سیاسی و روابط بین الملل

وظایف راهبردی دولت های مدرن و علمای جهان اسلام جهت ملت سازی و امت سازی-۲

دکتر محمد علی رنجبر در قسمت اول مقاله خود به تاریخچه و نحوه شکل گیری دولت های مدرن در جهان مسیحیت و راهبرد دشمنان اسلام در این زمینه پرداخته بود و اکنون به وظایف راهبردی دولت های مدرن اسلامی و همچنین وظایف راهبردی علمای جهان اسلام جهت ملت سازی و امت سازی می پردازد.

۸ بهمن ۱۳۹۷ ۱۱:۴۹

وظایف راهبردی دولت های مدرن

۱- محدودیت سازی برای فعالیت گروه های بنیادگرا و سایر گروه های تفرقه انگیز

ابتدا باید عنایت داشت که بنیادگرایی یا فاندمنتالیسم (Fundamentalism) نسبتی با حقیقت اسلام ندارد، چون در ذات اسلام تاکید بر نوگرایی و علم و عقلانیت و آزادی و احترام به ادیان ابراهیمی و غیره نهفته است. اسلام با تعصب بی جا نسبت به سنت های خرافی و غیر اصولی اسلام که ریشه در افراط گرایی و تحجر دارد، میانه ای ندارد.

اما طبعا تا وقتی که گروه های بنیادگرای افراطی متحجر، آزادانه به فعالیت در کشورهای هدف می پردازند و از بین نیروهای حاضر در آن کشورها یارگیری می کنند، نمی توان به وحدت و یکپارچگی مورد نیاز برای ملت سازی و امت سازی امیدوار بود، بسیاری از این گروه ها دارای مجوز رسمی دولت های متبوع خود هستند و آزادانه فعالیت رسمی می کنند.

علاوه بر گروه های بنیادگرای مذهبی سایر گروه هایی که بر اختلافات قومی و مرزی و غیره پافشاری دارند نیز باید محدود شوند. لذا یکی از کارهای ابتدایی و اصلی دولت ها باید ایجاد محدودیت برای این نوع فعالیت ها باشد. این محدودیت سازی و منع فعالیت هم باید در عرصه آموزشی باشد هم عرصه رسانه ای و فضای مجازی و هم عرصه فعالیت های مذهبی تفرقه انگیز

۲- تنبیه و مجازات دولت هایی که از بنیادگرایی حمایت می کنند

در راستای سیاست محدودیت سازی و جلوگیری از فعالیت های گروه های بنیادگرا، باید با دولت هایی که حامی گروه های تکفیری و بنیادگرا هستند برخورد کرد و آنها را مجازات نمود، دولت هایی که متاسفانه بعضا بر پایه بنیادگرایی شکل گرفته اند و از دولت مدرن که مشارکت مردمی در آنها بالاست بی بهره اند. این دولت ها بزرگترین آسیب هم در جهت ملت سازی و هم در جهت امت سازی اند، دولت هایی که با حمایت مستقیم دشمنان جهان اسلام، دست به هر کاری می زنند و عامل تفرقه انگیزی در بین ملت های مسلمان و امت اسلامی اند. این تنبیه هم می تواند در قطع روابط دیپلماتیک باشد و هم قطع سایر روابط تا آن دولت با جریان اصلی جهان اسلام در جهت پیشبرد توسعه و پیشرفت و مدرن سازی همراه شود.

۳- ایجاد سیستم یکپارچه آموزشی

تجربه کشورهای غربی نشان میدهد که ایجاد یک سیستم آموزشی واحد بر اساس یک زبان رسمی و تاکید بر عناصر ملی مثل پرچم واحد و سرود ملی واحد و سایر مولفه های وحدت آفرین در یک فرایند آموزشی واحد، کمک شایانی به ملت سازی می کند. این سیستم آموزشی باید به گونه ای طراحی شود، که بر تمامی موارد مشترک بین ملت های مسلمان تاکید کند. چون بسیاری از مسائل اختلافی هیچ ریشه دینی ندارند، بلکه صرفا آداب و رسومی قومیتی و گروهی هستند که می توان با یک کار نرم در سیستم آموزشی واحد آنها را به تدریج حذف و به یک جهت و سیستم یکپارچه آموزشی کشاند. سیستمی که تاکید در آن بر هویت سازی مشترک اسلامی و غیریت سازی مشترک با مستکبرین و دشمنانی که نقشه نابودی جهان اسلام را دارند، باشد.

در پایان اشاره میکنیم که تجربیات کشورهای مختلف من جمله ایران بعد از انقلاب در راستای تحقق ملت سازی و کنترل و محدودیت برای افکار و گروه های تفرقه انگیز در سطح ملی و منطقه ای می تواند تجربه بسیار راهگشایی برای سایر دولت ها باشد.

وظایف راهبردی علمای جهان اسلام

آنچه تاکنون برشمردیم وظایف دولت های مدرن بود، این وظایف را می توان در شمار راهکارهای سخت قرار داد که برعهده دولتها به عنوان زمینه ساز و بسترساز، ملت سازی هستند، اما علمای جهان اسلام نیز وظایفی دارند که آنها را در شمار راهکارهای نرم باید قرار داد، قطعا وقتی این دو ساحت سخت و نرم در کنار هم قرار گیرند و فعالیت مشترک با اهداف راهبردی مشترک را داشته باشند، به آن اهداف خواهیم رسید. برخی از مهترین این وظایف عبارتند از:

۱- معرفی اهداف راهبردی دشمن به جوامع اسلامی

علمای جهان اسلام به عنوان مرابط و مرزداران عقیدتی جهان اسلام، نقش بی بدیلی در شناخت نقشه های پیچیده استعمار و معرفی آنها دارند. مخصوصا پیچیدگی هایی که استعمارگران فعلی دارند. علما باید با هوشیاری دقیق و زمانه شناسی عمیق، چهره دشمن و نقشه های آنرا برای ملت های منطقه آشنا کنند و با هر طرح و نقشه ای که به ملت سازی و امت سازی جهان اسلام ضربه وارد کند، مقابله کنند.

حتی می توان با تشکیل یک مجمع عمومی از بین علمای جهان اسلام و برگزاری مستمر جلسات آن، به رصد فعالیت های دشمن و معرفی آن فعالیتها پرداخت، بدون شک این کار کمک شایانی به دولتها هم خواهد کرد. تجربه نشان داده است که هر زمان ملتی از علمای بیدار و احیاگر و روشن ضمیر و بابصیرت برخوردار بوده، آن ملت اسیر نقشه های بیگانه و دشمنان نشده است. نمونه اش تجربه انقلاب اسلامی و سایر نهضت های پیش از آن

۲- کمک به دولت ها در معرفی اسلام اعتدالی

اسلام اعتدالی برگرفته از قرآن و سنت رسول الله ص اسلامی است که ریشه در اصول (نه بنیادگرایی) و زایش در زمانه دارد، اسلامی که با تکیه بر قران و سنت رسول الله، تاکید بر تعقل، تدبر، تامل، مشارکت، نقش مردم در حکومت داری و غیره دارد. معرفی این اسلام برای دشمنان ما بسیار هزینه زاست. دشمنان ما در قالب پروژه شرق شناسی به گونه ای اسلام را معرفی کرده اند که اسلام دینی: کشورگشا، خشونتگرا و طرفدار شهوات جنسی است. وقتی اسلام اعتدالی معرفی شود، هم ملت های خودمان و هم سایر ملل به سمت آن گرایش بیشتری خواهند داشت و این اسلام عامل زندگی مسالمت آمیز و تقریب و تالیف قلوب خواهد شد.

جالب است وقتی بعد از انقلاب اسلامی اسلام اعتدالی معرفی شد و در آن کشورگشایی و نسل کشی و خشونت گرایی و مسائل شهوانی نبود، باعث شد که بسیاری از ملتها علاقه مند به این نوع اسلام شوند و گرایش به اسلام بسیار گسترده شد؛ لذا دشمنان ما با ایجاد و حمایت از گروه های تکفیری همچون داعش که کشورگشایی و خشونتگرایی و جهاد نکاح را تبلیغ و انجام میداد ضربه سهمگینی بر اسلام اعتدالی زدند، اما بحمدالله با اعلام انزجار اکثر علمای اسلامی و مبارزه جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت با این گروه های تکفیری، مجددا آبرو و عزت اسلام اعتدالی بر همگان اثبات شد.

لذا علمای اسلام باید در امر معرفی این اسلام در قالب اجرای طرح های مشترک آموزشی و فراگیر، و همینطور بهره گیری از فضای مجازی، بیش از گذشته کوشا باشند.

در این راستا تربیت زنان به عنوان مادرانی که نقشی حیاتی در تربیت فرزندان خود دارند بسیار حیاتی است. یعنی هم سیستم آموزشی را و هم سیستم خانواده را به خدمت بگیریم تا بتوانیم با معرفی اسلام اعتدالی به ملت سازی و امت سازی کمک کنیم.

۳- ایجاد شورایی برای صدور فتاوای مورد نیاز ملت سازی و امت سازی

یکی از ابزارهای نرمی که در عرصه ملت سازی و امت سازی می تواند یاری رسان دولت های مدرن باشد، صدور فتاوایی واحد و یکپارچه در جهت تقریب و تالیف قلوب بین مسلمین در یک واحد سیاسی خاص و مسلمین در واحدهای سیاسی متکثر است. یعنی ممکن است یک فتوا در کشوری خاص مشکل قومیتی و اختلافات مذهبی بین دو گروه و دو قوم را حل و فصل کند، کما اینکه یک فتوا می تواند مشکلات بین دو کشور اسلامی را حل و فصل کند.

از این رو این شورای فتوا با شکل گیری و صدور فتاوای متناسب با اهداف راهبردی دولت های مدرن در جهت ملت سازی و امت سازی، می تواند به تدریج به سمت تشکیل شورای قضایی برای رفع دعاوی اختلافی بین ملت های مسلمان حرکت کند و جهان اسلام را از وجود دخالت های سازمان هایی که بر اساس اهداف و قوانین دشمنان اسلام طراحی شده اند، بی نیاز کند.

جمع بندی

بدون شک اسلام اعتدالی هیچ مشکلی با ملت سازی درون هر ملت و به تبع آن امت سازی بر اساس همکاری ها و اتحادهای بین کشورها و دولت های مدرن ندارد.

در این مسیر نقش دولت های مدرن و البته علمای جهان اسلام در همکاری متقابل و مشترک در ساحت های سخت و نرم و بهره گیری از امکانات سخت و نرم، بسیار راهگشاست. ایندو قدرت سیاسی و مذهبی با کنار هم قرار گرفتن می توانند در ایجاد سیستم یکپارچه آموزشی برای معرفی اسلام ناب و ایجاد موانع و محدودیت برای بنیادگرایی، کمک شایانی به یکدیگر داشته باشند.

به امید روزی که جهان اسلام با ایجاد دولت های مقتدر و مراکز علمی گسترده و فراگیر، ملت هایی قوی و امتی مقتدر و پیشرفته و توسعه یافته داشته باشد.

 

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.