سیاسی و روابط بین الملل

مشارکت اجتماعی و سیاسی تهدیدات و فرصت ها – قسمت دوم

این یادداشت قسمت دوم از یادداشت با موضوع تهدیدات و فرصت ها در حوزه مشارکت اجتماعی و سیاسی به قلم سعید صادقی جقه عضو هئیت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی است که عینا از نشریه شماره هفتاد و چهارم دیده بان امنیت ملی باز نشر می گردد.

۱۵ مرداد ۱۳۹۷ ۱۰:۴۲

مشارکت اجتماعی

مشارکت اجتماعی طیف متنوعی از اقدامات داوطلبانه را شامل می شود که آحاد شهروندان به قصد بهبود وضعیت زندگی افراد و گروههایی خاص یا بهبود فضای زیست اجتماعی انجام می دهند. کمپین ها، حضور در مراسم مختلف، کارهای داوطلبانه خیریه و مشارکت در فعالیت های جمعی از جمله موارد مشارکت اجتماعی به شمار می روند، از جمله مهمترین موارد اخیر مشارکت گسترده اجتماعی در کشور می توان به فعالیت های گسترده ای اشاره کرد که ایرانیان هنگام زلزله کرمانشاه (آبان ۱۳۹۶) از خود نشان دادند. با اینکه اندک زمانی پیش از زلزله، بخشی از شهروندان کرد از برگزاری رفراندم استقلال در اقلیم کردستان عراق ابراز شادمانی کرده بودند، از همان ساعات اولیه زلزله، همه ایرانیان ضمن ابراز همدردی گسترده در شبکه های اجتماعی مجازی، اطلاع رسانی و نیز جمع آوری و ارسال کمک های مورد نیاز هموطنان زلزله زده را در دستور کار قرار دادند. هم دردی ها و کمک های مردمی گسترده برای زلزله زدگان، نشانه ای از وجود احساسات قوی وطن دوستانه نسبت به همه شهروندان ایرانی بود. میزان بالای استقبال شهروندان به درخواست برخی شخصیت های علمی، فرهنگی و ورزشی برای کمک به زلزله زدگان برای خود این شخصیت ها نیز باور کردنی نبود.

امروزه فعالیت های داوطلبانه زیست محیطی یکی از رایج ترین قالب های مشارکت اجتماعی به شمار می رود. در مورد ایران نیز، از یک طرف به دلیل موانع و چالش های مرتبط با تحزب و فعالیت حزبی و از سوی دیگر به دلیل معضلات گوناگون زیست محیطی که بعضی از آنها از مرز ابر چالش نیز گذر کرده اند، فعالیت زیست محیطی یکی از راههای ایجاد فضای مناسب برای سازمان پایی و فعالیت سازمان های مردم نهاد به شمار می رود به رغم واقعیات و مفروضات مذکور، رویدادها و بازداشت هایی که در ماه های اخیر برای تعدادی از فعالان زیست محیطی رخ داد، حاوی پیام هایی بود که دست کم از دیدگاه تعدادی از شهروندان به معنای هزینه های سنگین این گونه فعالیت ها در ایران است. صرف نظر از مرگ یکی از فعالان محیط زیستی بازداشت شده، اتهام جاسوسی به سایر فعالان محیط زیستی می تواند مانعی برای فعالیت بی دغدغه سایر فعالان تلقی گردد، به ویژه به این دلیل که طبق اعلام نظر وزارت اطلاعات، مدرک خاصی برای اتهام جاسوسی نسبت به آنها به دست نیامده است.

از دیگر عرصه های مشارکت اجتماعی که به ویژه در ماه های اخیر مورد توجه بوده است، می توان به حوزه های فعالیتی زنان اشاره کرد. موضوع حضور زنان در استادیوم های ورزشی از جمله این موارد است که در سال های اخیر مباحث زیادی برانگیخته است. با اینکه نهادهای دولتی در خصوص حضور زنان در ورزشگاه ها مخالفتی ندارند و این موضوع حتی در سخنرانی های انتخاباتی رئیس جمهور نیز مورد تأکید قرار گرفته است اما به دلیل مخالفت های برخی از گروه های اجتماعی و مذهبی، این امر با چالش هایی مواجه بوده و جز در مواردی خاص تحقق نیافته است. بسیاری از زنان و فعالان سیاسی و اجتماعی ضمن تقاضا برای فراهم شدن زمینه حضور زنان در ورزشگاه های به برخی کشورهای اسلامی منطقه نظیر عربستان سعودی نیز اشاره می کنند که حضور زنان در ورزشگاه ها را بلامانع اعلام کرده اند. محدودیت مزبور بعضی از دختران را واداشته است که با ظاهری مردانه برای حضور در ورزشگاه ها اقدام کند که گاه با موفقیت همراه بوده و عموما نیز با شناسایی از جانب نیروهای انتظامی مواجه شده اند که در هر کدام از حالت ها، اصل موضوع متضمن آسیب هایی به سرمایه اجتماعی و حرمت قانون بوده است. از جمله تازه ترین این موارد، می توان به بازداشت یک بازیگر و همسرش در ورزشگاه آزادی اشاره کرد که قصد داشت با لباس مبدل وارد ورزشگاه شود (اردیبهشت ۱۳۹۷)

در کنار محدودیت هایی که برای حضور زنان در ورزشگاه ها وجود دارد، باید به موفقیت های چشمگیر در عرصه ورزش های مختلف نیز اشاره نمایم. در اواخر اردیبهشت ۱۳۹۷، تیم ملی فوتسال زنان ایران توانست با شکست تیم ژاپن، در مسابقات جام ملت های آسیا برای دومین بار به مقام قهرمانی نائل آید. همزمان، تیم ملی کاراته بانوان ایران نیز در مسابقات قهرمانی آسیا در رده سنی جوانان به مقام قهرمانی رسید. در همین اردیبهشت ۱۳۹۷ بود که تیم ملی وزنه برداری دختران ایران نیز با چهار وزنه بردار برای نخستین بار در مسابقات قهرمانی نوجوانان آسیا شرکت کرد. حضور در مسابقات بین المللی و نائل شدن به قهرمانی توسط تیم های زنان، علاوه بر رشد کمی، بیانگر ارتقای کیفی ورزش بانوان است. بدیهی است که همه اینها نشانه ای از حضور واقعی زنان در عرصه های اجتماعی بوده و در صورت استمرار، می توانند زمینه دستیابی به جامعه ای سالم تر را فراهم سازند. انتصاب زنان در سمت هایی نظیر بخشدار با فرماندار نیز از جمله مواردی هستند که اگرچه با دشواری ها و فراز و نشیب های فراوان، به تدریج در حال تحقق بوده است.

نتیجه گیری:

مشارکت سیاسی در قالب انتخابات مختلف از آن رو اهمیت دارد که عرصه به چالش کشاندن رویکردهای متفاوت و گاه متناقض در امر کشور داری بوده و معمولا اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اجتماعی و سیاسی جامعه را وادار به مشارکت می سازد. در خلال کمپین های انتخاباتی، گفتمان های اصلی موجود در کشور ضمن ارزیابی و به چالش کشیدن عملکرد رقیبانشان، برنامه ها و راهبردهای خود را برای برون رفت از مسائل و معضلات مختلف به مردم عرضه کرده و تلاش می کند نظر مثبت آنان را برای تصدی نهادهای سیاست گذاری و اجرایی کشور جلب نمایند. با این حال، شرط تداوم مشارکت سیاسی مردم این است که نامزد یا نامزدهای پرواز در انتخابات بتوانند به وعده های انتخاباتی خود عمل نمایند. همانطور که با ذکر برخی نمونه ها توضیح داده شد، مشارکت سیاسی شهروندان در سالهای اخیر با تحقق وعده های انتخاباتی پاسخ نگرفته است. نکته قابل تأمل تر آنکه، برخی رویدادهای انتخاباتی با برخی از مهمترین وعده های انتخاباتی نامزدهای پیروز در انتخابات کاملا در تضاد بوده است که فیلترینگ تلگرام (با هر دلیلی) یکی از آنها بود؛ اقدامی که، طبق تعبیر وزیر ارتباطات (اردیبهشت ۱۳۹۷). در صورت شکست، حاکمیت محکوم به ناتوانی خواهد بود و در صورت موفقیت نیز زمینه نارضایتی مردم را فراهم خواهد ساخت. به نظر می رسد در صورتی که سیاست های مشابه بدون اقناع مردم توسط گروه های مرجع معتبر تداوم یابند، نرخ مشارکت سیاسی مردم در انتخابات های آینده با مخاطرهای جدی مواجه خواهد شد امری که برخی از تحلیل گران و فعالان سیاسی نیز نسبت به آن هشدار داده اند. ممکن است بخشی از مردم عدم تحقق وعده های اقتصادی را به حساب خصومت های دولت ایالات متحده بگذارند اما این امر به دشواری درباره فیلترینگ تلگرام صدق خواهد کرد و مردم این اقدام را به معنای نبود صداقت و با ۔ در بهترین حالت – به حساب ناتوانی رئیس جمهور تلقی خواهند کرد. هنگامی که رخداد مزبور در کنار سایر رویدادهای مشابه در نظر گرفته شود، تصویری واقعی تر از آسیب وارد شده به انگیزه های مشارکتی مردم به دست می آید.

دولتی شدن برنامه ریزی برای مراسم های اجتماعی و سیاسی فضایی مصنوعی و بخشنامه ای را ایجاد کرده و انگیزه عموم شهروندان را در نشان دادن واکنش نسبت به مسائل روز تضعیف یا نابود می سازد. به عنوان مثال، در حالی که در بسیاری از کشورهای مسلمان شاهد اعتراضات مردمی نسبت به انتقال سفارت ایالات متحده به قدس اشغالی هستیم، فضای مدنی ایران فاقد چنان واکنش هایی است زیرا بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی این گونه کارها را بخشی از وظایف حاکمیتی دانسته و لزومی به ورود به آن نمی بینند، فراهم کردن زمینه چنین واکنش هایی در جامعه مدنی، اگر چه ممکن است در کوتاه مدت پیامدهایی داشته باشد اما قطعا در دراز مدت می تواند جامعه را در دستیابی به بلوغ سیاسی و اجتماعی بیشتر یاری رساند.

با اینکه برخی روندهای گسیخته ساز، حیات جامعه را تهدید می کنند اما نشانه هایی از اشکال جدیدی از مشارکت اجتماعی نیز در میان آحاد اجتماع مشاهده می شود که فعالیت های زیست محیطی از جمله آنها به شمار می روند. با توجه به اهمیت روزافزون موضوعات زیست محیطی و نزدیک شدن وضعیت بسیاری از این شاخص ها به مرزهای فرا ایرانی، انتظار می رود متولیان انتظام و امنیت با درک حساسیت موضوع، مدیریت امنیتی این گونه حوزه ها را از سیاست زدگی به دور نگه داشته و مانع هزینه زایی این گونه فعالیت ها شوند. برخورد نهادهای امنیتی با سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه های مختلف، می تواند در میزان مشارکت مردمی بسیار مؤثر باشد؛ اهمیت این امر هنگامی آشکارتر می شود که توجه کنیم وخیم ترین بحران های زیست محیطی در مناطق مرزی و برای اجتماعاتی رخ می دهند که عوامل زمینه ای قومی، مذهبی و… برای به چالش کشیدن اعتماد نهادی در آنها فراهم است در سال ها و دهه های اخیر، مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان ایرانی به نحو قابل توجهی در حال افزایش بوده است، امری که نشانه های آن را علاوه بر درخشش بانوان ورزشکار در میادین بین المللی، می توان در افزایش ۱ / ۱درصدی نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال ۱۳۹۶ نسبت به سال ۱۳۹۵، برابری یا پذیرفته شدگان کنکور دانشگاه ها مشاهده نمود. با این حال، ابهاماتی همانند نحوه حضور بانوان در ورزشگاه ها ، سازو کار پخش مسابقات بانوان که همراه با حجاب نیز انجام می شود و…، مسائلی است که لازم است پیش از آنکه دیر شود با فوریت مورد توجه قرار گیرد زیرا شتاب تغییرات اجتماعی به گونه ای است که در غیاب گفتمان سازی، سیاست گذاری و اقدام بهنگام، دولت ها و نهادها فاصله ای چشم گیر از اجتماع پیدا کرده و فلسفه وجودی خود را در مخاطره قرار می دهند. به عنوان مثال، درباره بخش مسابقات بانوان، نائب رئیس فدراسیون فوتبال در اواخر اردیبهشت اعلام کرد، با فراهم شدن زمینه پخش اینترنتی، برای بخش مسابقات اساسا نیازی به رسانه ملی وجود نخواهد داشت.

نهایتا اینکه، اگرچه جامعه ایرانی هنوز از وضعیت مطلوب مشارکتی در مدیریت جامعه فاصله دارد اما مشارکت فعالانه و اعتماد به گروه های مرجع و نخبگان و نیز همبستگی اجتماعی و اعتماد عمومی که در مواردی نظیر کمک به زندانیان در پرداخت دیه، کمک به خانواده محیط بانان محکوم به اعدام، مشارکت در پاکسازی محیط زیست، کمک به صندوق های خیریه تجلی می یابد از ویژگی های امیدبخش جامعه ایرانی به شمار رفته و شایسته قدردانی و تقویت است .

سعید صادقی جقه عضو هئیت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.