت بخشیدن به آن باشد، وجود دارد، شبیه آنچه که آیت‌الله نائینی درباره سلطنت مشروطه، به کمک اصولی چون عمل به قدر و مقدور و دفع افسد به فاسد ارائه کرد. » (لک‌زایی:، ۱۳۸۴: ۹۴).

برای فهمیدن این که اندیشه سیاسی امام قبل از این مقطع اصلاحی بوده یا انقلابی باید کتاب کشف‌الاسرار ایشان را که در سال ۱۳۲۳٫ ش نگاشته‌اند و حاوی مطالب حائز اهمیت در باب دیدگاه های سیاسی ایشان است را مورد بررسی و نگرش قرار ‌دهیم. در این کتاب سه دیدگاه سیاسی مطرح می‌باشد:

۱ـ در برخی از مطالب، تأیید سلطان عادل و همکاری با آن از قدیم‌الایام مطرح است: «ما ذکر کردیم که هیچ فقیهی تاکنون نگفته و درکتابی هم ننوشته که ما شاه هستیم یا سلطنت حق ماست. آری، همان طور که ما بیان کردیم، اگر سلطنت و حکومتی تشکیل شود، هر خردمندی تصدیق می‌کند که خوب است و مطابق مصالح کشور و مردم است. البته تشکیلاتی که بر اساس عدل الهی و احکام خدا تأسیس شود، بهترین تشکیلات است، لکن اکنون که آن را از آنها نمی‌پذیرند، اینها هم با این نیمه تشکیلات هیچ گاه مخالفت نکرده و اساس حکومت را نخواسته‌اند به هم بزنند و اگر گاهی هم با شخص سلطانی مخالفت کرده‌اند، مخالفت با همان شخص بوده، از باب آنکه بودن او [را] مخالف صلاح کشور تشخیص داده‌اند، وگرنه با اصل و اساس سلطنت تاکنون از این طبقه مخالفتی ابراز نشده است.. . مجتهدین همیشه خیر و صلاح کشور را بیش از همه می‌خواهند. » (الموسوی خمینی: ۱۸۶ ـ ۱۸۷: ۱۳۲۳)
۲ـ در برخی از مطالب، حکومت سلطان عادلی که تحت نظارت علما و با نصب آنها به اداره امور بپردازد بدون اشکال شمرده شده است: «ما که می‌گوییم حکومت و ولایت دراین زمان با فقها است، نمی‌خواهیم بگوییم فقیه، هم شاه، هم وزیر، هم نظامی و هم سپور است بلکه می‌گوییم.. .. اگر یک همچو مجلسی از مجتهدین دیندار که هم احکام خدا را بدانند و هم عادل باشند و هم از هواهای نفسانی عاری باشند و آلوده به دنیا و ریاست آن نباشند و جز نفع مردم و اجرای احکام خدا غرضی نداشته باشند، تشکیل شود و انتخاب یک نفر سلطان عادل کنند که از قانونهای خدایی تخلف نکند و از ظلم و جور احتراز داشته باشد و به مال و جان و ناموس آنها تجاوز نکند، به کجای نظام مملکت برخورد می‌کند؟» ( همان: ۱۸۵)

۳ـ در جایی دیگر اساساً حکومت سلطنتی نفی گردیده و حکومت اسلامی به جای آن پیشنهاد شده است: «جز سلطنت خدایی همه سلطنت ها بر خلاف مصلحت مردم و حکومت جور است و جز قانون خدایی همه قوانین باطل و بیهوده است. »( همان:۱۸۶)

آنچه از این بررسی می‌توان نتیجه گرفت این است که امام تا قبل از قیام پانزده خرداد بینش جامعی از راه کارهای موجود در اندیشه سیاسی شیعه، متناسب با شرایط زمانی مختلف در دست داشته است. ایشان با این بینش وسیع و گسترده، تا قبل از قیام ۱۵ خرداد، متناسب با شرایط زمانی و خفقان موجود در زمان دیکتاتور اول اندیشه اصلاحی را برگزیده بود.

 

ادامه دارد….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.