سیاسی و روابط بین الملل

چین و سیاست های پیشرفت-۱

این یادداشت قسمت اول از سخنان اقای خاجی سفیر سابق ایران در چین است که در گروه سیاست خارجی موسسه فرهیختگان ایراد گردیده و به سیاست های اقتصادی و خارجی چین طی چهل سال گذشته، اختصاص دارد.

۲۴ فروردین ۱۳۹۸ ۱۲:۳۴

مدتی پیش مراسم بزرگی در چین بعنوان بزرگداشت چهلمین سالگرد سیاست های درهای باز آقای “دنگ شوپینگ” برگزار شد. در این مراسم یک ارزیابی چهل ساله از عملکرد کشور چین ارائه و سیاست های کلی کشور بویژه در بخش اقتصادی برای سال (۲۰۱۹) و بعد از آن تدوین گردید.

چهل سال پیش “دنگ شوپینگ” با جایگزین کردن اقتصاد بجای ایدئولوژی انقلابی در درون انقلاب کمونیستی ایجاد کرد و با تِز سیاست های درهای باز، مملکت را به سمت دیگری سوق داد. از او نقل شده است: «چین فقیرتر از آن بود که انقلاب جهانی را به ثمر برساند یا در مقام رهبر جهان سوم بعنوان تز سه جهانی، به هماوردی با دو ابرقدرت دیگر برخیزد» بنابراین سیاست های درهای باز سال ۱۳۷۹ در چین تایید و به اجرا گذاشته شد. در طول این چهار دهه، اگر دستاوردهای اقتصادی کشور چین را مطالعه، ارزیابی و قابل لمس نمائیم به سه شاخص خواهیم رسید.

  1. برنامه خارج نمودن ۸۰۰ میلیون نفر از زیر خط فقر. در آمارهای سازمان ملل در زمینه فقر زدایی و مبارزه با فقر پیش بینی گردیده بود چین از سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ هفتاد میلیون نفر زیر فقر خواهد داشت؛ آماری که از نگاه چینی ها تکان دهنده بود اما چینی ها توانستند با تکیه بر همین آمار، در نمایش قدرت از آن بهره بگیرند. لذا در شروع برنامه پنج ساله چینی ها برآورد کردند در هر سال بایستی ۱۳ میلیون نفر از زیر خط فقر خارج شوند تا در سال ۲۰۲۰ کسی زیر خط فقر مطلق وجود نداشته باشد.
  2. در سال ۱۹۷۹ تجارت خارجی چین، حدود ۲۵ میلیارد دلار تخمین گردید. در سال ۲۰۱۴، ۴۱۶۰ میلیارد دلار حجم تجارت خارجی چین بوده است. در این وضعیت چین بعنوان اولین صادره کننده دنیا و بالاترین تاجر دنیا و تجارت خارجی دنیا شناخته می شود به نحوی که در مبادلات چین با آمریکا از۵۵۰ میلیارد دلار حجم تجارت بین دو کشور ۳۷۵ میلیون دلار عدم توازن به نفع چین رقم خورده است.
  3. شاخص دیگر، ذخایر ارزی چین است. این کشور بالاترین ذخایر ارزی دنیا با رقمی بین ۴ تا ۴٫۱ تریلیون دلار را در اختیار دارد. در بحران سال ۲۰۰۸ چین با خرید حدود ۱٫۳ تریلیون دلار خرید اوراق قرضه آمریکا این کشور را از بحران خارج نمود. در طول ۳۵ سال گذشته (۱۹۸۲- ۲۰۱۶) چین بطور متوسط سالی حدود ۸۴ میلیارد دلار سرمایه خارجی کسب کرده و در سال ۲۰۱۴ با جذب ۱۲۹ میلیارد دلار توانست آمریکا را پشت سر بگذارد و بعنوان اولین و بزرگترین کشور جذب کننده سرمایه خارجی در سطح اول دنیا قرار بگیرد. در طول این مدت، ارسال سرمایه چین بیشتر از جذب سرمایه بود. یعنی بالاتر از ۱۳ میلیارد دلار سرمایه گذاری صورت پذیرفت.

اهدافی که چینی ها از خرید اوراق یا تبادلات تجاری با آمریکا دنبال می کردند: اولا برای جبران نواقص فناوری خود در چین به دنبال انتقال فناوری به داخل کشور بوده اند، از این رو بدنبال واردات فناوری رفته و کارخانه های پیشرفته دنیا خصوصاً بعد از بحران ۲۰۰۸ را خریداری کردند. دومین هدف: با توجه به اینکه جنس چینی بعنوان جنس مرغوب در دنیا شناخته نمی شد، بهترین برندهای خارجی اروپایی، آمریکایی و کانادایی را خریداری کرده و آنان را بنام ساخت چین به دنیا معرفی نمودند.

از دیگر اقدامات ویژه چین؛ نحوه سرمایه‌گذاری در آفریقا است؛ بنحوی که بتواند مواد اولیه خودشان را تهیه یا با سرمایه گذاری آن را تولید ‌کنند. به طور مثال چین در استرالیا (با توجه به مزیت سرزمینی که این کشور دارد)، گوشت را تولید کرده و برای مصرف به کشور خودش وارد می کردند.

این دست اقدامات اقتصادی در چین، توانست این کشور را به دومین اقتصاد دنیا بعد از آمریکا که حدود ۱۵٫۲ تریلیون دلار است به چیزی حدود ۱۰٫۵ تریلیون دلار تبدیل کند. از این رو پیش بینی می شود سال ۲۰۳۰ چین بعنوان اولین قدرت شناخته شود.

یکی دیگر از موفقیت های بزرگ چین در دو- سه سال گذشته تبدیل یوان (واحد پول چین) بعنوان ارز معتبر بین المللی در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در کنار شش ارز معتبر در کنار دلار، یورو، پوند و … بود. بنابراین الان بخشی از اقتصادی دنیا با ارز یوان انجام می شود و چین توانست این انحصار که در دست شش ارز دنیا بود را هم بشکند.

موضوع دیگر که بعنوان یک اولویت در دستور کار چین قرار گرفته، و بزرگترین راهبرد چین در قرن ۲۱ خواهد بود، طرح جاده ابریشم است طرحی که می تواند جایگاه چین را بعنوان یک بازیگر جهانی در نظام بین الملل باز تعریف کند. بنابراین تنها بحث یک جاده ساده نیست بلکه در کنار آن بحث مالی، اقتصاد، سرمایه گذاری انسانی و .. نیز مطرح است. طرحی که با حدود ۷۰ درصد جمعیت دنیا، ۵۵ درصد از تولید ناخالص دنیا و ۷۵ درصد از انرژی دنیا را در بر می گیرد و چینی ها برای اجرای آن، بانک «زیر ساخت توسعه آسیایی» را تاسیس کرده اند و ایران نیز در همین راستا برای فاینانس کردن پروژه هایی که در این طرح باید اجرا شود “صندوق جاده ابریشم” با سرمایه گذاری ۵۰ میلیارد دلار تاسیس نمود.

در بخش سیاسی، چینی ها یک دگردیسی در سیاست خارجی خود انجام دادند. از این رو انتظار می رود جایگاه بازیگری، نقش آنان در منطقه و … جایگاه چین در آینده در نظام اقتصادی و بین المللی، جایگاهی بسیار گسترده خواهد بود و چیزی که چین الان تلاش دارد بدان دست یابد تبدیل کارخانه دنیای اقتصادیش به فناوری و تکنولوژی سطح بالا است.

بحث دیگر، نگاه چین به خاور میانه است. خاور میانه در ۴۰ سال گذشته اولویت بالایی در سیاست خارجی چین نداشته است. اما در سال های اخیر توجه جدیدی از طرف چینی ها به سمت خاور میانه مبذول شده و تحرکات بیشتری داشته اند. مثلاً در بخش اقتصادی، خاور میانه هفتمین منطقه و واحدی است که در اولویت برنامه های اقتصادی چین قرار می گیرد. اولین عاملی که از نظر چین، خاور میانه را مهم می کند؛ انرژی است. آمریکا بزرگترین تولید کننده و مصرف کننده و چین بزرگترین وارد کننده نفت خام دنیاست (اکنون چین حدود ۹ میلیون بشکه نفت واردات دارد و قبلاً حدود ۴٫۵ بشکه را از داخل تولید می‌کرد). از آنجا که مصرف چین رو به گسترش است (به دلیل اینکه بالای ۶۵ درصد از منبع انرژی سوخت در چین، ذغال سنگ است) و با توجه به آلودگی هوا و مشکلات شدید در این زمینه و … دولت مردان چینی تلاش دارند سهم ذغال سنگ را در منبع انرژی خود پایین آورده و نفت و گاز را جایگزین کنند. از این رو چین اولین وارد کننده و بزرگترین بازار مصرف نفت در دنیاست. و این عامل مهمی برای ایران است زیرا چینی ها حدود ۵۰ درصد از این نفت وارداتی خود را از خاور میانه وارد می‌کنند. بنابراین بحث انرژی و امنیت انرژی در اهداف اولیه چین قرار دارد.

مسئله دیگر، بازار مصرف منطقه خاور میانه برای کالاها و صنایع چینی است. چین اولین تامین کننده کالای مورد نیاز کشورهایی مانند عربستان، کشورهای خلیج فارس، مصر، ایران و … است.

مسئله دیگر، نگرانی چین از تروریسم و بحث ایگورها، ترکستان شرقی و سین کیانک است که به شدت چین را نگران کرده است. در اردوگاه های دسته جمعی، اقدامات کنترلی شدیدی بر روی ایگورها صورت می گیرد زیرا مقامات چین معتقدند بدنبال حضور ایگورها در عراق و سوریه، در صورت بازگشتشان به چین اینان به عنوان تهدیدی جدی برای امنیت چین خواهند بود.

از مسائل مورد توجه چینی ها، جایگاه خاور میانه در جاده ابریشم یا یک کمربند- یک جاده است. این منطقه به لحاظ انرژی، از مهمترین مناطقی است که چین را به مدیترانه، ایران، آسیای میانه و مرکزی، خاور میانه و … متصل می کند.

آخرین اولویت چین را باید در سیاست خارج نمودن آمریکا از خاور میانه دانست زیرا سیاستمداران چینی نگران این موضوع هستند که مبادا آمریکایی ها برای سیاست مهار چین، اولویت سیاست خود را از خاورمیانه، به شرق آسیا شیفت بدهند. از این رو چینی ها به هیچ وجه علاقمند نیستند به بحران های خاور میانه اعم از قومیت ها، اعراب و اسرائیل، شیعه و سنی، و … ورود کنند. در واقع می خواهند یک پلی بزنند بین تمام کشورهای منطقه با تمام مشکلاتی که دارند، صرف نظر از اختلافات این کشورها، تا بتوانند با تمام این کشورها کار کنند.

 

ادامه دارد….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.