سیاسی و روابط بین الملل

جهانی شدن و جهانی‏ سازی، چالش ها ،آثار و پیامدها– قسمت دوم

در قسمت اول این یادداشت به موضوع جهانی سازی و جهانی شدن به عنوان پروسه یا پروژه و چالش هایی که این دو می تواند برای جهان داشته باشند اشاره گردید. در قسمت دوم پیامدهای جهانی شدن ارائه می گردد.

۵ اسفند ۱۳۹۶ ۱۱:۳۷

آثار و پیامدها :

۱ – بعضی جهانی شدن را یک پدیده کاملا منفی می دانند و معتقد هستند که باید با آن مقابله همه جانبه نمود و بعضی دیگر آن را یک پدیده کاملا مثبت که باید تسلیم و همراه آن شد ارزیابی می نمایند و جمع دیگری اعتقاد دارند که جهانی شدن هم فرصت است و هم تهدید و می توان از فرصت های آن جهت کاهش تهدیدات بهره جست و حتی بر روند و جهت گیری آن اثر گذاشت.

۲ – می توان بین دو دسته اصلی تهدیدات ناشی از جهانی سازی تفکیک نمود : نخست تهدیدات(زیربنایی) که ناظر به مبانی ومبادی اعتقادات و ارزش‏ های بازیگران است و چنان نیست که همه بازیگران یک اندازه از آن متاثر باشند و دوم تهدیدات (روبنایی) غیر فرهنگی که در حوزه‏ های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ارتباطات و فن آوری قابل تعریف هستند.

۳ – حرکت جهانی شدن باتوجه به وجود چالش های اثر گذار، کُند و نامنظم و نا متوازن در ابعاد و کم توفیق در رسیدن به نتیجه (هدف”مای بزرگ”) به پیش می رود.

۴– آنارشی حاکم بر جامعه جهانی منجر به گسترش نا امنی قدرت های بزرگ می گردد و شاید آنان در آینده به دلیل ناتوانی در ایجاد مدیریت متنفذ و موثر در اداره جهان با بحران و چه بسا جنگ جهانی روبرو گردند.

۵– هزینه سنگین تغییر اساسی در ساختار روابط بین الملل و نظم جهان برای بازیگران اعم ازدولت‏ ها، بازارها و نهادهای رسمی و غیر رسمی اجازه تحول اساسی در نظام بین ‏الملل را به جریان جهانی شدن نخواهد داد ولکن شاهد اضافه شدن بازیگرانی از جنس شرکت‏ های فرا ملیتی و انجمن های مردم نهاد و گروهای فروملی ، بازیگران غیر دولتی و گسترش ائتلافات و همکاری ‏های منطقه‏ ای و بین ‏المللی و افزایش حضور شهروندان به اشکال مختلف در تعیین جهت تحولات جهانی و … خواهیم بود به تعبیر دیگر جهانی شدن می‏ تواند برای بسیاری نیز فرصت ایجاد کند و باعث تعدد و افزایش بازیگران فراملی و محلی و نقش آفرینی در سطح ملی و جهانی گردد.

۶ – مفهوم کشور( دولت – ملت) با حاکمیت دولت‏ های ملی در قالب شناخته شده با تغییراتی در اختیارات و ساختار دولت ‏ها(در اینکه جهانی شدن موجب کاهش قدرت و حاکمیت دولت‏ ها یا افزایش آنها خواهد شد اختلاف است) و افزایش نسبی دخالت شهروندان در تصمیمات کلان ملی و انتقال قدرت به نفع ملت‏ ها باقی می ‏ماند.

۷– تشدید و تحمیل وابستگی به روابط بین المللی و روندهای جهانی و جهانی سازی بر کثیری از دولت ‏ها به ویژه دولت‏ های ضعیف و ملت‏ های فقیر و از طرف دیگر تحمیل هزینه سنگین بر کشورهای مستقل در قبال عدم تمکین نسبت به جریانات سلطه جوی جهانی از جمله پیامدهای روند موجود جهانی شدن است.

۸– فرهنگ جهانی و فرهنگ ‏های ملی و هویت ها، در عین تقارب به یکدیگر و انعطاف نسبت به هم، لکن به وحدت و یگانگی که بیانگر فرهنگ واحد و رفع تعارض بین آنها باشد نخواهند رسید و به عنوان امری چالشی و مزمن باقی خواهد ماند. لیکن فرایند جهانی شدن ارزش های نوینی را خلق خواهد نمود و گفتمان های جدیدی شکل خواهد گرفت.

۹ – سرویس های اطلاعاتی در آینده بیش از امروز از منزلت و قدرت و تاثیرگذاری در مدیریت پنهان کشورها و حوادث مهم داخلی و خارجی برخور دارند و در حقیقت به نوعی شاهد قدرت نمایی آنها و وجود درگیری ها و همکاری ها و گسترش روابط بین آنها در حل یا ایجاد مشکل خواهیم بود.

ملاحظه مهم

روند جهانی شدن سیستمی ضد فطری و منطقی و ضد عدالت نیست و باآموزه های دینی و وحیانی می تواند همسو باشد لیکن با توجه به ماهیت و ویژگی‏ های حاکم بر روند جهانی شدن و عدم بنای آن بر منطق و فطرت انسان و عدم توانایی در تحقق عدالت در ابعاد مختلف، جهانی شدن جایگزین خود را در درون خود ایجاد و پرورش می‏ دهد به عبارت دیگر بزرگترین چالش پیشروی جهانی شدن توسط خود آن در حال شکل گیری است. بعضی براین باورند که جهانی شدن به معنای حل مشکلات جهان در آینده نیست بلکه به معنای کاهش فاصله های زمانی و مکانی و تغییر مرزبندی‏ های سنتی و حرکت در چارچوب منافع خاص برای جمع خاص که ممکن است جابجایی در مهره ها و بازیگران اتفاق بیفتد ولی قالب تغییر ذاتی نمی کند. ظهور حکومت واحد و جهانی نتیجه منطقی و ذاتی این روند رو به جلو نیست .

پیشنهادات (چه باید کرد؟)

” تاریخ بشر، گورستان تمدن ها و فرهنگ‏ های بزرگی است که پایان فاجعه آمیز آنها بدان سبب است که نتوانسته در برابر چالش واکنش برنامه‏ ریزی شده، بخردانه و ارادی بروز دهند.”

۱– بسته به شناختی که ما از جهانی شدن داشته باشیم، اتخاذ یکی از دیدگاه های پروژه یا پروسه یا پدیده دانستن جهانی شدن از اساس، تحلیلگر را بر “ریلی” از تحلیل قرار می دهد که وی را به نتایجی متفاوت می رساند. به نظر می رسد که ترجیح آن باشد که جهانی شدن را یک نظریه اجتماعی دانست که توانسته ترکیبی از پروسه و پروژه را راه اندازی نموده و لذا مخاطب می تواند با تفکیک میان واقعیت های در مراحل تاریخی مختلف به درکی درست تر از آنچه رخ داده یا در شرف وقوع است، دست یابد. در چنین شرایطی فراتر از آن با شناخت بخشی از پروژه جهانی شدن که حاصل برخورد مهندسی قدرت های بزرگ با آن است و اتخاذ پروژه مناسب به مقابله پرداخت. باید توجه داشت که آگاهی ما از این پروژه ها و اعلام آن خود بخشی از پروژه خنثی سازی و سهیم شدن در مدیریت و هدایت فعال پدیده جهانی شدن و تبدیل آن به پروژه بومی است.

۲– جهانی شدن در حوزه های مالی و اقتصادی توسط قدرت های جهانی به یک مظروف تبدیل شده است لیکن در حوزه های اجتماعی خصوصا در حوزه های ارتباطی و فرهنگی هنوز ظرف است لذا جهانی شدن در بعد ابزارهای ارتباطی و فرهنگی، “ظرف” است نه لزوماً “مظروف غربی” .

بنابراین در چنین قالبی بخشی از جهانی شدن که اسلام بدان حساسیت دارد، محتوای فرهنگی و فکری آن است که به مثابه مظروف در ظرف جهانی شدن، جریان می یابد و به مخاطبان مسلمان می رسد. در چنین بستری فرآیند جهانی شدن، جهان را به بازاری در مقیاس جهانی برای عرصه متاع و محصولات فرهنگی تبدیل کرده است. حضور متراکم و انبوه فرهنگ های غربی و آمریکایی نمی تواند بنا به خصلت ذاتی انقلاب اطلاعاتی، مانعی بر سر راه حضور فرهنگ های دیگر ایجاد کند. بنابراین غنای فرهنگی بالقوه اسلام و قدرت عظیم نرم افزاری آن به مثابه مظروف می تواند رقیبی جدی در رقابت فرهنگی ایدئولوژی غرب باشد، به ویژه آنکه اسلام مظروفی جهانی و بالقوه دارای برنامه هایی برای سعادت بشر است.

بنابراین باید تفاوت میان جهانی شدن به مثابه ظرف و جهانی شدن به مثابه مظروف را درک کرد و به تولید کالای فرهنگی و فکری با کیفیت و رقابتی پرداخت و بدین ترتیب “تهدیدات” را به “فرصت هایی” برای خود تبدیل کرد.

۳ – جهانی شدن می تواند فرصتی برای رفع عقب ماندگی دو، سه قرن گذشته جهان اسلام باشد. با در هم تنیدگی و پیوستگی و دهکده جهانی شدن و همجواری کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، علی‌القاعده فضاهای خالی بیشتری برای شکستن انحصار تکنولوژیک و بهره گیری از سرمایه گذاری اقتصادی خارجی فراهم می کند. شناسایی این معابر نفوذ و پتانسیل بالقوه و بالفعل آن یکی از دیگر خطوط راهنمای عمل می تواند باشد.

۴– مزیت گفتمان انقلاب اسلامی و توفیق ایستادگی آن در برابر نظام سلطه و ایجاد منطقه نفوذ و قدرت اقناع گری آن برای ملت ها به ویژه امت اسلامی، الهام بخش امید و آینده بهتر برای جامعه بشری است.

۵– حفظ “ما” و هویت ملی و هویت اسلامی از مهم ترین “بایدها” در مسیر جهانی شدن است. در صورت حفظ این “ما” می توان به راحتی و بدون هیچ دغدغه ای وارد فرآیند جهانی شدن شد. بیشترین تهدیدات نیز در همین نقطه متمرکز شده است.

باید در ابعاد ملی:

  • با هدف ایجاد مصونیت و استحکام هویت ملی اسلامی، مبانی فرهنگ ملی اسلامی تقویت و در میان اقشار مردم ارتقاء یابد.
  • پایه های وحدت، انسجام و مشارکت ملی در میان گروه های سیاسی، اقشار مختلف، اقوام و مذاهب محکم شود. ( ایجاد ثبات سیاسی)
  • مسیر رشد و توسعه اقتصادی کشور و امنیت مردم هموار شود.
  • طرح جامع ” دفاع نرم” برای مقابله و مقاومت در برابر ” قدرت نرم” تهیه و اجرا شود.
  • با هدف پرورش نسلی آگاه، هوشیار و مقاوم در برابر تلاطم های جهان آینده مواد و متون آموزشی برای سطوح مختلف تحصیلی فراهم شود.
  • اجماع فکری کانون‏ های متعدد قدرت در افق ها ، جهت گیری و محتوای راهبرد ملی.
  • گفتمان انقلاب اسلامی و حقوق مصرح در قانون اساسی تامین کننده اکثریت قاطع خواسته های ملی و مردمی است و می تواند در صورت اجرای کامل نه تنها کشور را در مقابل تهاجمات غیر منطقی صیانت نماید بلکه به عنوان الگو در منطقه و جهان اثر بخش خواهد بود.

آنچه که قطعی است روند جهانی شدن ، کل حیات انسانی را در آینده تحت تاثیر خود قرار خواهد داد و همه ابعاد و وجوه زندگانی بشر و مجموعه فعالیت های علمی وعملی او نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و در این راستا امنیت ملی بیش از دیگر امور متاثر شده و تامین آن مشکل و مشکل تر خواهد شد، در این صورت با پیش بینی تدابیر و تدارک و اتخاذ رویکردهائی واقع گرایانه و هوشمندانه می توان از این مسیر به سلامت عبور کرد.

 

محمدشفیع شفیعی‏ نیا

آذرماه۱۳۹۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.