سیاسی و روابط بین الملل

نظام جمهوری اسلامی ایران، شاخص ها، چالش ها و راهکارها

متن پیش رو سخنان دکتر علی احمد یحیوی استاد دانشگاه است که در نشست هم اندیشی با موضوع اصول و شاخص های کار آمدی نظام ایراد گردیده.

۲۱ اسفند ۱۳۹۷ ۰۹:۴۳

جمهوری اسلامی مولود اسلام سیاسی است. انقلاب اسلامی در ایران تلاش نمود که برداشت متفاوتی را از اسلام و حکومت ارائه کند و خوشبختانه توانست نظریه پردازی کند. الگوی انقلاب اسلامی و ابعادش روشن است. موضوعاتی چون رهبری، نقش مردم، ساختارها و نسبت آنها با اسلام و جمهوری و … تبیین شده اند. جمهوری اسلامی از حیث مبانی سیاسی مدل جدیدی از دموکراسی دینی و جامعه مدنی را ارائه نمود. استقرار دولت، تدوین قانون اساسی و اجرای رفراندوم آن در فروردین ۵۸، استقرار نهاد دولت و دولت موقت و برپایی سازمان های دولتی… در مدت کوتاهی پس از پیروزی، حکایت از این داشت که جمهوری اسلامی در سریعترین زمان ممکن، توانست تئوری جمهوری اسلامی را معرفی و هم نهادها مرتبط را بشکل دمکراتیک مستقر بکند.

دومین شاخص دموکراسی بی نظیر جمهوری اسلامی و ساختار دموکراتیک نظام پس از انقلاب است که تقریباً همه نهادها در جمهوری اسلامی برگرفته از آرای مردم است. قطعاً کارآمدی جمهوری اسلامی ناشی از این مدل دمکراتیک است و اگر ناقصی و ناتوانی مشاهده شده از عدم اجرای صحیح آن بوده است. اگر می خواهید که ببینید چرا مثلاً مجلس شورای اسلامی ناکارآمد بوده است، باید مجلس اول را با مجالس بعدی مقایسه کنید و خواهید دید برخی قوانین خاص و رویه های سیاسی و.. در این ناکارآمد سازی موثر بوده است. اتفاقا اگر نظارت به گونه ای متناسب و صحیح تر اعمال می شد کارآمدی افزایش می یافت.

سومین شاخص اقتصاد و مسائل اجتماعی است که در آنها دچار فقر نظری بوده ایم. از ابتدای انقلاب ما تولید کننده اندیشه در حوزه مسائل اقتصادی و اجتماعی نبوده ایم و بیشتر مصرف کننده توصیه های مکاتب غیر بومی بوده ایم. به تعبیر دقیقتر تئوری های اقتصادی و اجتماعی دیگران را مصرف کرده ایم و نتوانستیم در داخل کشور تز اقتصادی و اجتماعی تولید کنیم. شاید بتوان گفت خیلی از سرخوردگی های امروز ناشی از همین مسئله است. امروزه خیلی ها قائل به این هستند که در مسائل اعتراضی یک تغییر پارادایم در بحث جنبشی اتفاق افتاده است و جنبش ها از مطالبات مدنی سیاسی در ابتدای انقلاب به خواسته های معیشتی و جنبش نان تنزل نموده آمد. خیلی از صاحب نظران معتقد به این هستند سرخوردگی ها باعث این تغییر الگو و چرخش پارادایمی شده است. تغییری که می تواند مشکلات فراوانی را برای نظام و کشور ایجاد کند.

علیرغم مطالب فوق در بعضی از شاخص های اقتصادی رشد قابل ملاحظه‌ای داشتیم.

مثلاً در تولید ناخالص داخلی gdp و سرانه gdp در قیاس با قبل از انقلاب خیلی افزایش پیدا کرده است. اکنون قدرت اقتصادی جمهوری اسلامی حدود ۴۵٠ تا ۵۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود و چشم انداز این رشد و توسعه در ۲۰۳۰ حدود سه هزار میلیارد دلار پیش بینی می شود. این در قیاس با آمریکا که اکنون بین ۱۶ تا ۱۷ هزار میلیارد دلار است، تقریبا یک چهلم است. پیش بینی قدرت اقتصادی آمریکا در ۲۰۳۰ حدود ۵۰ هزار تا خواهد رسید. لذا از حیث مقایسه ای قدرت اقتصادی ما به یک شانزدهم خواهد رسید.

ضریب جینی یعنی نرخ نابرابری درآمدی، در دوره شاه ۴۲/۰ بود که در جمهوری اسلامی تا۳۴/۰ کاهش پیدا کرد. یعنی شکاف بین دهک بالای درآمدی با طبقه پایین درآمدی به ۳۴/۰رسید که نرخ متناسب تری هست.

اقتصاد شادمانی یکی از شاخص های است که مورد بررسی قرار می گیرد و در آن نسبت حجم اقتصاد یک کشور و تولید ناخالص داخلی آن در تولید شادمانی اندازه گیری می شود، اینگونه نیست که کشورهای پیشرفته در این شاخص همه اول باشند! بلکه کشورهای نخست در این رده بندی، آنهایی هستند که به لحاظ اجتماعی ساختارهای سنتی خودشان را حفظ کرده‌اند نظیرکشورهای آمریکای جنوبی و .. یا در شاخص فلاکت که از افزودن نرخ تورم به بیکاری بدست می آید و در بسیاری از شاخص های دیگر وضع ایران در دنیا بحرانی و بد نیست. اما بسترها برای بد شدن و رسیدن به بحران وجود دارد. ما حدود ۵ میلیون بازنشسته داریم، افزون بر سه میلیون کارمند داریم، ماهانه حدود۲۰ هزار میلیارد تومان بابت حقوق و یارانه‌ها پرداخت می کنیم. یعنی جمع سالانه آن حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان می شود که بابت پرداخت به کارکنان و پرداخت های تامین اجتماعی صورت می گیرد.

سایر هزینه‌های دولت حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان است که بابت نگهداری ساختمان و برگزاری سمینار ها و .. است و  ۶۰ هزار تا هم هزینه‌های عمرانی است. لذا سرجمع بودجه دولت برای سال آینده ۴٠٧ هزار میلیارد تومان خواهد بود.

الان گفته می شود وضعیت فروش نفت کمتر از۷۰۰ تا۸۰۰ هزار بشکه است که وضعیت مطلوبی نیست. پیش بینی تورم و نرخ بیکاری سال آینده افزایشی است. تراز تجاری با دنیا کاهشی است و پیش‌بینی رکود گسترده درسال آینده خواهیم داشت.

جمع بندی این بخش این است که، جمهوری اسلامی ایران برغم چالش های اقتصادی اما توفیقات اقتصادی مشخصی نیز در حوزه‌های؛ قدرت اقتصادی، تولید، نیروی انسانی و… داشته است که این توفیقات در معرض تهدید است بگونه ای که اگر طراحی های درستی نشود، می‌تواند این توفیقات متوقف شود.

شاخص دیگر مسأله دولت – ملت است که nation state  شامل سرزمین، جمعیت و حاکمیت است. در حوزه سرزمین و جغرافیا امروز امنیت جمهوری اسلامی در منطقه بی‌نظیر است، اقتدار فرهنگی جمهوری اسلامی و نظریه جدید فرهنگ انقلابی کلی طرفدار دارد، قدرت اقتصادی جمهوری اسلامی در مقایسه با کشورهای غرب آسیا به استثنای ترکیه، وضعیت مناسبی دارد. از حیث وسعت سرزمینی بعد از عربستان بزرگترین سرزمین را در منطقه داریم. اغلب شاخص‌های ما وضعیت مطلوب و برجسته ای دارند؛ از حیث جمعیت و رشد جمعیتی تا ۲۰۳۵ پیش‌بینی می‌شود افزایشی باشد و حدود۱۲۰ میلیون جمعیت و رتبه یک منطقه را خواهیم داشت.

از حیث شاخص های حاکمیتی و در مبحث حکمرانی شایستهgood governanc  وضعیت بدی نداریم اما پیش بینی می شود با توجه به اختلافات داخلی که «شاید علت العلل مشکلات امروز جامعه نقص در ادراک راهبردی مسائل است» زمینه ساز مشکلاتی در آینده باشد . من معتقدم در سطح کشور در مسائل و موضوعات ادراک راهبردی وجود ندارد. یک جریان یا یک شخصیت ملی موضوعی را اولویت می دانند ولی گروه و شخص دیگر آن را مسئله نظام نمی داند و هیچ اعتقادی به آن ندارد. لذا ادراک راهبردی در کشور یکسان نیست.

پیشرفت؛ محصول فکر بلند است، اگر کشور و ملتی می‌خواهد به پیشرفت فکر کند باید برای ۳۰ سال آینده فکر کند نظیر کاری که مقام معظم رهبری در قالب سند ۵۰ ساله انجام دادند. البته این کار نباید در قالب شعار بماند بلکه ساختار سازمانی و برنامه‌ریزی خاص را طلب می‌کند. ما اگر قرار است هنجاری را در جامعه‌ای پیاده سازی کنیم، نیاز به سازمان و فرهنگ‌سازی داریم، برای تداوم ارزش ها و ساختارهایی کشور، فرهنگ سازی ضروریست، اصطلاحاً اگر هنجارها و سازمان را دو ظلع یک مثلث در نظر بگیریم وترش فرهنگ سازی است.

باید گفت در این حوزه بسیار بد عمل کرده‌ایم و نتوانستیم آنچه را که جمهوری اسلامی در ابتدا به عنوان شعار و آرمان و مطالبه عموم مردم مطرح بود و نمایندگی می کرد را پیاده کنیم. تغییر ساختار و عناصر و تابلوها بعد از انقلاب اتفاق افتاد. اما متاسفانه روابط و مناسبات قدرت تغییر معنا داری نکرد و نقص سیستمی این ناکارآمدی ها را سبب گردید.

این مشکلات و تهدیدهایی که گفته شد، شاخصه اصلی یعنی اقتدار نظام را تهدید می کند، حکمرانی بد می تواند عامل تهدید و حکمرانی مطلوب مقوم، پیروزی است. اینک دنیا با مسأله کاهش نقش دولت ها مواجه هستند و در مقابل اشخاص و سازمان های مردم نهاد NGO ها قدرت گرفته اند اما این روند در کشور ما بسیار کند است و این تصور غلط که دولت قدرتمند، دولت بزرگ است نزد حاکمان پر طرفدار است و این تصور غلط هزینه زاست. امروزه حکمرانی در جمهوری اسلامی گران تمام می‌شود، دولت باید کوچک تر و کم هزینه بشود. باید دانست شکل گیری عرف های جدید بین المللی و محدود شدن اختیارات دولت ها واقعیتی است که اتفاق خواهد افتاد و به عنوان تهدید حاکمیت ها در آینده از آن یاد می شود. دیوان کیفری بین المللی که مسئولیت کیفری و فردی افراد را دنبال می کنند، اقتدار حاکمیت ها را تهدید می کند و می تواند حاکمان را تحت تعقیب قرار دهد. بحث مداخلات بشردوستانه و مسئولیت حمایت، قطعنامه های شورای امنیت و.. تهدید کننده حاکمیت دولتها است. یعنی نهاد بین المللی بر عکس گذشته در جهت تایید و توسعه قدرتمند شدن دولت ها نیست و دولت ها این را باید فهم کنند. و در تعامل با حوزه بین المللی نقش خودشان را باز تعریف کنند….

 راهکارها

– تغییر رفتار نهادهای حکومتی و مهار و محدود سازی اختیارات رو به افزایش اشخاص، نهادها و دستگاه‌های نظامی امنیتی باید اتفاق بیفتد و تکثر و تفاوت های فرهنگی برای تقویت باورهای اخلاقی پذیرفته بشود.

-گروه‌های مختلف در قدرت مشارکت داده شوند.

-باز تولید عادلانه ثروت «کالا های دولتی را گران می فروشیم» که دولت درآمد داشته باشد و یارانه بدهد، این غلط است یارانه یعنی «مالیات از دهک‌های بالا تر گرفته شود، سوبسید بدهیم به دهک های ضعیف تر» متاسفانه یارانه نقش باز توزیعی نداشته و خودش تبدیل به مشکل شده است. اگر می خواهیم شکاف رو به افزایش ضریب جینی و شکاف درآمدی جامعه را اصلاح کنیم بایستی به فکر عادلانه کردن وضعیت مالیات و یارانه ها باشیم .

-تعیین تکلیف بحث مالکیت و بحث قانون و رقابت اقتصادی در کشور اولویت دارد.

-آنچه که مشخص است دشمنی دشمنان با نظام، در قالب جنگ اقتصادی و تحریم ها و ندادن سرمایه و به هم زدن روابط اقتصادی و… ادامه خواهد داشت. علاوه بر آن در داخل درگیر فساد اقتصادی و فامیل سالاری به جای شایسته سالاری، اتلاف منابع و افزایش هزینه های غیر ضروری، عدم پیوند علمی با صنعت «نسبت تبدیل مقالات به پتنت و محصول کمتر از ۲۰ درصد است. این درصد برای برخی کشورهای پیشرفته بالای ۶۰ درصد است.»، وابستگی به نفت و استفاده بی رویه از منابع بویژه آب و مشکلات زیست محیطی و حوادث منطقه و جهان اسلام، رشد سریع برخی از کشورها و جا ماندن در رقابت های سالم در دنیا و.. این وضعیت بسیار تهدید کننده است که باید برای هرکدام راه کار مناسب اندیشیده شود.

-خوشبختانه مسائل کشور حاد نیست و فرصت داریم آنها را جمع کنیم باید روندها را شناخت و اصلاح نمود، «بهره وری یعنی منابع ضرب در مدیریت» یعنی مدیریت ضریب توسعه، رشد و پیشرفت است، مدیریت در کشور ما، کهنه و سلیقه ای است که باید اصلاح و ارتقا پیدا کند. به تعبیر دیگر مدیریت بعنوان ضریب بهره وری، اگر صفر باشد بهره وری به صفر می رسد و اگر صد باشد آن را به صد می رساند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.