سیاسی و روابط بین الملل

مناسبات جمهوری اسلامی ایران و چین-۲

در قسمت اول به دلایل پیشرفت چین در سال های گذشته اشاره شد و در این قسمت به عوامل تاثیر گذار سیاسی و اقتصادی بر رواط ایران و چین اشاره گردیده است.

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۵:۴۹

روابط ایران با چین همه جانبه، درهم تنیده و بسیار مهم است. در سال ۱۹۷۹ سهم تجارت خارجی ایران با چین در حد یک درصد بود اما الان به ۲۵ درصد رشد پیدا کرده است. در سال ۲۰۱۷ حدود ۳۷٫۲ میلیارد دلار حجم تجارت بین دو کشور بود که از این مبلغ، ۲۰۰ میلیون دلار سهم چین برآورد شده است. از سال ۲۰۰۸ چین به اولین شریک تجاری تبدیل گردید و تاکنون ادامه دارد. تا جایی که در سال ۲۰۱۷ چین توانست با یک فاصله نسبتاً زیادی با دیگر کشورها رتبه خود را به عنوان اولین شریک تجاری ایران حفظ کند.

چین با خرید ۶۳۰ هزار بشکه نفت از ایران، اولین خریدار نفت ج.ا.ایران است. هرچند این روند به لحاظ شرایط خاص دستخوش تغییر گردیده اما هنوز چین به عنوان اولین خریدار پتروشیمی، اولین خریدار کالاهای غیر نفتی و اولین تامین کننده اعتبار برای ایرانیان نیز هست، در دهه ۸۰ شمسی روابط تجاری ایران با چین به ۲۲ میلیارد دلار به صورت فاینانس بالغ گردیدکه به تجارت یک به یک معروف شد. و در ابتدای دهه ۹۰ شمسی این روابط به صورت فاینانس تا حدود ۳۵ میلیارد دلار گسترش یافت.

در شرایط کنونی بیشترین سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز توسط چینی ها انجام شده است. بنابراین اگر گفته شود چین یک جای مستحکم بالایی در صنعت، نفت و گاز کشور و … دارد گزافه نیست. هم اکنون برخی از پروژه های ایرانی توسط چینی ها عملیاتی شده و پیشرفت هایی هم داشته است اما به دلیل خروج آمریکا از برجام روند و ادامه این پروژه ها تعلیق شده است.

چین اولین کشوری است که در زمان سفر آقای “شی جی پینگ” به ایران توافق مشارکت جامع راهبردی را امضاء کرده است. در این توافق، چارچوب همکاری های ایران و چین در ابعاد مختلف تعریف و مشخص شده است.

بنابراین می توان گفت: در سال هایی که غرب، جمهوری اسلامی را تحریم کرد، کشور چین، شریک اول ایران به لحاظ اقتصادی با یک پتانسیل بالا و همکاری گسترده بوده است و در همین ایام شاهد حضور و وجود صنایع چینی به صورت گسترده در بازار و پروژه‌های ایرانی توسط چینی ها بودیم.

با توجه به قدرت اقتصادی چین در شرایط کنونی، بایستی جایگاه چین در نظام بین المللی را تغییر یافته بدانیم و چین جدیدی که در جهان نقش مهمی را ایفا می کند ببینیم. اگر نظام آینده بین المللی یک نظام چند قطبی باشد، قطعا یکی از این قطب ها چین خواهد بود.

از زمانی که آمریکایی ها (اوباما و کلینتون) اعلام کردند سیاست ریبلانس در منطقه شرق آسیا و مهار چین را در دستور کار دارند، روابط چین و آمریکا از تعامل و همکاری وارد یک عرصه جدید گردید.

  چالش ها و مشکلات روابط جمهوری اسلامی ایران با جمهوری چین در چیست؟

اولین علت، در تفاوت کامل مشی و اصول سیاست خارجی چین با ایران است. سیاست خارجی چین کاملاً محافظه کارانه است. به نحوی که در هیچ مناقشه نظامی، سیاسی و … ورود پیدا نکند. فقط در مشروعیت و چارچوب بین المللی و شورای امنیت عمل می کند. هر چیزی که رشد وGDP چین را به خطر بیاندازد از آن اجتناب می کند. بنابراین چین در مناقشات وارد نمی شود و هر نقشی را هم که می خواهد بازی کند طبق سیستم بین المللی است. در واقع چینی ها تمام توان ملی و قدرت سیاست خارجی خود را در جهت توسعه اقتصادی قرار داده اند.

دومین علت، اولویت های سیاست خارجی چین است. مهمترین مسئله چین، جا انداختن موضوع چین واحد است. یعنی: ۱- تایوان، تبت، سین کیانک و امنیت ملی و چین واحد ۲- دریای جنوبی چین.

در شرایط کنونی آمریکا برای اینکه بتواند به سیاست مهار چین دست بیابد برخی کشورهای منطقه از جمله ویتنام، فیلیپین و … را از جهت دریای چین، علیه چین تحریک کرده و از طرف دیگر یک قدرت مهار و بازدارندگی را با آوردن کشورهای ژاپن، کره، استرالیا، هند و … در مقابل چین ایجاد نموده است. بنابراین دومین اولویت دریای جنوبی و شرق چین است که مسئله ژاپن و جزایر ژاپن هستند. مسئله بعدی، شبه جزیره کره است که برای چینی ها خط قرمز و مسئله امنیت ملی است.

از نگاه پکن در بین کشورها، مهمترین اولویت را در سیاست خارجی به آمریکا می دهد، آنها معتقدند آمریکا بایستی خطوط قرمز چین در سیاست خارجی را رعایت کند ولی این حساست را نسبت به کشورهایی پیرامونی همچون روسیه ندارند. بنابراین اولویت سیاست خارجی ایران در خاور میانه با اولویت سیاست خارجی چینی ها در منطقه یکی و در یک راستا نیست.

سومین علت، مسئله تاثیر عوامل ثالث بر روابط دو کشور است. آمریکایی ها مهمترین تاثیرگذاری را بر چین دارند و چین هم مهمترین اولویت را در سیاست خارجی به آمریکا می دهد. قریب به ۶۰۰ میلیارد حجم تجارت چین و آمریکا است که ۳۵۰ میلیارد دلار آن به نفع چین قرار دارد. بخش اعظمی از تکنولوژی و سرمایه گذاری و بیش از ۹۰ درصد از مکانیزم های گفتگوی خارجی چینی ها به نحوی به آمریکا ارتباط دارد و این نشان دهنده نقش آمریکا در اصول سیاست روابط خارجی چین است.

در خصوص رابطه ایران با آمریکایی ها، چینی ها دو خط قرمز دارند: یکی این است که نبایستی بحران روابط ایران و آمریکا بالا بگیرد به نحوی که هزینه رابطه با ایران، برای چینی ها خیلی سنگین و گران شود و چینی ها مجبور شوند بخاطر ایران با آمریکا درگیر شوند، دوم اینکه، چینی ها گمان دارند رابطه نزدیک ایران و آمریکا موجب می گردد تا ظرفیت و پتانسیل رابطه با ایران از دست شان خارج شده یا از آن محروم شوند.

چهارمین علت، سطح انتظارات و توقعات ایران از چین و عدم اجابت آن است. بین سطح انتظارات و سطح اجابت یک شکاف عمیقی وجود دارد که موجب نارضایتی چین از ایران در سال های گذشته شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.