سیاسی و روابط بین الملل

به کجا چنین شتابان؟

مجید بهمنی کارشناس امور سیاسی در این یادداشت به اظهارات برخی از عناصر جناح های فعال در سیاست ایران طی نه ماه گذشته پرداخته است.

۲ آبان ۱۳۹۷ ۰۹:۴۸

مطالبات اقتصادی مردم در دی ماه سال ۹۶ و گستره جغرافیایی آن در بعضی مناطق به خشونت انجامید و تلفاتی نیز از حاضرین در این اعتراضات بر جای ماند. اما با توجه به وسعت این اعتراضات موضوع تعداد اندک صدمات انسانی و حتی دستگیری ها و برخوردهای قضایی با معترضین مهمترین نکته اساسی بود که در پس تبلیغات و فشارهای رسانه ایی نظام سلطه پنهان گردید.

واقعیت مذکور پیام بسیار روشنی از باز بودن فضای سیاسی در کشور برای بیان انتقادات و اعتراضات تا سطح خیابان ها در مقطع فعلی که کشور درگیر جنگ اقتصادی با آمریکا است، داشت.

این فضا نظام سلطه با سردمداری آمریکا را وسوسه کرد تا خیال خام خود را در توسعه و ادامه مخالفت های خیابانی طی یک برنامه شش ماهه گسترش داده و به زعم باطل خود مقدمات فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران را فراهم سازند . در ادامه با شروع مجدد تحریم ها در اردیبهشت ۹۷ در تیر ماه همین سال با برخی اعتراضات خیابانی خواسته خود جامعه عمل پوشانیدند. اما آنچه از خروجی این اعتراضات مشاهده شد؛ کاهش شدید گستره جغرافیایی و تعداد محدود حضور معترضین در سطح خیابان بود.

انچه که در این وجیزه کوتاه می توان گفت این است که : از دی ۹۶ تا تیر ماه ۹۷ عرصه ایی برای امتحان مردم، و جریانات سیاسی فعال در کشور نسبت به میزان دلبستگی و اعتقادشان به جمهوری تبدیل گردید.

در این عرصه مردم انقلابی ایران طی چهل سال گذشته به خوبی نشان دادند که می توانند در مراحل سخت و گوناگون با آگاهی از اهداف و برنامه های نظام سلطه عبور کرده و با تفکیک آگاهانه مطالبات به حق اقتصادی از موضوعات سیاسی از عهده امتحان بر آیند.

اما آیا فعالان سیاسی و جناح های مطرح توانستند از این امتحان به خوبی در بیایند؟ آنچه سر تیتر اخبار در روزنامه های جناح های سیاسی و سایت های خبری اینان و مطالب گفته شده در مصاحبه ها و اظهار نظرهای برخی از فعالان سیاسی حتی در سطح رسانه ملی و در نهایت شبکه های اجتماعی وابسته به جناح ها طی شش ماهه یاد شده مشاهده گردید؛ نشان داد؛ مطالب و نظرات اعلام شده در پوشش انتقاد و ایراد از شرایط موجود در اداره کشور نه تنها هیچ هم سویی خاصی با اهداف و نظرات مردم نداشته است، بلکه با فراکنی از مسئولیتی که اینان بر دوش داشته یا دارند صرفا با اظهارات و مطالبشان در جهت اهداف و آمال نظام سلطه در ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی قدم برداشته اند.

در ارزیابی اولیه در خصوص چرایی اینکه چرا در این برهه حساس جناح های سیاسی دست به چنین حرکت و اقدام بعضا خطرناکی زده و تا آنجا پیش بروند که اصل و کیان نظام با اظهارات اینان مورد تهدید قرار گیرد تنها می توان به این پاسخ رسید که نزد این رجلان سیاسی منافع جناحی بر منافع ملی ارجحیت پیدا کرده است.

دو جناح مطرح در کشور در این برهه حساس همچون دو لبه قیچی عمل کردند، جناحی صرفا بر پایه مخالفت با جناح حاکم در دولت با مستمسک قرار دادن برخی از مفاسد کشف شده در بدنه اجرایی کشور و بدون اینکه عزم و اراده حاکمیت در برخورد با مفاسد را برجسته نمایند آن را نشانه بی کفایتی دولت و سیستم قضائی دانستند و ضمن انتقاد با برخی سو مدیریت ها در دستگاه های دولتی، دست به مخالفت زده و شرایط نابسامان اقتصادی را تنها بر دوش دولتیان و مسئولین و مجریان قرار دادند فارق از اینکه مفاسد موجود بعضا ریشه در سیستم مدیریت چند دهه اخیر دارد و جناح دیگر نیز در اظهارات خود در رسانه های وابسته با سو استفاده از شرایط حاکم بر کشور که بر اثر فشارهای ظالمانه اقتصادی و شروع تحریم ها پیدا شده بود شرایط و نابسامانی فعلی را نشانه ایی از ناکارآمدی حکومت دینی در اداره امور کشور دانستند.

جناحی با هدف نشان دادن بی کفایتی و بی مسئولیتی متولیان اجرائی کشور بر پیکره نظام ضربه می زدند و افراطیون جناح دیگر نیز با هدف بی کفایتی دین در اداره مردم همچون لبه های قیچی به صورت عامدانه یا ناآگاهانه نظام جمهوری اسلامی را نشانه رفته بودند.

آنچه تیغ این قیچی توانست در کوتاه مدت انجام دهد قطع کردن حلقه های اعتماد و اعتقاد برخی از توده مردم به جمهوری اسلامی بود. نتیجه این قطع اعتماد به سرعت در موضوعاتی همچون رشد سریع قیمت ارز در اثر هجوم مردم در تبدیل ریال به ارز خارجی و پایین امدن ارزش ریال و همچنین بالا رفتن آمار احتکار کالاهای اساسی و وسایل مایحتاج عمومی بود که دامنه آن تا پوشک کودکان هم کشیده شد بود نمود پیدا کرد.

روند رو به صعود نا امیدی و عدم اعتماد مردم به نظام به نحوی تبلیغ می گردید که برخی از رسانه ها و افراد به ظاهر نخبه و افراطی در جناح های سیاسی حتی با بهره گیری از رسانه ملی شرایط کشور را به اوضاع شش ماهه دوم سال ۵۷ که منجر به سرنگونی رژیم ستم شاهی گردید؛، تشبیه می نمودند و انتقادات، مذاکرات و عکس العمل های نمایندگان مجلس نسبت به اوضاع جاری کشور را با آن برهه زمان قیاس می کردند.

وقایع تروریستی اهواز که در سالروز جنگ تحمیلی و رژه نظامیان بدون سلاح های مسلح انجام گرفت پرده از این واقعیت برداشت که دشمن طی نه ماه گذشته نتوانست با ایجاد جو روانی و فشارهای اقتصادی نظام جمهوری اسلامی که با همراهی خودی های ناآگاه توام شده بود را دچار چالش سخت نماید لذا با اقدام تروریستی علیه کودکان و جانبازان ۷۵ درصدی حاضر در این مراسم قصد انتقام گیری از مردم را گرفتند. که البته در کوتاه ترین زمان ممکن سپاه موشکی جمهوری اسلامی ایران با پاسخ کوبنده و عملیاتی دقیق بر علیه بانیان این اقدام تروریستی، تمام معادلات استکبار جهانی در خصوص فعالیت های نه ماهه و توان موشکی ج.ا. ایران را بهم ریخت.

جمع بندی:

هرچند که برخی از گروه ها و جناح های سیاسی با تبعیت از مشی افراطی در این برهه مهم کشور نتوانستند همچون آحاد مردم از ورطه امتحان با موفقیت بیرون آیند اما امروز باید این را مسلم بدانیم که طبق فرمایشات مورخه ۹۷/۰۶/۱۵مقام معظم رهبری که اعلام داشتند : « هیچ دولتی بدون کمک و پشتیبانی مردم قادر به فعالیت نیست و نباید اعتماد مردم از دستگاه‌های دولتی، قضائی و نیروهای مسلح سلب شود، و راه علاج مشکلات کشور، خالی کردن پشت دولت و ابراز برائت از فعالیت دستگاه‌های مسئول نیست، بلکه راه علاج، ایجاد رابطه‌ی سالم بین افکار عمومی و دستگاه‌های مسئول، سخن گفتن و انتقاد کردن، و درعین‌حال کمک فکری و عملی کردن است. » شاه بیت علاج مشکلات کشور در همراهی و اعتماد سازی و اعتقاد به توانایی ها خودمان و تعاملات سازنده ، هوشیارانه و عزت مدارانه با جهان است.

مجید بهمنی

2 دیدگاه برای “به کجا چنین شتابان؟

  1. سلام . چرا همیشه بعد از حوادث و اتفاقات ، تحلیل و . . . شروع می شود . چرا پیش بینی و علاج واقعه قبل از وقوع در دستور کار و نقش راه دیده نمی شود . تا کی راه همیشه رفته را باز بپیماییم !!! مردم خوبند و فهیم . آقایان و مسئولین (خواص) را متوجه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.