">

فرهنگی اجتماعی

رسانه های اجتماعی ابزار جنگ های ترکیبی-۱

این گزارش توسط مرکز راهبردی دفاع ملی منتشر شده و ماحصل گزارشی با همین عنوان از مرکز ارتباطات استراتژیک ناتو و جمع بندی سخنان نخست وزیر و وزیر دفاع استرالیا در سال 2019 و گرد آوری های فضای مجازی است و اکنون طی دو قسمت باز نشر می گردد.

30 دسامبر 2019 13:52

این گزارش بر گرفته از گزارش منتشر شده توسط مرکز ارتباطات استراتژیک ناتو[۱] است.

مقدمه:

اجماع بین المللی از جمله ناتو و اتحادیه اروپا بر این است که درک روشنی از مفهوم جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) ندارند. گزارش پیش رو با این پیش فرض که برای حل مسئله ابتدا باید آن را درک کرد، سعی دارد چارچوب مشخصی تحت عنوان برنامه «کمپین توسعه قابلیت های چند ملیتی [۲](MCDC) برای مقابله با جنگ ترکیبی ([۳]CHW) » را پیشنهاد دهد. این کمپین در تشخیص مفهوم و تعریف و سپس  پاسخ به جنگ ترکیبی به همه کمک می کند.

اولین قدم ما برای ایجاد درک اولیه از جنگ ترکیبی، مبتنی بر آخرین نوشته ها و شواهد تجربی قرار دارد.

گزارش پیش رو جنگ ترکیبی را استفاده همزمان از چندین ابزار قدرت، توصیف می کند که دارای آسیب پذیری های خاص در طیف کاملی از توابع اجتماعی هستند. برغم همه توصیفات این گزارش، باید اذعان نمود برای دستیابی به یک هم افزایی” درک مشترک ما از جنگ ترکیبی توسعه نیافته است. بنابراین توانایی ما در توصیف مفهوم جنگ ترکیبی برای جلوگیری، کاهش و مقابله با این تهدید با مشکل روبرو است.”

با این وجود تهیه کنندگان این گزارش انتظار دارند خوانندگان محترم پس از مطالعه آن بتوانید به درک مشترکی برای توصیف مفهوم جنگ ترکیبی برسند.

مفهوم جنگ ترکیبی

اصطلاح “جنگ ترکیبی” اولین بار در سال ۲۰۰۲ در مقاله “ویلیام جی. نمت” ارائه شد که توصیف کننده نحوه ترکیب جنگ چریکی شورشیان چچنی با تاکتیک های نظامی مدرن و استفاده از فناوری موبایل و اینترنت است. چچنی ها علاوه بر تاکتیک های عملیاتی بسیار انعطاف پذیر خود، از فعالیت های اطلاعاتی و عملیات روانی علیه نیروهای روسی نیز استفاده کردند.

اما اصطلاح “جنگ ترکیبی” در درجه اول برای اشاره به استراتژی های بازیگران غیر دولتی مانند سازمان حزب الله مورد استفاده قرار گرفت، پس از آن جنگ، در سال ۲۰۰۷، محقق دفاعی آمریکا، “فرانک هافمن”، عبارات “تهدید ترکیبی” و “جنگ ترکیبی” را برای توصیف به کار بردن تاکتیک های متعدد، متنوع به طور همزمان در برابر حریف، گسترش داد. اما پس از عملیات روسیه در کریمه و شرق اوکراین در سال ۲۰۱۴ جنبش جدیدی پیدا شد که به نظر می رسید، از دکترین «جنگ غیر خطی» “ژنرال والری گراسیموف” پیروی می کند.

می توان استدلال کرد که روش های غیر نظامی، از جمله عملیات اطلاعاتی، همیشه در زمان جنگ استفاده شده است. با این حال، آنچه جنگ های مدرن را خیلی متفاوت می سازد، اثراتی است که اطلاعات در ایجاد درگیری ها دارند، زیرا ادراک مخاطبان از نتیجه درگیری بیشتر از واقعیت های واقعی است.

مفاهیمی مانند “نامتعارف” ، “نامتقارن” ، “نامنظم” ، “ترکیبی” یا “جنگ نسل جدید” غالباً در مباحث سیاسی و دانشگاهی برای توصیف پیچیدگی و خصوصیات درگیری های مدرن که در آن، هم دولتی و هم غیر دولتی است، استفاده می شود. بازیگران، روش های متداول را با روش هایی جدید ترکیب می کنند که خارج از درک سنتی ما از عملیات نظامی در استراتژی های جنگی قرار دارد .

توانایی تکنولوژیکی ما در حال حاضر باید به دنبال اقداماتی باشد، تا بدون محدودیت های جغرافیایی، موجب گردد مشارکت مخاطبان جهانی را در جنگ بیشتر کند. مخاطبان داخلی، و مخاطبان خارجی هم اکنون می توانند از طریق منابع خبری آنلاین و از طریق رسانه های اجتماعی با وقایع پیرامون خود در یک زمان واقعی ارتباط برقرار کنند، از این رو می توان نتیجه گرفت امروزه در جنگ ها مبارزه با ادراک مردم و تاثیر گذاری بر رفتار آنان به یک بخش جدایی ناپذیر از درگیری های مدرن تبدیل شده است.

همانطور که” David Stupples” پیش بینی کرده، جنگ اطلاعاتی که جنگ الکترونیک، جنگ افزارهای سایبری و عملیات روانشناختی را به یک سازمان واحد مبارزه متصل می کند، در آینده نقش مهمی در همه جنگ ها ایفا خواهد کرد.

امروزه از مفهوم “جنگ ترکیبی” انتقاد می شود بدین معنا که این مفهوم نه جدید است و نه توضیحی اضافی در مورد جنگ مدرن دارد . همانطور که “Damien Van Puyveld” استدلال می کند، هر گونه تهدید یا زور می تواند ترکیبی باشد، تا زمانی که به یک شکل و ابعاد جنگی شناخته شده سنتی محدود نگردیده باشد. هنگامی که هرگونه تهدید یا استفاده از زور به عنوان ترکیبی، تعریف می شود، این اصطلاح ارزش خود را از دست می دهد و به جای روشن شدن واقعیت مفهومی ” جنگ مدرن “، باعث سردرگمی مخاطبین می شود.

درک جنگ ترکیبی

اول، جنگ ترکیبی، از مجموعه وسیع تری از ابزارها و تکنیک های مدل های قبلی جنگ، استفاده می کند؛ که معمولاً در ارزیابی های تهدیدات سنتی به آنها نگاه نمی کنیم.

دوم، جنگ ترکیبی، آسیب پذیری های موجود در جوامع را به روش هایی که به طور سنتی در مورد آنها فکر نمی کنیم، هدف قرار می دهد.

سوم، جنگ ترکیبی، خود را را به شیوه های جدید و غیر قابل پیش بینی همگام می سازد. به عنوان مثال، تنها با نگاه کردن به ابزارهای مختلف قدرت که یک مخالف در اختیار دارد، نمی توان لزوماً پیش بینی کرد که چگونه و در چه حدی ممکن است برای ایجاد جلوه های خاص همگام شوند. بنابراین، قابلیت های عملکردی یک دشمن جنگ هیبریدی، اگرچه مهم است، لزوماً اطلاعات صحیحی را برای درک مسئله ارائه نمی دهد.

چهارم، جنگ ترکیبی، عمداً از ابهام، خلاقیت و درک ما از جنگ سوءاستفاده می کند تا حملات کمتر دیده شود. این در شرایطی است که در صورت واضح و غیر مبهم بودن این جنگ، می توان آنها طبق قواعد مشخص و شناخته شده و قوانین بین المللی کنترل نمود ، بنابراین جنگ ترکیبی، با مبهم بودن، مانع از تصمیم گیری شده و واکنش در برابر حملات جنگی ترکیبی را سخت تر می کند.

پنجم، جنگ ترکیبی، به احتمال زیاد بیشتر از انواع معمول جنگ، قابل روئیت (آشکار) نیست، تا زمانی که به خوبی آشکار و  در جریان باشد، و اثرات مخربی که از قبل از خود آغاز کرده را، ادامه داده ، یا توانایی دفاع از خود به عنوان یک هدف را کاهش داده یا از دست بدهد.

جنگ غیر خطی

این نوع جنگ به هیچ وجه قابل پیش بینی نبوده و  اعلام شدنی نیست (غافلگیرانه است)، این گونه جنگ ها معمولا با  اقدام نظامی فعالیت گروه های شبه نظامی در زمان صلح آغاز می شود، این دسته از  درگیری های به صورت غیر رودرو و بدون درگیری فیزیکی بین گروه های مبارز صورت گرفته و بسیار تحریک پذیر هستند.

در جنگ غیر خطی منابع نظامی و اقتصادی دشمن، با حمله های دقیق به زیرساخت های استراتژیک نظامی و غیرنظامی خودی، آنان را  نابود می کنند.

استفاده گسترده از سلاح های با دقت بالا و عملیات ویژه، روباتیک و سلاح هایی که از اصول فیزیکی خاص استفاده می کنند (به عنوان مثال سلاح های با انرژی مستقیم مانند لیزر، اشعه موج کوتاه، و غیره) در جنگ غیر خطی متداول می گردد.

در این جنگ استفاده از غیرنظامیان مسلح چهار به یک است. یعنی در برابر هر (۴ غیرنظامی، ۱ نظامی) حضور خواهد داشت.

دشمن همزمان به سربازان و تأسیسات در کل قلمرو خودی حمله خواهد کرد و نبردها، در زمین، هوا، دریا و فضای اطلاعات با استفاده از روش های نامتقارن و غیرمستقیم و مدیریت نیروها در یک حوزه اطلاعاتی یکپارچه خواهد بود.

تعریف جنگ ترکیبی

با وجود فقدان یک تعریف واحد و یکپارچه از جنگ ترکیبی، «جنگ هیبریدی می تواند به عنوان یک شکل از جنگ، که شامل ترکیبی از روش های متعارف و نامتعارف، نظامی و غیر نظامی، آشکار و پنهان، جنگ سایبری و جنگ اطلاعاتی باشد که، با هدف مشخص ایجاد سردرگمی و ابهام در ماهیت، منشاء و اهداف حمله کننده، صورت می گیرد.

 ابعاد مختلف دشمن در جنگ ترکیبی شامل موارد زیر است:

  • غیر استاندارد، پیچیده و سیال است.
  • از ترکیب و درهم کردن روش های معمولی و نامنظم استفاده می کند.
  • انعطاف پذیر بوده و به سرعت خود را با شرایط پیرامون سازگار می کند.
  • از سیستم های پیشرفته تسلیحاتی و سایر فناوری های مخرب استفاده می کند.
  • ، از رسانه های اجتماعی هم به عنوان ابزار جنگ استفاده می کند.

جنگ ترکیبی در سه میدان مجزا صورت می گیرد:

  • میدان نبرد متعارف،
  • جمعیت بومی منطقه درگیری
  • جامعه جهانی

منطقه خاکستری

امروزه قبل از شکل گیری یک جنگ به صورت سنتی، اهداف استراتژیکی بسیاری وجود دارند که باید تحقق یابد. رسیدن به این اهداف در یک میدان خاکستری جنگی صورت می پذیرد به این معنا که ممکن است بازیگران میدان جنگ خاکستری به وضوح از مرزهای جنگ سنتی و آشکار عبور نکنند. این شرایط در حالی روی می دهد که بازیگران در صحنه، در مورد قوانین بین المللی یا اقدامات و انتسابات ابهام داشته و فعالیت های طرفین پاسخ روشنی در پی نداشته باشد.

از این رو بسیار مهم است که در کنار  منابع دفاعی، سایر منابع نیز در همین راستا برای حل این مشکل بکار گرفته شود.

وزیر دفاع “لیندا رینولدز” و رئیس نیروی دفاعی “آنگوس کمپبل ” طی کنفرانسی در استرالیا، خطرات امنیت ملی را با استفاده از دو اصطلاح که برای خیلی ها آشنا نبود بازگو کردند:

«اتصال و اعتماد بیشتر ما به فناوری اطلاعات آسیب پذیر است و همچنین امنیت ملی توسط دو تهدید مهم مورد هدف قرار می گیرند: اولا حملات سایبری و دوما براندازی نهادهای دموکراتیک برای برهم زدن انسجام اجتماعی. هر دوی اینها چالش های امنیت ملی ما شناخته می شوند.»

اینها “تهدیدات ترکیبی” هستند، و ممکن است به عنوان بخشی از یک فعالیت گسترده-از جمله فعالیت های سیاسی، جنایی و اقتصادی- به کار گرفته شوند. از آنجا که حضور و بروز این تهدیدات تقریبا غیر آشکار هستند و دارای ابهام در ارتباط با منطقه خاکستری هستند، برای دستیابی به نتایج سیاسی بدون توسل به درگیری های سنتی توسط بازیگران سیاسی انتخاب شده و مناسب هستند.

در قسمت بعد به نقش فضای مجازی و اهمیت رسانه های اجتماعی و بکارگیری رسانه های اجتماعی به عنوان سلاح در جنگ ترکیبی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد…

[۱] NATO STRATEGIC COMMUNICATIONS CENTRE OF EXCELLENCE(مرکز ارتباطات استراتژیک ناتو)

[۲] Multinational Capability Development Campaign (MCDC)

[۳] confronting Hybrid Warfare

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.