سیاسی و روابط بین الملل

قتل خاشقجی سند رسوایی نظام سلطه

مجید بهمنی کارشناس امور سیاسی در این یادداشت از نگاه جدیدی به مواضع کشورهای ترکیه ،آمریکا، اروپا و منافقین در قبال قتل خاشقجی پرداخته است.

۱۴ آبان ۱۳۹۷ ۰۹:۵۵

کمتر کسی در جهان سیاست این تصور را داشت که قتل یک روزنامه نگار میانه رو و منتقد سعودی بتواند نظام سلطه و شیقتگان قدرت را در کمتر از یکماه با یک رسوایی بزرگ روبرو سازد.

بازیگران محوری این پدیده را می توان رژیم سعودی، آمریکا و ترکیه معرفی کرد.

اشاره به طراحی و اجرا و عوامل صحنه گردان نقشه قتل جمال خاشقجی به کرار در رسانه ها آمده و جایی در این مقال ندارد اما آنچه قابل ذکر است مواضع هر یک از بازیگران نظام سلطه در این موضوع است که نشانه بارزی از روحیات استکباری و سلطه طلبانه و بعضا مزورانه و مزدورانه اینان دارد.

افکار عمومی دنیا به خوبی شاهد است جمهوری اسلامی ایران سال هاست؛ با حداقل امکانات رسانه ایی در سطح دنیا تلاش دارد این نکته مهم را به مردم جهان برساند که نظام سلطه و مزدوران آنان از هر جنایتی در جهت اهداف پلید و سلطه گرانه خود دریغ نمی ورزند. اینان از کشتن زنان و کودکان و مجروحان در هر کجای دنیا باشد دریغ نخواهند ورزید. و قتل این روزنامه نگار سعودی که اتفاقاً دارای مواضع میانه و بعضاً جانبدارانه از رژیم سعودی بوده است نشان داد که ج.ا.ایران بخوبی دشمن بشریت را شناسایی و در معرفی آن به مردم دنیا به خطا نرفته و امروز این قتل سندی بر درستی ادعاهای ج.ا.اایران گردیده است.

فلسفه و عقاید نظام سلطه، استیلا بر منابع مظلومان با حاکمیت زور، فشار، قتل و جنایت است. طی صدهای اخیر شمار زیاد کودتا و دخالت های نظامی و غیر نظامی در آمریکای جنوبی، آسیا و آفریقا برای سرنگونی دولت های مردمی جایی برای بازگویی مجدد نگذاشته است. اما چگونه اینک قتل یک روزنامه نگار تبدیل به صحنه ایی از رسوایی و بی آبرویی برای نظام سلطه و حامیان آن گردیده است.

با اشاره کوتاه به عملکرد هریک از این بازیگران در موضوع قتل خاشقجی نگاهی از زاویه ایی دیگر بدان خواهیم انداخت.

سعودی:

رژیم وهابی سعودی که اکنون در دست یک جوان بی تجربه در سیاست یعنی محمد بن سلمان قرار دارد طی دو سال اخیر با قدرت نمایی در مقابل دوست و دشمن، از یکسو با انجام بذل و بخشش فراوان و از سوی دیگر فشار و قدرت نمایی از طریق ربودن مخالفان، شهادت شیخ نمر، دخالت آشکار در بحرین، حمله به یمن و کشتار زنان و کودکان و خریدهای بی سابقه سلاح از آمریکا و اروپا و راه اندازی تحریم و ائتلاف بر علیه قطر، در رقابت با ج.ا.ایران و ترکیه، تلاش نمود خود را به آرزوی محال دیرینه اش یعنی رسیدن به عنوان تنها قدرت در منطقه برساند. اما پس از بر ملا شدن قتل خاشقجی هیچگاه تصور نمی کرد چنان تحت فشار افکار عمومی و سیاستمداران دنیا اعم حتی دوستان خود قرار گیرد که مجبور به اعتراف به قتل گردد. موضوعی که در ابتدا آن را شدیدا انکار می نمود.

مواضع رو به ضعف عربستان و پذیرش قتل یک روزنامه نگار سعودی در حالی است که سال هاست عربستان از طرق مختلف نسبت به قتل یا ربودن مخالفان سیاسی و مقامات سیاسی سایر کشورها (سعد حریری) کوتاهی نکرده است و از همه مهمتر اینکه رژیم سعودی طی دوسال اخیر جنایت های وحشتناکی در کشتار کودکان و زنان یمنی در سوابق خود انباشته نموده است و تقریبا در هیچکدام از جنایت های گذشته خود اینچنین به درماندگی و شکست سیاسی دچار نشده بود.

ترکیه:

قتل روزنامه نگار خاشقجی در کنسولگری سعودی در خاک ترکیه به دولت و رئیس جمهور ترکیه که گفته می شود دوستی نزدیکی نیز با مقتول داشته است توانست بهانه لازم و کافی را برای ترکیه فراهم سازد تا به ایفای نقشی فعال در برخورد با عربستان بپردازد بدون اینکه به چهره لائیک و البته به ظاهرا اسلام گرای ترکیه لطمه ایی وارد شود تا اینکه بتواند عربستان را مجبور به عقب راندن در رقابت کسب قدرت در منطقه کند.

ترکیه هم در موضوع عدم شرکت در ائتلاف تحریم علیه قطر و هم در مبارزه با افراطیون وهابی در سوریه که مورد حمایت رژیم سعودی قرار داشتند با عربستان دست و پنجه نرم کرده بود، در حالی که عربستان هیچگاه بابت حمایت های خود از گروه های تروریستی و جنایت های بیشمار داعش در عراق و سوریه مجبور به پاسخ گویی به دنیا، جهان عرب و مسلمانان نگردیده اکنون قتل این روزنامه نگار در کنسولگری استامبول بهانه لازم برای تسویه حساب یکطرفه ترکیه با عربستان را فراهم نمود.

اصرار اردوغان برای کسب اعتراف عربستان به قتل و پیگیری برای کشف جنازه مقتول هرچند در روابط بین الملل در این سطح تقریبا غیر منتظره بوده است؛ حکایت از آن دارد که ترکیه در این ماجرا مصمم است جدای از انجام وظیفه بین المللی در محکوم کردن سعودی ها در اقدامات خودسرانه و مستکبرانه در جهت کسب امتیازات خاص از عربستان قدم بردارد. زیرا جنایت های بیشمار سیاست مداران بی تجربه عربستان طی سال های اخیر در یمن و منطقه نیز می توانست موجب گردد همین فشار و درخواست ها را بر عربستان از سوی ترکیه فراهم سازد، اما چرا تاکنون ترکیه به این شدت و حدّت در آن موارد چنین موضعی را اتخاذ ننموده بود ؟ ابهام و تناقض آشکاری در سیاست خارجی ترکیه نسبت به عربستان است.

آمریکا:

پس از برملا شدن مفقودی خاشقجی از سوی ترکیه و رسانه ایی شدن این موضوع در افکار عمومی جهان، آمریکا و بخصوص ترامپ با شیب نزولی مواضع خود نشان داد که می توان در این ماجرا انگشت اتهام را به سوی آمریکا نیز دراز نمود.

ترامپ که در روز نخست با ژست آزادیخواهی، با چنگ و دندان نشان دادن به تازه کارهای سیاسی در عربستان اتخاذ موضع کرد، فقط کافی بود تنها با یک کلام بن سلمان مبنی بر قطع صادرات نفت به آمریکا در صورت اصرار بر پیگیری این ماجرا، پا را عقب بکشد و به عنوان یک ابرقدرت ذلیل ولی طماع و حریص به دلارهای نفتی عربستان به صراحت بیان کند: فروش میلیارد دلاری سلاح های آمریکایی به عربستان هیچ سهمی در ازای روشن شدن سرنوشت این قتل فجیع نخواهند نداشت.

ترامپ با این موضع گیری در حقیقت چند چهره از خود به نمایش گذاشت. اولا نشان داد برغم شعارهای آزدیخواهانه آمریکا در دنیا وقتی پای فروش سلاح و دلارهای نفتی به میان باشد حاضر است همچو معاهدات بین المللی تمامی شعارهای انسان دوستانه را زیر پا بگذارد. دوما تهدیدی که از سوی بن سلمان مواجهه متوجه ترامپ گردید از یک زاویه دیگری نیز قابل بررسی است و آنکه در صورت اصرار آمریکا در برخورد با عربستان، حکام جوان سعودی می توانند نقش های پنهان ترامپ را در این موضوع افشا کرده و ترامپ را در رقابت با دموکرات ها در انتخابات آبان ماه در کنگره آمریکا به زیر بکشانند. سوما آنچه که ترامپ از فریب کاری سعودی ها نسبت به خودشان نامیده است در حقیقت نشان بارزی از تعاملات یا حتی گفتگوهای مستقیم آمریکا و سعودی ها قبل از اجرای قتل این خبرنگار دارد، لذا بایستی بدنبال شناسائی رد پای بیشتری از نقش آمریکا و شخص ترامپ در این جنایت باشیم و در آخر اینکه آمریکا و بخصوص شخص ترامپ خود را گاو چرانی می داند که نقش حامی و نگهبان گاوهای شیرده منطقه را به عهده دارد و عربستان یکی از آنها بوده است که باید اکنون برای حفاظت خود شیر بدهد. برای این شیر دهی باید این گاو احساس خطر کند و این خطر هم یعنی افتادن عربستان در دامی که آمریکا با قتل خاشقجی برای سیاستمدار خام سعودی پهن نمود. بنابراین عربستان بخوبی دریافته است اکنون امنیت این رژیم به نحوی به حمایت آمریکا در این موضوع وابسته شده و لذا بایستی هم ارقام خرید سلاح را بالاتر ببرد و هم حرف شنویی بیشتری از آمریکا در سیاست های منطقه ایی از جمله یمن، بحرین و سوریه و تحریم های نفتی ایران داشته باشد.

اروپا:

اروپا که در صحنه های سیاسی و بین المللی همیشه سعی نموده اند نقش کاتالیزور را برای آمریکا و سیاست های سلطه طلبانه در تسلط زورگویانه بر جهان باشند در جریان این قتل از یکسو با فشار افکار عمومی دنیا مجبور به واکنش بودند (در این ارتباط نقش و اراده بنگاه های خبر پراکنی در اروپا ازجمله بی بی سی را نباید نادیده گرفت) و از سوی دیگر روشنی برق دلارهای نفتی عربستان از فروش سلاح به کشورهای اروپایی اجازه نمی داد خیلی با عربستان سرشاخ شوند. سیاست کج دار مریض اینان برغم روشن بودن و اعتراف عربستان به این جنایت در کنسولگری آنهم در یک کشور نیمه اروپائی و عضو ناتو تنها نشان از ضعف اینان در اتخاذ مواضع مستقل دارد. اما اروپائیان اگر همان میزان جدیّتی که در راه اندازی جنجال سیاسی در موضوعات دورغین اتریش و دانمارک در قبال ج.ا.ایران از خود نشان دادند در ارتباط با عربستان از خود نشان داده بودند شاید تاکنون مسئله قتل خاشقجی حل شده بود.

منافقین:

منافقین در موضوع قتل جمال خاشقجی چه نقشی می توانند داشته باشند؟ این سئوالی است که تحلیل گران سیاسی شاید خیلی بدان توجه نکرده یا از آن سریع عبور کنند. اما واقعیت امر می تواند به نحو دیگری رقم بخورد. برخی شواهد گویای این موضوع است که بعد از ارتباط نزدیک منافقین با عربستان در دو سال اخیر، اینگونه رفتارهای گستاخانه و فجیع رژیم سعودی با مخالفان روند صعودی داشته است که نشان از مشاورهای این سازمان با نیروهای امنیتی آل سعود دارد. ( نا گفته نماند  گروهک تروریستی منافقین دارای پیشینه قتل و جنایت علیه ملت ایران و عراق در هم پیمانی با صدام در کارنامه سیاه خود هستند و مردم دو کشور ایران و عراق  جنایت های منافقین را  دیده و لمس کرده اند ) از سوی دیگر همه سیاسیون دنیا واقف شده اند امروز بقای سازمان منافقین تنها به مزدوری و ارائه اطلاعات و آمار دسته چندم و جاسوسی برای رژیم های منطقه گره خورده است. سازمان نیز همیشه بقای خود را در اختلاف و نا آرامی جستجو می کند ودر این حالت تصور آنان بر این است که دیگران به آنها نیاز بیشتری خواهند داشت، لاکن بدلیل فقدان پایگاه اجتماعی و منفور بودن  سازمان در نزد مردم ایران، سازمان بخوبی متوجه گردیده دیگر قادر نیست از ج.ا.ایران به عنوان هدف بزرگی برای کشورهای منطقه جاسوسی نماید و از سوی دیگر حیات سازمان در نشان دادن موثر و مفید بودن خود در صحنه سیاسی منطقه است. لذا با توجه به این دو فاکتور، سازمان بایستی صحنه سیاسی منطقه را حتی بجز موضوعات غیر ایرانی، برای حضور فعال، به عنوان عوامل جاسوسی، گرم و داغ نگه دارد.

شیوه قتل خاشقجی و تشابه رفتاری کشتن افراد در دست منافقین (قطعه قطعه کردن و سوزاندن اجساد ) قرینه ایی برای نقش و دخالت منافقین در این قتل می تواند باشد و از جانب دیگر قتل این روزنامه نگار فرصت خوبی را برای سازمان فراهم می سازد تا با ارائه اطلاعات سوخته یا سراسر کذب از این موضوع به سرویس های اطلاعاتی در کشورهای آمریکا، ترکیه و سعودی ها به حیات خود ادامه دهند.

 جمع بندی:

در حالی که سال هاست به دلیل زیاده خواهی ها و استعمار گری نظام سلطه و استکبار جهانی و ایادی نوکر صفتشان، منطقه غرب آسیا در آتش جنگ ها، کشتارها، بمب گذاری ها، و تحریم ها می سوزد، تنها قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار منتقد و میانه رو سعودی در کنسولگری عربستان در ترکیه بود که به همت رسانه های غربی و اصرار و پیگیری رئیس جمهور ترکیه به چالشی بزرگ برای نظام تروریست پرور وهابی و بی آبروی برای سیاستمدار تازه کار عربستان محمد بن سلمان و مواضع سست آمریکا و اروپائیان از این رژیم گردید.

شیوه قتل خاشقجی فرصتی طلائی برای افکار عمومی دنیا فراهم ساخت تا چهره واقعی بازیگران صحنه سیاست در منطقه را به عنوان رژیم های وابسته به نظام سلطه شناخته و پرده ایی دیگر از چگونگی تفکر خودشیفتگان قدرت و سیاست در رسیدن به اهداف نامشروع آنها برداشته شود.

اعتراف سریع عربستان به قتل خاشقجی و آگاهی افکار عمومی جهان، دولت ها و نظام های سیاسی دنیا و مراکز حقوق بشری از این ماجرا، تمامی بهانه ها را برای مجازات و تنبیه خطاکار گرفته است، مگر اینکه منافع کشورهایی چون آمریکا، اروپا، ترکیه و حتی اسرائیل و سازمان هایی همچون منافقین در ادامه و کش دار کردن این موضوع گنجانده شود و گذشت زمان نشان دهد این قتل، با طراحی سرویس های اطلاعاتی آمریکا و ترکیه از طریق فریب دادن سعودی ها توسط منافقین و همراهی بنگاه های خبر پراکنی نظام سلطه همچون بی بی سی برای در دام انداختن سیاست مدار جوان و بی تجربه سعودی ها (محمد بن سلمان) به منظور شیردهی بیشتر عربستان سعودی به نظام سلطه عملیاتی شده است.

 

مجید بهمنی

2 دیدگاه برای “قتل خاشقجی سند رسوایی نظام سلطه

  1. ج.ا.ا باید رابطه مجدد و ترس از مقابله این موضوع را کمتر کار کرد ولی واقعا تاثیر فراوانی میگذارد خصوصا درگیری اخوان ترکیه ای با سلاطین سعودی

    انگیزه اردوغان به زیر کشیدن تفکر ضد اخوانی در عربستان است و تا آخر ادامه میدهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.