سیاسی و روابط بین الملل

راهبرد ابتدایی شکل گیری تمدن نوین اسلامی و راهکارهای دستیابی به آن -۱

دکتر محمد علی رنجبر در سلسله یادداشت هایی به چگونگی دستیابی به تمدن اسلامی و راهبردهای ابندایی آن می پردازد.

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۵:۴۶

مقدمه

تمدن غربی حاکم بر اساس یک نقشه راه مشخص که دربرگیرنده راهبردهای ابتدایی، میانی، کلان و البته راهکارهای متناسب با آن است شکل گرفته، طبعا تمدن نوین اسلامی نیز نیازمند به یک نقشه راه است. این نقشه راه به ما نشان خواهد داد که چگونه باید طی طریق کنیم و چگونه باید به اهداف کلان برسیم.

ترسیم این نقشه راه و حرکت دائم و پیوسته در این مسیر ما را از آرمانزدگی و واقعیت زدگی متوهمانه دور خواهد کرد و به ما نشان خواهد داد که در عین آرمانگرایی باید واقع بین بود و با بهره گیری از رویکرد «آرمانگرایی واقع بینانه» مرحله به مرحله، در جهت تحقق اهداف گام برداریم.

آرمان گرایی اسلامی به معنای ایده آلیسیم[۱] و رمانتیسم[۲] فانتزی و تخیلی نیست، یعنی آرمانگرایی اسلامی متناظر به واقعیات، شرایط و امکانات و فهم این نکته کلیدی است که باید گام به گام پیش رفت و مرحله به مرحله آرمان ها را به صورت تشکیکی و مرتبه بندی محقق ساخت!

در واقع همانطور که مقام معظم رهبری بارها فرموده اند و منطق دین نیز بر آن تاکید می کند، ما آرمانگرای واقع بین هستیم![۳]

پس آرمان خواهی انقلاب اسلامی هم (یعنی دستیابی به تمدن نوین اسلامی) ریشه در معارف و تعالیم اسلامی دارد، نه ریشه در ایده آلیسم و رمانتیسم، البته واقع گرایی مد نظر انقلاب هم ریشه در اسلام دارد نه رئالیسم[۴] و پوزیتیویسم[۵]، همان طور که طراحی عملیاتی برای گذار از واقعیات موجود و رسیدن به آرمان های مطلوب نیز، ریشه در اسلام دارد نه در پرگماتیسم.[۶]

لذا مقام معظم رهبری در عین عنایت به مساله تمدن نوین اسلامی، برای دستیابی به این آرمان، مراحل پنج گانه ای را طراحی کرده اند و بر این نکته تاکید دارند که این آرمان گام به گام و مرحله به مرحله با رویکرد انقلابی- اسلامی، محقق خواهد شد. در عین اینکه محافظه کاری نه واقع بینی را قتلگاه آرمان های انقلاب می دانند.[۷]

از اینرو یادداشت های پیش رو با پیشفرض قرار دادن طرح راهبردی مقام معظم رهبری که عبارت است از: (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی) به این سئوال کلیدی پاسخ خواهد داد که راهبرد ابتدایی و راهکارهای عملیاتی برای تحقق تمدن نوین اسلامی چیستند؟

نکته ای که باید به آن عنایت ویژه ای داشت این است که، هر نظم و تمدنی در عرصه منطقه ای و جهانی نیازمند به یک «کشور پیشران» است. این «پیشران» نقش هدایت گری هوشمندانه و هدفمند، الهام بخشی و تکیه گاه و نقطه ثقل، سایر واحدهای سیاسی همراه و متحد را بازی می کند. همراهان و متحدینی که در سطح منطقه ای و جهانی کمک شایانی را به برهم زدن نظم سابق، جایگزینی نظم جدید و حفظ و گسترش و تکامل و تعالی آن، دارند.

لاجرم هر چقدر که آن کشور پیشران، از ساخت درونی قدرتمندتری بهره ببرد. نقش کلیدی خود در هدایت گری، الهام بخشی و نقطه ثقل بودن را، بهتر و کاملتر ایفاء خواهد کرد.

از این رو برای شکل دهی به یک نظام جهانی مطلوب و تمدن نوین اسلامی در ابتدا باید آن نظام در سطح ملی شکل گیرد. پس راهبرد ابتدایی، شکل دهی آن نظام در سطح ملی است. تا کشور پیشران قدرتمندی به وجود آید.

همانطور که در شکل گیری تمدن حاکم و نظام جهانی موجود، آمریکا به عنوان کشور پیشران محسوب می شود و نهایت تلاش خود را برای تحقق و پیشرانی این نظم و البته هدایت آن انجام داد، نظام اسلامی هم به یک کشور پیشران نیازمند است. این کشور پیشران باید از پتانسیل ها و ظرفیت های بالقوه تبدیل شدن به یک قدرت ملی، منطقه ای و جهانی برخوردار باشد. منابع اصلی قدرت عبارتند از منابع انسانی، منابع سرزمینی، منابع فکری عقیدتی و سایر منابع،[۸] منتها علاوه بر این منابع زمینی که عامل قدرت هر کشوری محسوب می شوند، از منظر اسلام یک منبع قدرت بسیار بزرگ دیگری نیز وجود دارد که آن قدرت الهی و نصرت مومنینی است که ذیل یک ولی و امام مشروع برای بسط و گسترش اسلام در سراسر عالم تلاش کنند.

با عنایت به این عناصر و منابع قدرت به این نتیجه خواهیم رسید که کشور ایران یکی از اصلی ترین کشورها و بدون اغراق می توان گفتن تنها کشوری است که در جهان اسلام پتانسیل تبدیل شدن به یک قدرت جهانی را داراست.

وجود جمعیت و منابع انسانی متفکر، برخورداری از منابع سرزمینی غنی همچون نفت و گاز و معادن بسیار زیاد، و البته از همه اینها مهمتر، وجود تفکر شیعی و علمای شیعی که در زمانه غیبت به نصب عام، مشروعیت و ماذونیت قیام علیه نظم طاغوتی را دارند، همه و همه ظرفیت بسیار بالایی برای تبدیل شدن ایران به کشور پیشران، ایجاد کرده است.

بر مبنای درک این پتانسیل، مرحوم آیت الله شاه آبادی[۹] ره و بعد از آن شاگرد ایشان یعنی امام خمینی ره، نهضت خودشان را از ایران آغاز کردند چونکه ایران همه پتانسیل های بالقوه تبدیل شدن به یک قدرت جهانی را داراست، ایشان به مثابه یک استراتژیست طرحی راهبردی را برای برداشتن گام های ابتدایی برهم زدن نظم طاغوتی در ایران برداشتند.

پس برای تحقق یک تمدن باید در سه سطح ابتدایی و میانی و کلان یا ملی و منطقه ای و جهانی راهبرد طراحی کرد و راهکارهای متناسب با آن را تبیین نمود، یعنی ابتدا باید نظامی اسلامی در سطح ملی شکل داد، سپس نظامی اسلامی در سطح منطقه ای و در نهایت نظامی اسلامی در سطح جهانی به وجود آورد تا از طریق این نظامات، مرحله به مرحله به شکل گیری تمدن نوین اسلامی دست یابیم. طبعا پرداختن به این سطوح راهبردی در یادداشت های کوتاه میسر نیست، از این رو سلسله مطالب پیش رو به راهبرد ابتدایی و راهکارهای تحقق آنها نظر دارد و آنها را مورد بررسی و کنکاش قرار می دهد.

شایان ذکر است که راهبردها و استراتژیها مثل یک هدف قطعی و ثابت تغییر نمی کنند اما راهکارها و سیاست ها ممکن است با توجه به شرایط خاصی ترمیم و یا تغییر کنند. لذا آنچه که نگارنده در بخش راهبردها ارائه خواهد کرد اهدافی کلان و ثابت اند اما در سطح راهکارها می تواند ترمیم و یا تغییر کنند.

ضمن اینکه نسبت راهبرد ابتدایی با طرح مقام معظم رهبری (مراحل پنجگانه: انقلاب، نظام، دولت، کشور و تمدن) روشن است، راهبرد ابتدایی مربوط به گام دوم یعنی تثبیت نظام اسلامی در ایران به عنوان کشور پیشران تمدن نوین اسلامی است. لذا چارچوب نظری این یادداشت ها برگرفته از نظریه و اندیشه کلان مقام معظم رهبری است و از روش نقلی و اجتهادی، بهره خواهد برد.

در ادامه برخی از مفاهیم اصلی بیان خواهد شد و سپس به ارائه راهبرد ابتدایی و راهکارهای دستیابی به آن پرداخته می شود.

الف) بررسی مفاهیم

۱- چیستی تمدن نوین اسلامی

راجع به تمدن تعاریف مختلفی ارائه شده است، ضمنا اختلاف نظرات گوناگونی در این زمینه وجود دارد که معرکه آراء مختلفی را موجب شده است. خاستگاه هر کدام از این تعاریف هم برگشت به اصول اعتقادی و ارزش های حاکم بر نویسندگان دارد.

شاید بتوان ماحصل آن‌ها را چنین ارائه کرد: «وضعیت ایمن، پویا و بالنده که در آن ابعاد مختلف حیات بشری اعم از فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، هنری و مادی ـ ابزاری، شکوفا می‌شود و انسان‌ها در هر یک از این زمینه‌ها دست به تولید و خلاقیت می‌زنند. هر تمدن حاصل همکاری عمیق بین نظامات مختلف یک جامعه است. نظاماتی مانند نظام سیاسی،‌اقتصادی، آموزشی، دینی ـ فرهنگی، نظامی و .. می‌باشد.»[۱۰]

شاید هم بتوان اینگونه تعریف کرد؛ تمدن نوین‏اسلامی، تمدنی است «نوین» و «اسلامی». با هر تعریفی از تمدن، این تمدن، از سویی بدیل و جایگزین «تمدن نوین غربی» است و از سوی دیگر، جایگزین و بدیل «تمدن پیشین اسلامی». در حقیقت شکل‏دهی تمدن نوین اسلامی، راهبردی است در برابر دو راهبرد رقیب و بدیل. یکی «تمدن غربی» کنونی است که با بهره‏برداری از علم و فناوری جدید، توانسته است تا حدودی به رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی و افزایش رفاه جوامع بشری کمک کند، اما بحران‏های معنوی، اخلاقی و اجتماعی فراوانی را هم به همراه داشته است و امروز دچار چالش ناکارآمدی شده است. دیگری «تمدن اسلامی» پیشین است که طیفی از اندیشمندان برای گریز از تمدن نوین غربی، روی‏آوری به سوی آن را پیشنهاد می‏کنند.[۱۱]

در هر صورت به نظر می رسد که تمدن نوین اسلامی، راهبرد کلانی است برای انتظام و نظم بخشیدن به حیات اجتماعی بشر در گستره ای فراتر از زمان و مکانی خاص و در سطح جهانی؛ نظام احسنی که ارتباط و تعاملات چهار گانه بشری در نسبت با “خدا” (حق الله)، “خود” (حق النفس)، “دیگران” (حق الناس) و “محیط زیست” (حق الطبیعه) را، ذیل یک نظام اسلامی متکی به ولی امرِ ماذون و مشروع، تنظیم می کند.

یعنی این حقوق چهارگانه، منبعث از منبع لایزال الهی(قرآن) را در نظر می گردد و به صورت عادلانه (انطباق نظام تشریع با نظام تکوین) این تعاملات و حقوق را با هدایت کسی که آگاه به این منطق قرآنی است، تنظیم و انسجام می بخشد.

بدین ترتیب تمدن نوین اسلامی نه یک امر محال، بلکه در سایه فهم اسلام راهبردی و تلاش و جهاد و تبعیت از ولی فقیه جامع الشرایط به عنوان راهبر اهداف کلان اسلامی در ساحت سیاسی اجتماعی، امری ممکن و قابل دستیابی است.

۲- چیستی استراتژی یا راهبرد

واژه «استراتژی»[۱۲] که اکنون در زبان فارسی از آن به «راهبرد» تعبیر می شود مفهومی است که از عرصه نظامی نشأت گرفته و بعداً در سایر عرصه ها از جمله اقتصاد، تجارت و به ویژه عرصه سیاست و مملکت داری از کاربرد زیادی برخوردار شده است.[۱۳]

ریشه واژه «استراتژی» واژه یونانی «استراتژیا»[۱۴] به معنای «فرماندهی و رهبری» است. اکنون معنای ساده استراتژی عبارت است از یک طرح عملیاتی به منظور هماهنگی و سازماندهی اقدامات برای دستیابی به هدف.

در قرن بیستم دانشجویان راهبرد، تعریف ارائه شده برای این واژه را از تحرکات نظامی میدانی فراتر برده و آن را مرتب در حوزه هایی چون تجارت، سیاست، سیاست امنیتی و سیاست خارجی به کار میبرند. به عنوان نمونه لغتنامه مریام_ وبستر با وجود آنکه برای کاربردهای اولیه این واژه در عرصه نظامی تا حدودی فرق قائل است این واژه را این گونه تعریف می کند: علم و هنر به کارگیری نیروهای سیاسی، اقتصادی، روانی و نظامی یک یا چندین کشور با هدف پشتیبانی بهینه از سیاست های اتخاذ شده در زمان جنگ و صلح.[۱۵]

راهبرد در ساده ترین شکل خود شامل به کارگیری منسجم ابزار موجود برای رسیدن به اهداف مورد نظر است. البته تعریف سودمندتر راهبرد در سطح نظامی یا سیاسی- ملی عبارت است از: به کارگیری منسجم ابزار قدرت ملی اعم از سیاسی- دیپلماتیک، روانی، اقتصادی، اطلاعاتی، و نظامی برای دستیابی به منافع ملی. راهبرد استنباط شده در قالب به کارگیری مستقیم ابزار موجود برای دستیابی به اهداف مورد نظر، راهبرد را به استفاده از ابزار موجود محدود می‌سازد یک راهبرد حساب شده اقداماتی را که به تقویت ابزار منجر می گردد شامل می شود.[۱۶]

در مورد اینکه راهبرد علم است و یا هنر مباحثی مطرح شده است اما راهبرد به طور مطلق نه هنر است و نه علم بلکه از جهاتی شامل هر دوی این ها می شود در قالب هنر، تفکر راهبردی مهارتی است که با تجربه، مشاهده و مطالعه به دست می آید و در قالب علم نیز شامل جستجوی نظام مند دانش از جمله شناسایی و درک مشکل، جمع آوری اطلاعات و درک و ارزیابی یا تجزیه و تحلیل فرضیات احتمالی میشود. با این حال باید گفت که راهبرد یک فعالیت ذهنی است.[۱۷]

پس استراتژی یا راهبرد یک فعالیت ذهنی و نظری است، اما این فعالیت ناظر به حوزه عمل و برطرف کردن مشکلات میدانی است. در مقابل نظریه که فعالیتی نظری است اما لزوما نه ناظر به عمل بلکه میتواند کاملا انتزاعی و تخیلی باشد.

در واقع استراتژی، تفکر و اندیشدن «ناظر به عمل است» اما نظریه غالبا تفکر و اندیشدن انتزاعی است. از این رو یک نظریه می تواند بدون توجه به مشکلات میدانی و پیرامونی یک اندیشمند به وجود آید اما استراتژی اینگونه نیست.

با توجه به آنچه بیان شد راهبرد، به مثابه علم کاری است نظری و علمی که در آن با توجه به شناخت واقعی از ظرفیت ها و موانع موجود، اهداف سه گانه (کلان، میان و کوتاه) را طراحی می کند و راه گذار از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب را طراحی می کند.

به مثابه هنر هم هنر به کارگیری درست نیروها در لایه های مختلف است تا با توجه به ظرفیت ها و موانع موجود به اهداف از پیش طراحی شده دست یابیم.

 

 

ادامه دارد………

 

[۱] . ر.ک: فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بیات، ص ۵۵

[۲] . همان، ص ۲۹۸

[۳] . دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رهبر انقلاب؛ ۲۸/۰۶/۱۳۹۵٫

[۴] . همان، ص ۲۸۹

[۵] . همان، ص ۱۶۴

[۶] . همان، ص ۸۳

[۷] . رهبری می ­فرمایند: «محافظه‌کاری و اکتفای به آنچه که داریم و نداشتن همت و بلندپروازی در همه‌ی زمینه‌های فکر و فرهنگ، قتلگاه انقلاب است». .بیانات در دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاه امیر کبیر ۹/۱۲/۷۹

[۸] . ر.ک: عبدالعلی قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، صص ۷۵-۹۴

[۹] . مرحوم شاه آبادی (متولد ۱۲۵۵ شمسی متوفای ۱۳۲۸ شمسی) ایشان در حوزه علمیه اصفهان و هم حوزه علمیه نجف درس خوانده اند در سن ۵۵ سالگی در سال ۱۳۴۷ ه.ق (۱۳۰۷) شمسی به حوزه نوپا و تازه تاسیس قم عزیمت فرمودند و به اشتغالات علمی و تربیت طلاب همت گماشتند. برجسته ترین شخصیتی که در مکتب ایشان شاگردی کردند رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی (ره) بود.

[۱۰] . ابوذر مظاهری، افق تمدنی آینده انقلاب اسلامی، ص ۱۳۲

[۱۱] . سید حسین نصر، اسلام سنتی در دنیای متجدّد، ص ۴۹۱

[۱۲] . Strategy

[۱۳] . گابریل مارسلا، آموزش راهبرد، ص ۲۴

[۱۴] . Strategia

[۱۵] . https://www.merriam-webster.com/dictionary/strategy

[۱۶] . گابریل مارسلا، آموزش راهبرد، ص ۱۳

[۱۷] . همان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.