سیاسی و روابط بین الملل

عوامل اثر گذار بر جامعه و ساختار اجتماعی

متن پیش رو سخنان زارعی محقق محترم است که در نشست هم اندیشی با موضوع عوامل اثر گذار بر جامعه و ساختار اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ایراد گردیده.

۲۴ فروردین ۱۳۹۸ ۱۲:۳۰

درباره ساختار و کارگزار گفتنی است که رابطه ای آن دو بسیار پیچیده دارند به این معنی که در این مورد بحث و بررسی تمام نشده است، یعنی مسئله هنوز حل نشده است و اختلاف و تضاد میان جامعه شناسان همچنان ادامه دارد و تئوری هایی ساخته می شود. البته ریشه این نزاع به بیش از یک قرن در غرب باز می گردد. در ادبیات دینی دو اصطلاح داریم که بسیار مهم و دامنه آنها گسترده است. این دو مفهوم یکی عدالت و دیگری عقلانیت است. اگر عقلانیت را ما نظری و عملی بگیریم عقلانیت نظری نسبت بین دلیل و مدعا را می سنجد، یعنی یک ادعایی آورده می شود و متناسب با آن باید دلایل صورتبندی شود. عقلانیت عملی نسبت بین ابزار و هدف است، یعنی نخست هدف گذاری انجام می شود، سپس متناسب با آن برای رسیدن و امکان رسیدن به هدف، ابزار را تعیین می شوند.

خود عقلانیت عملی، یا ارزشی است یا روشی. به این معنی که نوع ارزشی ناظر بر هدفگذاری است و در نوع روشی، ابزارها تعیین می شود. نقطۀ عزیمت بحث ساختار و کارگزار همان عقلانیت عملی است. اگر بخواهیم به وضع جامعه کنونی نگاه انتقادی داشته باشیم باید نگاه ساختاری باشد. ساختار جامعه می تواند توده وار یا مدنی باشد، اما جامعه‌ی ما الزاماً یکی از این دو نیست، بلکه می تواند وضع میانی داشته باشد. وضعیت ما در حالت “نیمه توده ای و نیمه مدنی” قرار دارد. به این دلیل که حزب در جامعه امروز ما کارآیی ندارد و فقط در دوره ی انتخابات فعال هستند. تحقق مردم سالاری دینی امروزه قطعا با نظام حزبی، شدنی است.

در جامعه هنوز نهادسازی به صورت مطلوب انجام نشده است، زیرا در حوزه سیاسی، هنوز نهاد حزب کارکرد بهینه ندارد و ما به “حکمرانی حزبی” به عنوان مناسب ترین الگو در سطح جهانی دست نیافته ایم. بدیهی است که اکنون در تمدن بشری هیچ مکانیسمی برتر و کارآمدتر از نهاد حزب برای حکمرانی وجود ندارد. اگرچه برخی با آن مخالفت می کنند، ولی مخالفان هیچ سخن یا طرح ایجابی ندارند. تنها به سخنان آرمانی بدون طرح راهبردی و برنامه کاربردی تأکید می کنند. امروز نهاد دولت بدون نهاد حزبی کارآمد نیست. اساسا مردم سالاری/ دموکراسی دینی نیز بدون سازوکار حزبی امکان پذیر نیست.

احزاب امروزی فقط به تعبیری یک باشگاه هستند یا یک محفل که تاحدودی دچار ابتذال سیاسی شده اند. چون شایسته سالاری بدون این فرآیند محقق نمی شود. حزب زمانی موفق است که بتواند کادر و کارگزار شایسته تربیت کند.

از یک نظر ساختار جامعه به دو قسمت سخت و نرم تقسیم می شود که حوزه های سیاسی و اقتصادی بخش سخت و سرد است و بخش های فرهنگی و اجتماعی نرم و گرم است. به یک تقسیم بندی دیگر هم اشاره شود که مکمل آن بحثی است که آغاز شد. ساختار جامعه یکی از شاخص هایش این است که طبقه متوسط چقدر عریض است یا کم عرض است یا طبقه‌ی متوسط ما آیا فربه است یا بسیار ضعیف است؟ به نظر می رسد هر اندازه طبقه‌ی متوسط بر پایه استانداردهای جهانی عریض و فربه باشد، آن نظام کارآمد است و به هر میزان که طبقۀ متوسط نازک تر می‌شود، حاکی از ناکارآمدی است. آیا در این ۴۰ سال طبقه‌ی متوسط ما فربه شده یا نازک تر شده است؟

مناسب است به یک گونه شناسی اشاره شود: رابطه بین جامعه و دولت به چند حالت قابل تصور است: ۱- جامعه قوی با یک دولت قوی ۲- جامعه ضعیف با یک دولت ضعیف که کارها نابسامان است، چون دچار بحران نفوذ است. ۳- جامعه قوی و دولت ضعیف. ۴- وضع جامعه آرمانی و مطلوب است. جامعه‌ی قوی با یک دولت چابک است. در مدیریت کشور مغالطه ای صورت گرفت که دولت قوی الزاما اندازه اش باید بزرگ باشد. درحالی که دولت قوی، دولت چابک و کارآمد است. در این ۴۰ سال هر اندازه دولت بزرگتر شد، از کارآئی آن کاسته شد.

البته این وضع میراث توسعه ناموزون گذشته به ویژه پهلوی دوم است و ما میراث‌بر این توسعه ناموزون بودیم و هستیم. این وضع با اینکه خارج از اراده نبوده است، اما اقتضا داشته، یعنی همانند یک شیب ملایم ما را به آن سوق داد.

در شاخص های ساختار اجتماع، متغیر جنسیت را می‌توان طرح کنید و یکی هم شرایط سنی را . به نظر می آید اگر شاخص جنسیت را در نظر بگیرید در همه‌ی عرصه ها واقعا شاخص خوب است، یعنی وضع زنان قبل از انقلاب نامطلوب بود. درحالی که هم اکنون زنان هم تحرک افقی هم تحرک عمودی یافته اند. تحرک اجتماعی زنان در تحصیلات عالی و دانشگاه بسیار بارز است. آمار نشان می‌دهد زنان رشد مطلوبی کرده اند. در تحرک عمودی در جامعه واقعا موفق بوده و نظام هم آگاهانه زمینه سازی کرده است. تقریبا در این زمینه شکاف جنسیتی نداریم و رشد زنان نسبت به قبل از انقلاب بسیار خوب بوده است.

اما وضعیت سنی ما این گونه نیست. چون وضع شکاف بین نسلی الان به مسئله تبدیل شده است. در این رابطه سه پدیده وجود دارد که با هم مرتبط، ولی مستقل هستند: ۱- تفاوت نسلی: در این وضع با اینکه تفاوت میان دو نسل روشن است، اما در کنار آن تفاهم نیز وجود دارد. ۲- شکاف نسلی: هنگامی که این تفاهم زائل شود، آنگاه تفاوت تبدیل به شکاف می گردد ۳- گسست نسلی: وقتی فرد نه تنها با نسل قبلی تفاهم ندارد، بلکه با هم‌نسل خود هم تفاهم ندارد که به این وضع گسست نسلی گفته می شود، یعنی فرد دچار بحران هویت شده است. نمی گوییم اکنون در گسست نسلی هستیم، یعنی بحران هویت، اما تفاهم نسلی نداریم. ما در حال شکاف نسلی هستیم. اما اگر این روند ادامه یابد قطعا آماده گسست نسلی هستیم.

سرمایه‌ی اجتماعی:

بحث اعتماد مهمترین مصداق سرمایه ی اجتماعی است، یعنی اعتماد بین شهروندان با حاکمیت و هنجارهایی که در جامعه است و نیز میزان شبکه های اجتماعی. اگر این سه رکن را برای سرمایه‌ی اجتماعی قائل باشیم، در گذشته بعد از جنگ در سال ۷۲ درباره اخلاق اجتماعی شاخص ها نشان می داد مطلوب نیست باید بررسی کرد که آیا وضعیت روند کاهشی داشته یا افزایشی ؟

بحث تعلق و تعهد اجتماعی که باز ارتباط به حوزه اخلاق اجتماعی دارد. تعلق را به این معنی بگیریم که فرد آیا به دین و سرزمین و اهداف جمعی خودش چقدر تعلق خاطر و تعهد دارد؟ یکی از شاخص های خوب در این مسئله ، موضوع مهاجرت به خارج کشور است. دراین حالت باید دید فرد تعلق خاطر به سرزمین، به اهداف جمعی، حتی به ملیت و به میهن خود و مذهبش دارد یا خیر ؟ البته آنهایی که به دلیل نداشتن تعلق خاطر مهاجرت می کنند تاحدودی زمینه سکولاریسم را در خود دارند.

یکی دیگر از موضوعات مهم در اثرگذاری بر جامعه و ساختار اجتماعی، گسترش رسانه ای (مکتوب و شفاهی و دیجیتال) است. موضوعی که پس از انقلاب شگفت انگیز بوده است.

عوامل اثرگذار بر ساختار اجتماعی را می توان به صورت خلاصه در موارد زیر مطرح نمود:

۱- فرهنگی: مانند ارتقای سطح دانش ۲- سیاستی: حمایت و تسهیل دولت ۳- حقوقی: قواعد اجتماعی برای توسعه اجتماعی ۴- اقتصادی: سرمایه گذاری برای توسعه اجتماعی ۵- علمی: توسعه نهاد دانشگاه اعم از دولتی و آزاد، تعداد دانشجویان (بیش از چهار میلیون نفر) ۶- سیاسی: نهادهای حزبی و جریان های سیاسی ۷- اجتماعی: گذر از وضع ذره ای به وضع شبکه ای ۸- گفتمانی: تسهیل کننده بنیادهای تئوریک توسعه فراگیر، تقویت مرجعیت اجتماعی تغییر نسب جامعه روستایی به جامعه شهری، یعنی از۷۵ درصد روستایی و ۲۵ درصد شهر در قبل از انقلاب به ۴۰درصد روستایی و ۶۰ درصد شهری ۸- دینی: انسجام جمعی برای توسعه اجتماعی با سوگیری به ارزش های مشترک

یک دیدگاه برای “عوامل اثر گذار بر جامعه و ساختار اجتماعی

  1. بحث متقنی نبود برای افرادی که آشنایی با سرمایه اجتماعی ندارند راه گشا و آگاهی بخش نیست و برای دانش آموختگان علوم اجتماعی و سیاسی،بحثی ابتداعی، ناقص و انمفید به نظر می رسد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.