سیاسی و روابط بین الملل

معیارهای سنجش و ارزیابی کارآمدی نظام

متن پیش رو سخنان دکتر امیرحسین طاهری عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی است که در نشست هم اندیشی با موضوع معیارهای سنجش و ارزیابی کارآمدی نظام ایراد گردیده.

۲۱ اسفند ۱۳۹۷ ۱۰:۰۰

در واقع مفهوم کارآمدی و کارایی از مهم ترین مفاهیم علوم مدیریت و اقتصاد محسوب می شوند و تقریبا از چند دهه گذشته در عرصه علم سیاست نیز به طور جدی پای نهاده و مطرح گشته اند. کارآمدی در حقیقت بیانگر قابلیت و توانایی اداره هر کشور توسط مدیران و کارگزاران شایسته آن است و ایفای بهینه کار ویژه های دولت و کسب حداکثر رضایتمندی مردم را در پی دارد. قبل از هر چیز نباید این واقعیت را نادیده بگیریم که هر حکومتی ممکن است در عرصه تحقق کار ویژه ها، و وظایف و اهداف خود با درجه ای از ناکارآمدی و دغدغه آن مواجه شود و نظام های موفق آنهایی هستند که همواره با ارائه راهکارهای نظری و عملی سعی در علاج بیماری ناکارآمدی دارند، زیرا که ناکارآمدی یکی از اساسی ترین چالش های توسعه و پیشرفت هر کشور و از عوامل مخل عمده این مسیر است و هر گونه طراحی توسعه می بایستی جای ویژه ای را برای ارتقاء کارآمدی در کلیه جوانب و عرصه ها قائل باشد. اما از این موضوع هم نباید غافل شویم که برخی نیز عنادورزانه سعی در ایجاد شبهه ناکارآمدی حکومت دینی و تشکیک در توان آن در پاسخگویی به انتظارات و خواسته های مردم دارند. در اینجا به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که «مفهوم نظری و عملی کارآمدی و کارایی به چه معنا و دارای چه شاخصه هایی است و از سویی چه راهکارهایی برای افزایش کارآمدی نظام فعلی جمهوری اسلامی قابل پیش بینی و پیشنهاد است؟».

بحث اصلی ما شاخص و معیارهایی برای سنجش و ارزیابی کار آمدی جمهوری اسلامی ایران است و نگاه ما بر مبنای محورهایی از قبیل، ساختار، کارگزار و رفتار بوده و با عنایت به این شاخص های ارزیابی کارآمدی نظام جمهوری را دنبال و مصادیق کارآمدی نظام را در هر یک از سطوح مذکور مطرح خواهیم کرد. کارآمدی در لغت «یعنی، اثر بخشی، قابلیت، لیاقت و سودمندی و در اصطلاح» یعنی: موفقیت در تحقق «اهداف» با توجه به «امکانات »، « شرایط» و موانع با این تعریف در بررسی کارامدی یک نظام باید میزان تحقق اهداف را با توجه به امکانات ( منابع مادی و معنوی، استعدادهای ظرفیت ها و ساختارها و شرایط سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، زمانی، مکانی و …) و همچنین میزان و شدت و گستردگی موانع بررسی شود. قضاوت افراد بدون توجه به این ملاک ها، قاعدتا ناصحیح خواهد بود. قبل از ورود به بحث ابتدا اشاره ای می کنیم به نظریه های کارآمدی ( ملاک ها و شاخص ها) چرا که در این زمینه نظریه های زیادی مطرح شده است که به چند مورد اشاره می کنیم

  • نظریه توفیق: بر اساس این نظریه و ملاک ، میزان وصول به اهداف تعیین شده از سوی رهبران یک نظام، ملاک کارآمدی آن خواهد بود.
  • نظریه رضایت، میزان رضایت مردم از حکومت که نمود عینی آن مشارکت مردم در انتخابات و راهپیمایی ها است و نشان دهنده میزان کارآمدی آن نظام است
  • نظریه تکلیف مداری: میزان تقید حکومت بر تعهد و التزام به تکالیف شرعی و احکام اسلامی بیانگر میزان کارآمدی است
  • نظریه «خواص گرایی» یا «عوام گرایی»: کارآمدی یک نظام بستگی به میزان توجه به عامه مردم با خواص جامعه دارد. «البته از نظر اسلام رسیدگی به مشکلات عامه مردم مهمتر از پاسخگویی به درخواست خواص است که معمولا بیشترین توقع و سر و صدا و کمترین شکر گذاری را دارند»
  • نظریه عدالت: یعنی میزان توفیق حکومت در برقراری عدالت و توزیعی، مراوده ای و رویه ای( ملاک کارآمدی آن خواهد بود لذا اگر کسی مدعی کارآمدی یا ناکارآمدی نظامی شد، باید از او پرسید: بر اساس کدام ملاک و نظریه به چنین نتیجه ای رسیده اید؟ اینکه در فضای مجازی و توسط دشمنان، با ملاک های غیر واقعی و آمار های دروغ، به ارزیابی کارآمدی نظام پرداخته بشود، کاری غیر علمی و غرض ورزانه است.

ضرورت دارد در اینجا اشاره ای کنیم به خطاها و مغالطه ها در سنجش میزان کارآمدی بطوریکه به هنگام ارزیابی میزان کارآمدی یک نظام یا جریان، بطور عمدی یا ناخواسته خطاها یا مغالطه هایی نقطه ضعف بدل می شود یا برعکس صورت می گیرد که نتیجه ارزیابی را تحت تاثیر قرار می دهد. بطوری که چه بسا موفقیت ها و نقاط قوت به شکست و نقطه ضعف بدل می شود و بر عکس.

برخی از این خطاها و مغالطه ها شامل مواردی از این قبیل می باشند؛

١- مغالطه تعمیم جز به کل و بر عکس در این روش به جای ارزیابی همه جانبه و کلیت یک نظام، معمولا با ذکر یک جزء ناقص از کل سیستم نتیجه می گیرند که کل نظام ناکارآمد است و برعکس با نشان دادن یک بخش موفق از خودشان، سعی در القاء کارآمدی کل نظامشان را دارند، که هر دو روش غلط بوده و از تکنیک های عملیات روانی دشمن است

٢- نادیده انگاری سهم هریک از عوامل : در کارآمدی با ناکارآمدی یک سیستم، همه عوامل دخیل هستند ولی تبلیغات چی ها، عمده سهم بخش های دیگر را نادیده می گیرند. مثلا اگر مشکلاتی به خاطر عدم پایبندی برخی از مسئولین و مردم به توصیه اسلام و رهبری پیش بیاید، صرفا آن را به پای دین و رهبری می گذارند و از نقش مردم غفلت می ورزند. دقیقا مثل این است که مریضی داروی تجویز شده از سوی پزشک را مصرف نکند ولی عدم بهبودی او را به گردن پزشک بیندازیم و سهم و نقش بیمار در عدم بهبودی را نادیده بگیریم.

٣- مطلق انگاری: کارآمدی یک امر نسبی است، همانند سایر اندازه های نسبی. مثلا اگر کسی بپرسد این چوب بلند است یا کوتاه؟ باید بلافاصله بپرسیم به نسبت چی ؟ در حالی که اگر اندازه چوب بر سانتیمتر پرسیده شود، می توان دقیقا پاسخ داد. همینطور اگر پرسیده شود. این کشور کارآمد است یا خیر؟ باید پرسید به نسبت چی و کجا؟ به نسبت خودش قبل از انقلاب به نسبت کشورهای مشابه؟ به نسبت کشورهای پیشرفته؟ به نسبت اهداف مطلوب؟ بهترین روش سنجش میزان کارآمدی، مقایسه یک کشور با همان کشور در دو مقطع زمانی است. مثلا قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، دوران این ریاست جمهوری با آن ریاست جمهوری. با مقایسه دو کشور مشابه، مثلا مقایسه ایران و عراق که هر دو ۸ سال در گیر جنگ بوده اند. با این تفاوت که همه کشورهای بلوک شرق و غرب و کشورهای عربی پشتیبان عراق بودند و هیچ تحریمی علیه آن صورت نگرفت. در حالی که عمده، بطور کلی و مطلق گفته می شود این نظام ناکارآمد است.

۴- تقلیل گرایی: مخالفین نظام سعی می کنند اهداف همه جانبه و کلان نظام را به یکی از اهداف تقلیل دهند. مثلا اگر اهداف نظام در کنار پیشرفت مادی مسائل فرهنگی، معنویت، عدالت، استقلال، دفاع از مظلوم، استکبار ستیزی، مشارکت مردمی و… باشد، فقط بر توسعه مادی تاکید می کنند و بطور عمده از سایر بخش ها غفلت می ورزند. در حالی که کشورهای غربی اگر در بعد مادی پیشرفت هایی داشته اند در مسائل اخلاقی، خانواده، معنویت گرایی، انسانیت و… مشکلات جدی دارند.

۵- مغالطه احساس «واقعیت» یا « واقعیت»: احساس خوشبختی، رضایت، کارآمدی و … به میزان درک و احساس فرد از واقعیت بستگی دارد، نه خود واقعیت. مثلا اگر از کارگری پرسیده شود وضعیت معیشت شما چگونه است؟ ممکن است پاسخ دهد: الحمدلله خوب است. ولی یک میلیاردر در پاسخ به همین سؤال بگوید. خیلی بد است. در حالی که آن کارگر ممکن است فقط ۳ وعده غذا داشته باشد، ولی آن ثروتمند تا چند نسل بعدش نیز ذخیره پول و طلا داشته باشد. احساس رضایت با کارآمدی را می توان با تبلیغات کم و یا زیاد کرد. از این رو دشمنان با استفاده از این تکنیک سعی در« القاء » ناکارآمدی نظام دارند. در حالی که چه با وضع مردم بسیار بهتر از سابق شده باشد و ضریب «جینی» که شاخص مناسبی است، خیلی بهتر از قبل شده باشد ( که اتفاقا طبق آمار بانک جهانی، جایگاه ایران بعد از انقلاب اسلامی ۲۷ پله بهبود داشته است )

۶- بزرگ نمایی مشکلات: یکی دیگر از شگردهایی که برای ناکارآمدی یک نظام با سازمان به کار می روده بزرگ نمایی و اصلی نشان دادن یک مشکل کوچک و فرعی است. مثلا تخلف یک نیروی انتظامی، یک قاضی و با مامور سد معبر شهرداری چنان بزرگ نمایی می شود که گویا جهان «کن فیکون» شده است و می شود مسئله اصلی کشور

۷- برخورد سیاسی با امور غیر سیاسی: نظام ها و جریانات و طیف های سیاسی برای ناکارآمد نشان دادن جریان رقیب تلاش می کنند یک حادثه عادی را رنگ و لعاب سیاسی بدهند تا برای تطهیر جریان خودی و تضعیف جریان مقابل از آن بهره برداری کنند. مثلا آتش سوزی ساختمان پلاسکو را نشانه ناکارآمدی نظام یا جریان انقلابی معرفی می کنند در حالی که آتش سوزی قطار، آتش سوزی گسترده و طولانی مدت کالیفرنیا و برخورد خشن پلیس فرانسه با تظاهر کنندگان را نادیده می گیرند. تکنیک های زیادی در این زمینه وجود دارد که ذکر آن ها را به فرصت دیگری موکول می کنیم نتیجه آن که برای ارزیابی میزان کارآمدی یک سیستم و نظام بایستی با پرهیز از خطاهای متداول در سنجش کار آمد ، ابتدا ملاک شاخص ها و اندازه گیری را انتخاب کنیم و از کلی گویی پرهیز نماییم.

دکتر امیرحسین طاهری عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.