">

فرهنگی اجتماعی

قسمت سوم مقاله تفکر سلفیه جهادی؛ ماهیت و استراتژی مواجهه با آن-3

خشونت و مبانی خود ساخته داعش

قسمت سوم در ادامه مقاله تفکر سلفیه جهادی؛ ماهیت و استراتژی مواجهه با آن به مبانی خشونت های داعش می پردازد.

16 مارس 2020 14:11

خشونت و مبانی خود ساخته داعش

مقدمه:

در قسمت های قبل با طرح موضوع آوارگی خلافت اسلامی بعد از انحلال حکومت عثمانی و بیان مبانی اندیشه های سلفیه تکفیری به چگونگی تاسیس خلافت اسلامی در سوریه به برخی از عوامل ایجاد انگیزه های موجود در مسلمانان برای جذب به گروه های سلفی از جمله داعش و عناصر و ارکان ایدئولوژی داعش پرداخته شد.

در قسمت سوم خشونت و مبانی خود ساخته دینی داعش مورد بررسی قرار گرفته شده است .

خشونت و مبانی خود ساخته دینی داعش

چه عملیات انتحاری و کشتار بی قاعده را تاکتیک بدانیم یا استراتژی؟ مهم آن است که این نوع رفتارهای توحش آمیز توانسته اند توجیه دینی بیایند و برای خود ادله نقلی دست و پا کنند.

هم چنان که خواهد آمد برخی از این ادله تکرار همان گفته های پیشینان جریان تکفیر در جهان اسلام در باره توحید عبادی و مشرک خواندن گروهی از مومنان است که سابقه دیرینه در کشورهای اسلام دارد. اما آنچه در ادبیات گروه هایی مثل داعش از تازگی و برجستگی خاصی برخوردار است، مفهوم « اتباع النص» است که بنیان توحش غیر سازمان یافته را گسترش می دهد.

در ادبیات کنونی گروه های تکفیری، جهان اسلام آلوده به انواع شرک است و نه فرد فرد مومنان بلکه باید کلیت جامعه مسلمانان مورد تطهیر قرار گیرد.

با این همه مشکل اساسی جهان اسلام تعدد و تکثر فهم از نص است که این گونه مسلمانان را به دستجات و گروه های مختلف تقسیم کرده است. تنها راه پایان بخشیدن به این  تفرق، حذف واسطه ها در فهم نص و دعوت همه مسلمانان به فهم مستقیم نص بدون وساطت فقیهان و مفسران است؛ چرا که امروز اسلام بیش از آنکه نیازمند مفسر باشد نیاز مبرم به مجاهد دارد.

داعش معتقد است این مجاهدین هستند که اسلام را از انحطاط نجات می دهند و آن را به عظمت از دست رفته باز می گردانند. از این رو، مسلمان باید خود مورد خطاب نص قرار داده و بدان عمل نماید. مسلمان در هر کجای عالم قرار دارد، فهمی مستقل از دین دارد و می تواند بر اساس ایده «فرد- امارت» در همان جایی که حضور دارد، امارت داعش را برپا نماید.

به هر حال فرد آنگاه که به لحاظ قلبی به اندیشه های تکفیری می اندیشد باید هجرت کند. هجرت او یا به صورت فیزیکی است و یا ذهنی. اگر نتواند از مکانی به مکان دیگری که فریضه جهاد در آن شعله ور است مهاجرت کند، باید به صورت ذهنی به مهاجرت بپردازد و در همان جایی که می زید، امارتی بر اساس ایده «فرد- امارت» تاسیس نماید و به تداوم جهاد در سرزمین های جدید همت گمارد. اتباع النص بدو کمک می کند تا به هر آنچه از نص می فهمد عمل کند و در همان نقطه ای که قرار دارد بدان عمل نماید.

به همین دلیل گروهی مثل داعش بدون اینکه ارتباط ارگانیگی با حامیان خود در سراسر جهان داشته باشد، نه نیرویی به اقصی نقاط جهان گسیل می کند و نه به آنها فرمانی می دهد. بلکه مهاجران ذهنی که فرصت حضور در عراق و  شام را پیدا نکرده اند، خود سرانه دست به عملیات  می زنند و حوزه حضور داعش در شرایط بی مرزی خلافت داعش را گسترده تر می نمایند.

از این رو، اتباع النص در کنار برخی از مبانی کلامی و فقهی سلفیه تکفیری توانسته است سگینال نصوص اسلامی در باب خشونت را فعال سازد و آنها را به سود مبارزه علیه اهداف خود مصادره نماید. این فقه که در ادبیات کنونی به «فقه التکفیر» شهرت یافته است فقه ای است ویژه که به رغم تحجری که در نهان خود دارد، از جهاتی روشنفکرانه نیز به شمار می آید.

دلیل آن نیز، این است که فقه سلفی چندان به  مکاتب سنتی چهارگانه پایبند نیست و نسبت به مکاتب اربعه‌ی حنفی، حنبلی، مالکی و شافعی، نگرشی انتقادی دارد و به نوعی فقهِ بدون مفتی یا مرجع را ترویج می نماید.

چیزی که برای روشنفکران اهل سنت، جذابیت دارد و تاکنون توانسته است بخشی از نیروهای مدرن و تحصیل کرده را به سوی گروه های تکفیری مثل داعش و القاعده جذب نماید؛ چرا که روشنفکری در همه‌ جوامع، علاقه مند است مذهبی باشد اما به مراجع مذهبی استناد نکند و خود را مقلد جلوه ندهد.

این نشان می دهد که طرفداران گروه های تکفیری الزاما از گروه های بی سواد و فقیر نیستند و آنان می توانند از تمام طبقات اجتماعی نیرو جذب کنند.

با این همه، فقه سلفی- تکفیری بر سه پایه مهم استوار است که هر یک به تنهایی می تواند مولد خشونت در میان آنان باشد. البته این سه پایه مذکور در ادبیات گذشتگان ریشه دارد و تکفیریون جدید آن را به خدمت خشونت خودگرفته اند.

خشونت و مبانی خود ساخته داعش

در ذیل به شرح مختصر آنها می پردازیم:

۱-توحید در الوهیت

سلفیه با عدم تفکیک ستایش از پرستش، حکم به مشرک دانستن مسلمان تکریم کننده انبیاء و اولیای الهی می دهند.

این تفکر، با گستردن معنای عبادت، هر گونه خضوعی در برابر پروردگار را عبادت می شمرد. آنها از عبادت همان معنای لغوی آن یعنی خضوع را اراده می کنند و خضوع شیعیان نسبت به اهل بیت را شرک می دانند؛ محمد بن عبد الوهاب می­گوید:« اساس توحید و روح آن، اخلاص محبت برای خداوند است و همین معنا اساس تألّه و تعبد برای خداوند است، بلکه حقیقت عبادت است و توحید به حد کمال و تمام نمی­رسد، مگر این که محبت عبد به پروردگارش به کمال برسد و از تمام دوستی­ها سبقت گرفته و بر آنها غالب شود»[۱]

ابن تیمیه عبادت را نفس خضوع دانسته و طاعت معبود را نتیجه آن می‌داند[۲] ، او بر این باور است که عبادت عملی است که یک نوع دلبستگی و توجه و تعلّق تام قلبی را نسبت به معبود نشان می دهد: «عبادت در لغت بمعنای ذلّ است… اما عبادت مصطلح متضمّن معنای ذلّ و حبّ است پس عبادت متضمن نهایت خضوع برای خدا و غایت محبت به اوست، و بالاترین مرحله دوست داشتن تتیم نام دارد»[۳]

علاوه بر این، سلفیان گاه از این معنای عبادت، که «خضوع مطلق‏» است عبور کرده و مدعی اند عبادت آخرین مرحلهء خضوع در برابر کسی است که عظمت و کمال او مورد اذعان است.[۴] این تعریف نیز خالی از اشکال نیست،زیرا سجده ی فرشتگان بر آدم آخرین مرحله ی خضوع یک موجود امکانی است. آنهم با درک عظمت و مقام شامخ مسجود. مع الوصف چنین کاری عبادت آدم نبود، بلکه تکریم آدم تلفی می شد.

علاوه بر این، تکیه سلفیان بر معنای لغوی عبادت نیز غلط است؛ چرا که لغت نگاران به دنبال ارائه‏ تعریف دقیق از واژه «عبادت» نبوده‏اند تا بتوان سخن آنان را ملاک و معیار و تعریفى جامع و مانع دانست. آنان واژه «عبادت» را غالباً با عباراتى نظیر «خضوع و تذلّل» معنا کرده‏اند.[۵]

صرف‏ خضوع و تذلّل یا خضوع و تذلّل شدید، تعریف عبادت به شمار نمى‏روند، زیرا تکریم پدر و مادر، معلم، بزرگان و اولیای الهی، نوعی خضوع است که عبادت به شمار نمی‌آید؛

علامه طباطبایی با نقد نویسنده کتاب صحاح اللغه، می گوید:«آنکه عبودیت به معنی خضوع است با واقع تطبیق نمی‏کند؛ زیرا عبودیّت به معنای بندگی است و خضوع از لوازم آن است…» [۶]هر خضوعى که ناشى از اعتقاد به الوهیت یا ربوبیّت و یا تفویض کارى به موجود مورد خضوع باشد، عبادت شمرده مى‏شود. اما اگر خضوع انسان، بدون این اندیشه و اعتقاد باشد، این خضوع عبادت نیست، بلکه تعظیم و بزرگداشت شمرده مى‏شود و نه انسان خاضع مشرک ‏است و نه عمل او شرک‏آمیز. از این رو عبادت نوعی «اطاعت» است که با دو ویژگی «خاکساری» و «اعتقاد به الوهیت» او محقق می شود و تواضع و فروتنی نسبت به افراد محبوب عبادت نیست. با تکیه به این مقدمات می توان عبادت را «اطاعت همراه با خاکساری و اعتقاد به اولوهیت آن» معنا نمود؛ به شرط آنکه این اطاعت از شعور به یک عظمت فوق طبیعت ناشی شود.[۷]

با تکیه بر این تفسیر، تکریم اولیای الهی، عبادت به شمار نمی‌رود. پرستشی که از غیر خدا نفی و نهی شده، آن است که انسان در مقابل موجودی خضوع کند. با این اعتقاد که او به طور مستقل سرنوشت جهان یا انسان یا بخشی از سرنوشت آن دو را در دست دارد و به تعبیر دیگر، «ربّ» و «مالک جهان و انسان» است؛ ولی اگر خضوع در مقابل موجودی از این نظر صورت گیرد که وی بنده صالح خدا و صاحب فضیلت و کرامت یا منشأ نیکی در مورد انسان است، چنین عملی تکریم و تعظیم خواهد بود، نه عبادت؛ پس بوسیدن ضرایح مقدّسه یا اظهار شادمانی در روز ولادت و بعثت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، جنبه تکریم و اظهار محبّت به حضرت را دارد، و هرگز از اموری چون اعتقاد به ربوبیت او سرچشمه نمی‌گیرد[۸].

نکته مهمی که در بحث توحید وجود دارد تجلی آن در سپهر سیاست است؛ یعنی اینکه اعتقاد توحید سبب می شود تا آنها بر این مساله نیز تاکید کنند که حق قانونگذاری منحصراً در اختیار خداوند است و هر نوع قانون موضوعه را نفی‌کنند.

بنا بر این، هر دولتی اعم شیعه و سنی علاوه بر احکام شریعت، قانونی را وضع کند، را قبول نمی‌کنند و چیزی به نام حوزه‌ی مباحات را نمی‌پذیرند. به همین دلیل؛ از نظر سلفی‌ها، هر کسی که قانونی را وضع کند، مشرک است، چون حق انحصاری خداوند را نقض کرده و وارد حاکمیت خداوند شده و بنابراین مشرک است.

خشونت و مبانی خود ساخته داعش

۲- اتباع النص

دومین مبنای فقهی سلفی‌ها، مفهوم اتّباع النص است.

اتباع النص در مفهوم عامی که دارد به معنای رجوع و تبعیت از قرآن و سنت است که مورد سفارش دین نیز قرار گرفته است. با این همه، وقتی در منابع دینی ما سخن از بازگشت و لزوم مراجعه به نص می شود، اشاره به سه نوع بازگشت به قرآن و سنت دارد که تنها دو مورد اول آن ممدوح و سومی مذموم و مخاطره انگیز است:

۱) مراجعه به قرآن به منظور کسب ثواب قرائت آن که در روایاتی اسلامی بسیار سفارش شده است.

۲) مراجعه به نص و تامل در آیات مربوط به روز قیامت و نیز سرنوشت متقین و مشرکین که موجب افزایش ایمان می شود.

۳) مراجعه به نص به منظور کسب احکام عملی زندگی که نیازمند دانش و آگاهی های لازم است و هر کس الا اهل علم حق چنین رجوعی به آن را ندارد. در رجوع سوم، بر مومنان است که از مسیر امام یا فقیهی عادل و دانا با نص ارتباط برقرار نمایند و از فهم اجتهادی آنان تبعیت ورزند؛ چرا که فهم احکام عملی زندگی از آیات و روایات دشوار، و معرفت به آنها نیازمند بذلی واسع است.

این گونه از رجوع که معمولا مورد توافق عالمان اسلامی است امروزه در فقه التکفیر به مخاطره افتاده است؛ چرا که فقه سلفی حتی در بعد سوم نیز از مومنان می خواهد که خود براسه به فهم نص همت گمارند و به حذف واسطه ها بیندیشند.

از این رو، اتباع النص به معنای حذف مرجعیت مفتی و دعوت مستقیم مومنان به فهم نص اسلامی در بعد سوم رجوع به قرآن و سنت است. به سخنی دیگر، مفهوم اتّباع این است که انسان مسلمان از هیچ کسی تقلید نکند، بلکه از نص تبعیت کند. در چنین رجوعی به نص اسلامی، فرد سلفی علاوه بر حوزه عبادات، در تمام آنچه مربوط به حوزه های حیات انسانی است؛ به قرآن و سنت مراجعه می کند و به فهم خود از نشانه های نص صحه می گذارد.

اما آنچه در ارجاع مستقیم به نص وجود دارد آن است که نص واجد نشانه های زیادی بویژه در باب جهاد و اجرای حدود است که به زعم سلفیون تکفیری، خشونتی عریان تولید می کند و اتکاء به فهم غیر اجتهادی مومنان می تواند به کشتار دیگران منجر شود.

معمولا در فقه سنتی ظرفیت های خشونت آمیز برخی از آموزه های نص مثل آیات مربوط به جهاد و کشتن مشرکان، توسط واسطه هایی در فهم مثل مفتی( در تفکر اهل سنت) یا امام/ مجتهد ( در تفکر شیعی) خنثی می شود و مانع ظهور جریان های خود سر در میان مسلمانان می گردد.

به عنوان مثال ممکن است فقیهی مثل امام خمینی جهاد ابتدایی را مختص عصر حضور بداند یا اجرای برخی از حدود الهی در شرایطی که نبی یا امام حضور ندارد را به تعویق بیندازد و بدین گونه مانع اجرایی چنین حدودی شود. این در حالی است که سلفیه تکفیری، چنین پدیده ای را نادیده و بدون ملاحظات اجتهادی به اجرای حدود شرعی در تاریخ  می پردازد.

خشونت و مبانی خود ساخته داعش

۳-تزکیه مجتمع اسلامی

سومین مساله در فقه سلفیه، تزکیه است.

مفهوم تزکیه نزد آنان با برداشتی که ما از آن داریم، متفاوت است. در ادبیات شیعه، مفهوم تزکیه این است که گاهی انسان به خود مراجعه کرده و اعمال خود را ارزیابی کند و بر طبق آن تصمیم بگیرد، درحالی‏که منظور سلفی‌ها از تزکیه چیز دیگری است. آنها معتقدند امت اسلامی به خطا رفته است و باید به مسیر اصلی اش باز گردانده شود. پس منظور آنها از تزکیه، تزکیه امت است تا تزکیه افراد.

مفهوم امت هم با مفهوم حکومت خود را شکل می‌دهد. در واقع، آنها معتقدند که تزکیه‌ امت دو ابزار دارد: یکی عمل به شریعت و دیگری وجود حکومتی که حامی شریعت باشد؛ یعنی چنین حکومتی می‌تواند تزکیه را شکل دهد. منظور از شریعت، شریعتی که در مکاتب اربعه وجود دارد، نیست، بلکه مراد شریعتی است که در قرآن و حدیث وجود دارد و با مراجعه مستقیم به آن قابل دریافت است.

خشونت و مبانی خود ساخته داعش

ادامه دارد….

پینوشت:

[۱]محمد بن عبد الوهاب؛ کشف الشبهات، ص ۹۵، ر.ک: سید حسینی، توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت (قم، مرکز تربیت مدرس، پایان نامه کارشناسی ارشد)  ص ۶۳٫

[۲]  ««فان قیل فما الجامع لعباده الله؟ قلت: طاعته بامتثال اوامره و اجتناب نواهیه. ». ابن‌تیمیه، مجموعه التوحید، ص ۱۷ و ص ۱۸٫

[۳] « العباده اصل معناها الذّل ایضاً یقال طریقٌ معبّد اذا کان مذلّلاً… لکن العباده المأموربها تتضمّن معنی الذّلّ و معنی الحبّ فهی تتضمن غایه الذلّ لله تعالی بغایه المحبه له، فان آخر مراتب الحب هو التتیم». ابن تیمیه، مجموعه التوحید، ص۳۸۸٫

[۴]  «العباده نهایه الخضوع بین یدی من‏ تدرک عظمته و کماله». ر.ک : المنار،ج ۱،ص ۵۷ .

[۵]  ابن منظور مى‏گوید: «عبادت به معنای خضوع و تذلّل است» (لسان العرب، ج۹،ص ۱۰)؛ بعضی عبادت را به معنای نهایت خضوع معنا کرده اند؛ برخی نیز به معنای اطاعت معنا کرده اند.(طریحی، مجمع البحرین، ج۳،ص۹۲)برخی نیز عبادت را به معنای اطاعت دانسته اند.( تاج العروس، ح۵،ص۸۳)

[۶]  تفسیر المیزان، ج۱، ص ۲۴۲)

[۷] علامه سید محمد کاظم عصار(متوفی ۱۳۵۳ش)  در تبیین این معنای عبادت معتقد است : عبادت یعنی اطاعت همراه با خشوع به شرط آنکه این اطاعت ناشی شود از شعور به یک عظمت فوق طبیعت و یک کمال غیر متناهی و مجهول الکنه که همه موجودات مسخر آن نیرو هستند. پس هر عملی که در نتیجه این احساس و ناشی از این ادراک باشد موسوم به عبادت است و چون اطاعت همراه با خشوع ناشی از حس عظمت معبود عبادت است هرگز در باب اطاعت از سلطان یا مالک و مولی و معشوق و والدین و همسر عبادت وجود ندارد .( مجموعه آثار عصار، ص ۳۷۹)

[۸]  سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص۳۸ـ۵۲

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.