سیاسی و روابط بین الملل

جلسه هم اندیشی با موضوع شناسایی آینده های دوره ترامپ در مناسبات ایران و آمریکا

نشست هم اندیشی در موضوع شناسایی آینده های دوره ترامپ در مناسبات ایران و آمریکا  با حضور برخی از کارشناسان علوم سیاسی و اصحاب  رسانه در سایت راهبرد ملی برگزار گردید . جلسه با این پیش فرض شروع شد که چگونه می توان به شناسایی شیوه مواجهه دولت آمریکا با ایران در دوره ترامپ دست […]

۲۹ آذر ۱۳۹۵ ۰۸:۴۸

نشست هم اندیشی در موضوع شناسایی آینده های دوره ترامپ در مناسبات ایران و آمریکا  با حضور برخی از کارشناسان علوم سیاسی و اصحاب  رسانه در سایت راهبرد ملی برگزار گردید .

جلسه با این پیش فرض شروع شد که چگونه می توان به شناسایی شیوه مواجهه دولت آمریکا با ایران در دوره ترامپ دست یافت: از این رو ابتدا به منظور پیشگیری از هرگونه غافل گیری باید آینده ممکن و تمامی سناریوهایی که در خصوص ارتباط ایران و امریکا احتمال وقوع است شناسایی و سپس تمامی اینده های ممکن را به صورت محتمل مورد بررسی و وزن دهی نمود تا براورد صحیحی از اوضاع جاری بدست آوریم و در نهایت با تعیین اینده های مرجح برای هریک آینده های ممکن ، سیاست گذاری و سناریو لازم را شناسایی و تدوین کنیم.

 

این جلسه : شناسایی آینده های  ممکن در دوره ترامپ

خلاصه مباحث:

دکتر بابایی:

طی سخنانی اظهار داشت : سناریوهای ممکن ارتباط امریکا با ایران درقالب عادی، خوش بینانه، بد بینانه، فاجعه و معجزه قابل تحلیل می باشد. اما اگر روی سناریو پلانیگ یعنی دریافت اطلاعات از رفتار امریکا به عنوان ورودی و سپس تحلیل این رفتار در حوزه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، ژئوپلیتکی و تکنولوژِی و سپس تحلیل و بررسی هر یک از این رفتارها به عنوان خروجی دست یافت.

دکتر دماوندی:

مهمترین سئوال در خصوص اوضاع فعلی امریکا می تواند حول محور این سئوال باشد که : آیا ترامپ را یک رئیس جمهور مستقل تعریف ‌کنیم یا رئیس جمهوری در ادامه سایر روسای جمهور آمریکا؟

خانم اسدی:‌

باید به توصیف شرایط کنونی در آمریکا و تناقضاتی که در گفته های ترامپ قبل و بعد از انتخابات وجود داشت متمرکز شد. تا گام بعدی درست برداشته شود.

دکتر ماهینی:

گذشته چراغ اینده است .در پایان دوره کلینتون شرایطی شبیه وضع کنونی ایجاد شد . فردی رئیس جمهور امریکا گردید (بوش پسر) که از امدنش خوشحال شدیم ولی از رفتنش خوشحال تر . علت ان نداشتن تحلیل صحیح بود .

سیاست های آمریکا ۸۰ درصد در یک ساختار قوی تعریف شده که به عنوان خودروی پیش برنده سیاست های کلان آمریکا عمل می کند .

روسای جمهور به عنوان ۲۰ درصد باقی مانده در این ساختار نقش راننده داشته که فقط اختیار دار گاز و ترمز دارند.

ترامپ را باید در این ۲۰ درصد جستجو کرد او یک تاجر و اهل حساب و کتاب است و برایش ایران و روسیه و ترکیه سوریه فرقی ندارند. بنابراین حرف های انتخاباتی اهمیتی ندارد.

جامعه مدنی و احزاب قوی در امریکا و سیاست بجا مانده از اوباما شرایط خاصی رابه ترامپ دیکته می کند. ما باید بتوانیم ضمن سنجش توانمندی این خودرو ، نگاه صحیحی به راننده ان را در سه بستر فردی، مسیر حرکت و همسایگان و رقبای منطقه ایی داشته تا به پیش بینی درستی از ۸۰ درصد توانمدی خودرو برسیم.

دکتر بابایی:‌

شخصیت فردی ترامپ با پول گره خورده و وی با خرج کردن پول در صدد مشکلات بر می اید و این را در حل بحران مسکن نشان داده است . با این شخصیت ما باید چه تدبیری داشته باشیم؟

به نظر می‌رسد آمریکا در حوزه های جغرافیایی مختلف مسائلی دارد که رسیدن به منطقه ما، اولویت زیادی هم ممکن است نداشته باشد.

دکتر خوانساری:

سیاست خارجی در امریکا مبتنی بر چند موضع اساسی است که تغییر ریاست جمهوری هیچ تاثیری بر آن ندارد: اولا مدیریت قیمت انرژی و نفت باید در کنترل امریکا باشد این همان امتیازی است که بعد از جنگ دوم جهانی تاکنون ان را حفظ کرده اند. دوم کنترل و مقابله با و گسترش روسیه و ایجاد سد نفوذ خارج از مرزهای این کشور است. و مقابله با هر اقدامی که روسیه را به اب های گرم برساند. سوم توجه به اهمیت ژئوپلیتیک خلیج فارس و خزر به لحاظ ذخایر عظیم نفت و گاز که در صورت به خطر افتادن منافع آمریکا خطر جنگ جهانی سوم متصور خواهد بود.

چهارمین مبحث موضوع ایدئولوژیک است که بعد از جنگ دوم جهانی امریکا پرچمدار ان شد و اروپا بدنبال امریکا در این رابطه قرار گرفت . امروزه اسلام هراسی علی رغم اینکه اسلام دشمن غرب نیست براه افتاده است با این وجود مشاهده می شود هژمونی مسلمانان در اروپا در حال رشد است و حتی شاهد ریاست مسلمانان بر پست هایی در سطح شهردار در انگلیس هستیم و در المان پذیرش اورگان سوری صورت می گیرد . علت تغییر این رویکرد پرکردن خلا معنویت موجود به خصوص در کانون خانواده در جامعه مدنی غرب توسط مسلمانان است و به موازات آن غربیان تلاش می کند برای ایجاد تعادل و عدم غلبه اسلام بر مسحیت به معرفی اسلام از نوع افراطی که در سوریه و لیبی و عراق وجود دارد دست بزند.

بحث بعدی اسرائیل به عنوان خط قرمز امریکا است. امریکایی ها معتقدند برای حل مشکل منطقه باید مشکل ایران با اسرائیل حل شود . انان معتقدند ایران در قبال اسرائیل دست به مشکل تراشی و دشمن سازی برای حل معضلات داخلی خود دارد. از این رو بالانس ارتباط ایران با اسرائیل کلید حل مشکلات منطقه است.

و اخرین بحث امریکا سوریه است که در این رابطه با توجه به اتحاد استراتژیک ایران و روسیه هر حمله به سوریه حمله به روسیه است و در صدد هستند ایران و روسیه را در این رابطه جدا کنند.

بنابراین آنچه ما با آن طرفیم:‌ ابتدا فرصتی است که امریکا تصور می کند در منطقه برای خود ایجاد کرده است، سپس جدا کردن روسیه از سیاست خارجی ایران و در نهایت ادامه بر مدیریت نفت و انرژی توسط امریکا از این رو باید انتظار داشت که هیچیک از رئیس جمهورهای امریکا در این مباحث تغییر خاصی ایجاد نمی کند.

در خصوص برجام نیز، به نظر من برجام یک اتفاق تمام شده است. یعنی نمی‌توان به آن دست زد، آتش زد و یا کار دیگری کرد. بازگشت به عقب با هزینه‌های سنگین شدنی نیست.

در مجموع و نتیجه گیری اینکه نباید روی حرف های انتخاباتی ترامپ و تغییر دولت در امریکا خیلی حساب باز کرد . انچه برای امریکایی ها مهم می باشد حفظ هژمونی امریکا در کل جهان است و هر کشوری بخواهد این هژمونی را از بین ببرد با ان برخورد می کنند . امریکا با حضور نظامی در اقیانوس هند ، خلیج فارس و مدیترانه براحتی بر کل جهان سیطره دارد و در صورت لزوم می تواند اقتصاد چین و روسیه را دستخوش دگرگونی قرار دهد . اما امریکا برای حفظ میدان بازی نیاز دارد که روسیه و چین به عنوان رقبای خود مطرح باشند. بنابراین انان این وضع موجود نگه می دارند.

دکتر ماهینی:

تنوع فرهنگی در امریکا یک قدرت است که ترامپ در جریان تبلیغات انتخاباتی آن را نشانه گرفت و از این رو مورد انتقاد منتقدان خود شد. ترامپ یک تاجر لیبرالیسم امریکایی اصیل است که با لمپنیسم شعارهای سوسیالیستی می داد و به دلیل افشای ایمیل های کلیننتون بر رقیبش در انتخابات پیروز شد.

ساختار انتخاباتی در امریکا در یک فرایند ۱۸ ماهه تعریف شده و اگر فرد خاصی برای ریاست جمهوری تکیه کنند در این فرایند ۱۸ ماهه او را علی رغم تمامی گذشته ای نامطلوبش ، مستعد این مسئولیت می نمایند. بنابراین این ساختار آمریکاست که رئیس جمهور را همانطور که میخواهد می سازد. اول او را راننده کرده و سپس خودرو را در اختیارش می دهد .

از انجا که ترامپ تاجر است و تاجر به دنبال ثبات ، رفع موانع تجاری، سود و شریک می باشد خوب می تواند بهتر از اوباما قواعد تجارت را رعایت کند.

دکتر دماوندی:

در خصوص رفتارهای امریکا در دوره جدید باید به چند سئوال اساسی پاسخ داده شود: اولا آیا رفتار ایالات متحده در قبال ایران و بالعکس تغییر می‌کند یا خیر؟ دوم چه عاملی باعث طرح این سؤال می شود؟ سوم آیا در دوران روسای جمهور قبل هم این را مطرح می کردیم؟

در پاسخ به سئوالات فوق باید پرسید آیا در آمریکا رئیس جمهور فردی مؤثر است؟ اگر بله، پس این میزان را می‌توانیم برای رئیس جمهور خودمان هم قایل شویم؟ اگر پاسخ خیر است که وارد بحث ایدئولوژیک و بنیادین می‌شویم و اگر جواب بله است باید وارد فاز روانشناختی فرد شویم و ترامپ را تجزیه و تحلیل کنیم.

در نگاه ترکیبی ؛ می توان گفت برای ترامپ یا هر شخص دیگری تا آنجا آزادی عمل وجود دارد که به سیاست‌های کلان ایالات متحده خدشه ای وارد نشود.

با عنایت به پاسخ فوق و نگاه به شعارها و ماهیت نظام ج . ا. ا نشان می‌دهد باید بتوانیم نقاط مشترک با آمریکا پیدا کنیم زیرا تضاد ما با امریکا چه ترامپ باشد چه نباشد،‌ همیشه وجود خواهد داشت.

تجربه تاریخی نشان می دهد علی رغم اینکه ما با روسیه دچار مشکلات زیادی بوده ایم اما توانسته ایم با نگاه به مشترکات الان بشترین همکاری را با هم داشته باشیم . لذا هرچند با امریکا در تقابل هستیم اما باید دید که می توان با کم رنگ کردن افتراق ایا حوزه های مشترکی با آمریکا وجود دارد؟

با این رویکرد و با توجه به میزان آزادی عمل رئیس جمهور آمریکا آیا ایران می تواند اراده خود را بر رئیس جمهور آمریکا مبتنی بر مشترکات جاسازی کرد؟ اگر این اتفاق روی دهد هوشمندی ما در سیاست خارجی را نشان می دهد.

دکتر ماهینی:

ساختارهای انتخابی در کشورهای غربی اعم از امریکا و انگلیس و المان و فرانسه هرچند خروجی ان ضعیف باشد ولی پایه های قدرت در این کشورها را می سازد و همین موضوع باعث می شود هر رئیس جمهوری در امریکا به قدرت برسد خود را بر اساس این پایه تنظیم کند . از سویی قوانین بین المللی که خود آمریکا نقش فعالی در تصویب انان داشته است همچون تجارت جهانی ، سازمان ملل و شورای امنیت و اجرای قوانین بین المللی و از همه مهمتر حفظ اعتبار بین المللی موجب گردد ترامپ یا هرکس دیگر را در مسیر حقوق بین المللی قرار دهد.

حضور فعال ایران در سازمان های بین المللی مثل سازمان تجارت و غیره بر اساس اصل عضویت و معاهدات موجود در این سازمان ها نوعی مصونیت سازی ایران در خصوص مقابله با تحریم خواهد بود.

آقای حامد شفیعی:

در انتخابات اخیر امریکا بجای اینکه از دریچه جامعه شناختی و داخلی به موضوع پرداخته شود از چار چوب روابط بین الملل این انتخابات تحلیل شد و از سوی دیگر رسانه ها بجای اینکه منعکس کننده افکار عمومی باشند به بازتاب جلسات احزاب پرداختند.

ترامپ با کلیدواژه ، اقتصاد، رشد اقتصادی، بیمه و بهداشت و تأکید بر روی آمریکایی اصیل بودن توجه افکار عمومی را جلب کرد.

از این رو بعد از انتخابات سئوالی که مطرح شد این بود که آیا ما شاهد یک شکاف بین جامعه سیاسی آمریکا، رسانه و افکار عمومی آمریکا خواهیم بود؟ در پاسخ به این سئوال باید به این سئوال پاسخ داده شود که تا چه میزان رسانه را نماینده افکار عمومی آمریکا بدانیم یا خیر؟

خانم اسدی

روابط ایران با امریکا معلول تغییر ساختار در هر دو کشور است . یعنی اینکه یا باید ساختار حکومت در ایران تغییر کند یا در امریکا ساختار دستخوش تحول شود. در ایران هرگونه تغییر مستلزم باز تعریف از منافع ملی است که در ایران این تعریف معطوف به ایدئولوژیک می باشد. و سیاست حکومتی امریکا در منطقه بر مخالفت با ایران و انقلاب اسلامی شکل  می گیرد . چرایی این رفتار امریکا را باید در این دانست که ،‌آمریکا خودش را صاحب نفوذ و قدرت تصمیم گیری در ایران می دانست. در روزها و ماه های نزدیک انقلاب، آمریکا تمام تلاش خود را برای جلوگیری از تحقق انقلاب بعمل آورد یعنی حتی از همان اول انقلاب هم که موضعی مشخص نبود که آیا ما با دولت آمریکا همکاری خواهیم کرد یا نه، تصمیم سازان آمریکایی، چنین نگاهی به ایران داشتند. علی رغم  وضع  فوق این سئوال جدی مطرح است چرا آمریکا با وجود این حجم خصومت اقدام مستقیم برای حمله به ایران نمی‌کند ؟ و اکنون که آمریکا نتوانسته است به پیروزی قابل اعتنایی در منطقه برسد چرا خصومت علیه ایران  را ادامه می دهد.

به نظر من با یک هوشمندی خاص  می توان منافع  مشترکی بنام مبارزه با تروریسم را در منطقه بین ایران و امریکا و روسیه  باز  تعریف کرد  تا از این طریق نسبت به کاهش  خصومت های امریکا  علیه ایران  را کاهش داد.

ماشاء‌الله ذراتی:

انتخابات اخیر در امریکا نشان از یک  واقعیت است  که ترامپ محصول  ساختار امریکا نیست . حمایت های  رئیس جمهور  فعلی از کاندیدای هم حزبی اش بی سابقه بوده است و سابقه نداریم که رقیب غیر حزبی اش را اینهمه بکوبد و از ان سو  ترامپ هم مواضع  تندی  علیه رسانه های امریکایی گرفت. انچه از این  انتخابات  می توان نتیجه گرفت رو شدن شکاف ها و گسست های مختلف در جامعه آمریکا است. این قضیه هم توسط ترامپ صورت گرفت که با شعارش جامعه امریکا را دوقطبی و  برجسته کرد. بنابراین ترامپ یک پدیده بود که خارج از ساختار معمول آمریکا رأی آورد. باید این را موضوع را به لحاظ جامعه شناسی، روانشناسی و امنیتی بیشتر کنکاش کرد.

کسینجر می گوید: ما در طول ده ها سال گذشته بارها دولت های بی‌کفایت را ساقط کرده‌ایم و ممکن است دوباره این موضوع اتفاق بیفتد.

الان جامعه نخبگان و امنیتی آمریکا سعی می‌کنند همین مهره را که از کنترلشان خارج شد، در داخل نظم آمریکا مدیریت کنند. صحبت‌های فوکویاما و کسینجر را در خصوص ترامپ می‌تواند این را ثابت کند. فوکویاما می‌گوید روی کار آمدن شخصی با ویژگی‌ها و شعارهای ترامپ نشان از شکاف های عمیق اجتماعی و لیبرال دموکراسی در آمریکاست. کسینجر می‌گوید  من نظم آمریکا و نظم جهانی را برای آمریکا توضیح دادم یعنی اینکه به ترامپ گفته است رفتارهای کلی وی باید چگونه باشد و اگر بخواهی بازی نکنی حذف خواهی شد.

کسینجر ادامه می دهد : انتخاب ترامپ ، واکنش طبقه متوسط آمریکا در حمله به ارزش های طبقه  روشن‌فکر و جامعه دانشگاهی است.
نکات مهم و خلاصه ای از نشست:

  • ترامپ محصول ساختار آمریکا نیست زیرا  از بسیاری حمایت های سیاسی در زمان انتخابات بی بهره بود و از طرف دیگر حمایت های ویژه سیاسی از حریف انتخاباتی اش (کلینتون) صورت می گرفت.
  • ساختار انتخاباتی در آمریکا، رئیس جمهور را می سازد. رئیس جمهوری که ۱۸ ماه، مورد نقد قرار گرفته است و مستعد این سمت شده است، بسیاری از باید ها و نبایدهای نظام حکمرانی آمریکا را به خوبی خواهد شناخت.
  • نظام حکمرانی آمریکا مانند نقشه، خودرو و راننده ای است که رئیس جمهور فقط راننده است و در چارچوب امکانات خودرو و نقشه از پیش طراحی شده قابلیت های خود را بروز می دهد.  (  رئیس جمهور  تنها به عنوان  ۲۰ درصد پتانسیل کاری این نظام تعریف می شود)
  • ترامپ یا هر شخص دیگری رئیس جمهور آمریکا شود، تا جایی آزادی عمل دارد که به سیاست های کلی و کلان آمریکا خدشه ای وارد نکند.
  • در صورت نزدیکی افراد تاثیر گزاری مانند کسینجر به ترامپ، رفتارهای رئیس جمهور جدید آمریکا قابلیت  مطالعه بیشتری  پیدا خواهد کرد.
  • ترامپ فردی اقتصادی و تاجر مسلک است و به همین خاطر، نگاه به منافع در اولویت های او خواهد بود.
  • وجود تفاوت بین رای مردم و آنچه رسانه های آمریکایی ترویج کردند، این سوال را مطرح می کند که آیا ما امروز شاهد شکافی بین جامعه سیاسی آمریکا، رسانه ها و افکار عمومی هستیم؟
  • باز تعریف برخی حوزه های منافع مشترک با آمریکا(مانند تروریسم) ، می تواند سیاست قابل ملاحظه ای در دوران ترامپ باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.