تغییرات اقلیمی به معنای تغییرات بلندمدت در آب و هوای زمین بهعنوان یکی از چالشهای اصلی قرن بیست و یکم، تأثیرات ژرفی بر جوامع انسانی درسراسر جهان بهجا گذاشته است. ایران نیز بهدلیل موقعیت جغرافیایی، تنوع اقلیمی و وابستگی آن به منابع طبیعی، مانند آب و خاک، بهشدت دربرابر پیامدهای تغییر اقلیم تأثیرپذیراست.
افزایش دما و کاهش بارندگی در چند دهه گذشته، بهخصوص چندسال اخیر که بهکاهش شدید منابع آبی کشور و بهدنبال آن قطع آب و برق شهروندان در بیشتر شهرها و روستاهای کشور و نیز صنایع انجامیده، علاوه بر آسیب های اجتماعی باعث خسارات مالی زیاد و تضعیف سرمایههای اجتماعی شده است. همچنین خشکسالیهای مکرر و پدیدههای شدید جوی، مانند سیل و ریزگردها، ضمن همراه داشتن پیامدهای اجتماعی گسترده، منابع طبیعی را نیز در معرض تهدید قرار داده است.
تغییر اقلیم، همچنین در دهههای گذشته بر مهاجرتهای اقلیمی از مناطق روستایی به شهرها، تشدید فقر و نابرابری، کاهش امنیت غذایی، افت تولیدات کشاورزی، و افزایش تنشهای اجتماعی بر سر منابع محدود آب تاثیر شگرفی داشته است. در این گزارش، ضمن بررسی این پیامدهای اجتماعی در بستر شرایط خاص ایران، به تحلیل چالشها و ارائه راهکارهایی برای سازگاری و کاهش اثرات مخرب تغییر اقلیم بر جامعه ایرانی پرداخته میشود.
ضرورت و اهمیت موضوع
بررسی پیامدهای اجتماعی تغییر اقلیم در ایران اهمیت و ضرورت بالایی دارد، زیرا این پدیده بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی میلیونها نفر اثر گذاشته و هزینههای بسیار زیاد اقتصادی، اجتماعی و امنیتی را بر کشور تحمیل کرده است. در زیر به مواردی اشاره میشود:
آسیبپذیری کشور از تغییر اقلیم؛ ایران به دلیل قرارگرفتن در منطقه خشک و نیمهخشک، با چالشهایی مانند کمبود آب، بیابانزایی و تغییرات شدید اقلیمی مواجه است. این شرایط، پیامدهای اجتماعی مانند مهاجرتهای اجباری، حاشیهنشینی و افزایش تنشهای اجتماعی بر سر منابع محدود را تشدید میکند.
تأثیر بر امنیت غذایی و معیشت؛ کاهش بارندگی و خشکسالیهای مکرر، تولیدات کشاورزی و دامداری را که بخش عمدهای از معیشت مردم بهویژه در مناطق روستایی به آن وابسته است تهدید میکند. این امر میتواند به فقر، بیکاری و نابرابریهای اقتصادی بینجامد.
مهاجرت اقلیمی و فشار بر شهرها؛ خشک شدن تالابها، رودخانهها و کاهش منابع آب و کاهش درآمد، بسیاری از جوامع روستایی را مجبور به مهاجرت به شهرها کرده و باعث افزایش حاشیهنشینی، مشکلات زیرساختی و نابرابریهای اجتماعی در شهرها میشود.
تهدید سلامت عمومی؛ تغییر اقلیم با افزایش دما و شیوع بیماریهای مرتبط با گرما، کاهش کیفیت آب و افزایش آلودگیهای زیستمحیطی، سلامت عمومی را به خطر میاندازد. این موضوع بهویژه در مناطق محروم که دسترسی به خدمات درمانی محدود است، اهمیت بیشتری دارد.
سیاستگذاری و برنامهریزی؛ با درک پیامدهای اجتماعی تغییر اقلیم، سیاستگذاران میتوانند راهبردهای سازگاری مؤثری مانند مدیریت پایدار منابع آب، حمایت از کشاورزان و توسعه زیرساختهای مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی تدوین کنند.
عدالت اجتماعی و حفظ انسجام جامعه: تغییر اقلیم بهطور نابرابر گروههای آسیبپذیر مانند زنان، کودکان و جوامع کمدرآمد را تحت تأثیر قرار میدهد. بررسی این پیامدها به شناسایی و کاهش نابرابریها و تقویت انسجام اجتماعی کمک میکند.
تغییر اقلیم در جهان
در گزارشهای هیئت بین الدول تغییر اقلیمlpcc))آمده دمای کره زمین با نرخ 2/0 درجه سانتیگراد در هردهه درحال گرم شدن است. حتی اگر میزان گازهاي گلخانهاي درحد سال 2000 میلادي ثابت بماند، باز هم دماي کلی زمین در حدود 1/0 درجه سانتیگراد در هردهه افزایش خواهد یافت (2007، .(IPCC اثرات منفی پدیده تغییر اقلیم درآینده با توجه به توسعه سریع صنعت و تکنولوژی و توجه کمتر به محیط زیست، شدت بسیاری خواهد داشت.
هیئت بینالدول تغییر اقلیم در پنجمین گزارش ارزیابی خود از سناریوهای جدید به نام نمایندههای خطوط سیر غلظتهای گوناگون گازهای گلخانهای استفاده کرده است. نتیجه گزارش ارزیابی پنجم، آغازی برای تصمیمگیریهای آینده بسیاری از نهادهای بینالمللی به ویژه کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد است. این گزارش حاوی پنچ پیام مهم و هشداردهنده از آخرین وضع تامل برانگیز تغییرات جهانی اقلیم خطاب به مسؤلین و رهبران ملل و مردم جهان، به شرح زیرست:
- پیام اول: تردیدی در گرمایش سیستمهای اقلیمی وجود ندارد؛
- پیام دوم: انرژی سیستمهای اقلیمی به دلیل واداشت تابشی مثبتِ زمین درحال افزایش هستند؛
- پیام سوم: فعالیتهای بشر بر سیستم اقلیمی اثرگذار بودهاند؛
- پیام چهارم: ادامه افزایش گازهای گلخانهای باعث گرمایش بیشتر و تغییر همه مولفههای اقلیمی خواهند شد؛
- پیام پنجم: کره زمین برای رسیدن به توسعه پایدار و کاهش اثرات گرمایش نیاز به کاهش غلظت گازهای گلخانهای دارد.
تغییر اقلیم در ایران
تغییرات دمایی ایران در پنج دهه گذشته روندی کاملاً واضح، نگرانکننده و بسیار فراتر از میانگین جهانی بوده است. این افزایش دما، محرک اصلی بسیاری از پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی است که امروزه شاهد آن هستیم.
وضعیت تغییر دما
- براساس دادههای رسمی از سازمان هواشناسی ایران و مطالعات بینالمللی مانند ناسا و NOAA در بازه حدود ۵۰ ساله (از ۱۳۴۹ تا ۱۴۰۰) میانگین دمای سالانه ایران بیش از ۲ درجه سانتیگراد افزایش یافته است. این افزایش بیانگر این است که ایران در منطقهای بسیار آسیبپذیر نسبت به تغییر اقلیم قرار دارد.
- بر اساس گزارش مؤسسه Climate Change Pos، ایران بین سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۹۲ شاهد افزایش دمای متوسط سالانه به میزان ۱.۸ درجه سانتیگراد بوده است.
- در دهه ۷۰ نخستین نشانههای شتاب در افزایش دما مشاهده شده است و دهه ۸۰ و ۹۰ ، شاهد واضح و بیچون وچرای تغییر اقلیم در ایران است. تقریباً هر سال جزء گرمترین سالهای تاریخِ ثبت شده ایران قرار گرفت و امواج گرمای بیسابقه، طولانیتر و شدیدتر شدند.
- در این مدت نواحی مرکزی، شرقی و جنوب شرقی ایران مانند استانهای کرمان، سیستان و بلوچستان، یزد، اصفهان بیشترین افزایش دما را تجربه کردهاند.
- مناطق غربی و کوهستانی: استانهای غربی و شمال غربی (مانند آذربایجانها، کردستان) نیز افزایش دما را تجربه کردهاند، اما میزان آن در برخی نقاط کمی کمتر از میانگین ملی بوده است. با این حال، ذوب سریعتر یخچالهای طبیعی دماوند و زردکوه نشاندهنده تأثیرپذیری این مناطق است.
- اثر «جزیره گرمایی شهری» باعث شده است کلان شهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد و تبریز افزایش دمایی بسیار بالاتر از میانگین مناطق اطراف خود را ثبت کنند.
- بررسی تغییرات در الگوهای فصلی نشان میدهد طول فصل گرما افزایش یافته است. زمستانها کوتاهتر و ملایمتر شده و سرمای شدید کمتر رخ میدهد. این امر باعث کاهش ذخیره برف در کوهستانها شده که منبع اصلی آب رودخانههاست.
- اختلاف دمای شب و روزهای گرم، کمتر شدهاند. یعنی شبها نیز به اندازه کافی خنک نمیشوند که این موضوع فشار مضاعفی بر سلامت مردم، مصرف انرژی (برای سرمایش) وارد میکند.
این وضع پیامدهای ذیل را همراه دارد:
- خشکسالی هیدرولوژیک؛ افزایش دما به تبخیر و تعریق بیشتر میانجامد. حتی اگر بارش ثابت بماند (که نمانده) آب قابل استفاده کمتر خواهد بود، زیرا سریعتر تبخیر میشود.
- ذوب یخچالها؛ یخچالهای طبیعی ایران مانند یخچال علَم کوه به سرعت درحال ناپدید شدن هستند که ذخیره آب بلندمدت کشور را به خطر میاندازد.
- تشدید بحران آب؛ این افزایش دما، بحران آب ایران را که ریشه در مدیریت نادرست نیز دارد، به مراتب بدتر و غیرقابل تحملتر کرده است.
- آتشسوزیهای جنگلی؛ فصل آتشسوزی در جنگلهای زاگرس و هیرکانی طولانیتر شده و شدت آنها بیشتر شده است.
تغییر در بارندگی
- تغییرات بارندگی ایران در پنج دهه گذشته، برخلاف افزایش یکنواخت و شتابان دما، الگویی پیچیدهتر، ناهمگون و نوسانات شدید داشته است، اما روند کلی، به سوی کاهش میزان بارش، تغییر در الگوی بارش و افزایش فراوانی خشکسالیها بوده است.
- براساس آمار رسمی سازمان هواشناسی ایران، میانگین بلندمدت بارش سالانه کشور (طی ۵۴ سال از ۱۳۴۹ تا ۱۴۰۳) حدود ۲۵۰ میلیمتر بوده است.
- در دو دهه اخیر، به طور مکرر سالهایی با بارش بسیار کمتر از این میانگین ثبت شده است، برای نمونه سال آبی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ با کاهش حدود ۲۴% نسبت به میانگین بلندمدت، یکی از خشکترین سالهای نیم قرن اخیر بود. این درحالی است که میزان بارندگی کشور ابتدای سال آبی (1/7/ ۱۴۰۳ – ۳۱ /6/ ۱۴۰۴) تا تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۴، مجموع بارشهای کشور به ۱۳۱.۵ میلیمتر رسیده است. این رقم در مقایسه با میانگین بلندمدت بارشها، کاهش ۴۰.۴% را نشان میدهد.
- براساس مطالعات، در بازه ۵۰ ساله، میانگین بارش سالانه در بسیاری از حوضههای آبریز اصلی کشور مانند حوضه قمرود، زایندهرود و کارون، کاهشی بین ۲۰ تا ۵۰ میلیمتر را تجربه کردهاند.
- براساس دادههای سازمان هواشناسی، میزان بارش سالانه ایران به طور متوسط حدود ۱ تا ۲ میلیمتر در سال کاهش یافته که در مقیاس ۵۰ ساله، رقم قابل توجهی است.
- روند نزولی و افزایش نوسانات از دهه ۷۰ تشدید و دورههای خشکسالی طولانیتر شده است.
- دهه ۸۰ و ۹۰ تاکنون؛روند کاهشی و تشدید نوسانات تثبیت شده است . سالهای “پربارش” عمدتاً در اثر چند رخداد بارشی شدید و سیلآسا بودهاند، نه بارش یکنواخت و مفید. به عبارت دیگر، تعداد روزهای بارانی کاهش یافته، اما شدت بارش در روزهای بارانی افزایش یافته است.
پیامدهای اجتماعی تغییر اقلیم در ایران
پیامدهای اجتماعی تغییر اقلیم در ایران به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در ادامه، بهصورت مختصر به اهم این پیامدها اشاره میشود:
- مهاجرت اقلیمی و حاشیهنشینی؛ یکی از بارزترین پیامدهای اجتماعی تغییر اقلیم در ایران، مهاجرت اجباری ناشی از تغییرات زیستمحیطی، خشکسالیهای مکرر، کاهش منابع آب، خشک شدن تالابها و بیابانزایی و به تبع آن بیکاری و کاهش درآمد است که روستائیان و ساکنان مناطق مذکور را به ترک محل زندگی خود و مهاجرت به شهرها سوق میدهد. این مهاجرتها به دلایل زیر پیامدهای اجتماعی قابل توجهی دارند:
- افزایش حاشیهنشینی؛ مهاجران اغلب به دلیل نبود منابع مالی در حاشیه شهرهای بزرگ ساکن میشوند، که منجر به گسترش مناطق محروم، افزایش جرم و کاهش کیفیت زندگی میشود.
- فشار بر زیرساختهای شهری؛ شهرها با افزایش جمعیت مهاجر با کمبود مسکن، فرصتهای شغلی و خدمات عمومی (مانند آب، برق، گاز)مواجه میشوند، که به تنشهای اجتماعی دامن میزند.
- از دست رفتن هویت فرهنگی؛ جوامع محلی، بهویژه عشایر و روستاییان، با مهاجرت ممکن است فرهنگ، سنتها و شیوه زندگی خود را از دست بدهند، که به کاهش انسجام اجتماعی منجر میشود.
- تشدید نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی؛ تغییر اقلیم بهطور نابرابر گروههای مختلف اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد و نابرابریهای موجود را تشدید میکند:
- تأثیر بر گروههای آسیبپذیر؛ زنان، کودکان، سالمندان و اقشار کمدرآمد که دسترسی کمتری به منابع و خدمات دارند، بیشتر از پیامدهای تغییر اقلیم مانند کمبود آب و غذا آسیب میبینند.
- کاهش تولیدات کشاورزی؛ افت منابع آبی و تغییرات الگوهای بارندگی، تولید محصولاتی اساسی مانند گندم، برنج و محصولات باغی را کاهش داده است. این امر نه تنها قیمت مواد غذایی را افزایش میدهد، بلکه دسترسی اقشار کمدرآمد به غذا را محدود میکند.
- فشار بر کشاورزان و روستاییان؛ کشاورزی، که بخش مهمی از اقتصاد ایران را تشکیل میدهد، به شدت به آب وابسته است. کاهش بارندگی و خشک شدن منابع آبی، درآمد کشاورزان را کاهش داده و بسیاری را به فقر میکشاند.
- نابرابریهای منطقهای؛ مناطق محروم به دلیل وابستگی بیشتر به منابع طبیعی و زیرساختهای ضعیف، در برابر تغییر اقلیم آسیبپذیرترند، لذا شکاف بین مناطق توسعهیافته و محروم را افزایش میدهد.
- تهدید امنیت غذایی؛ تغییر اقلیم با کاهش تولید محصولات کشاورزی و دامی، امنیت غذایی را به خطر انداخته است:
- تأثیر بر دامداری؛ کمبود علوفه و نهادههای دامی به دلیل خشکسالی، دامداریها، بخصوص دامداریهای سنتی را که منبع درآمد بسیاری از خانوارهای روستایی است تهدید میکند.
- تأثیر بر سلامت عمومی؛ تغییر اقلیم اثرات مستقیمی بر سلامت جسمی و روانی مردم ایران دارد:
- شیوع بیماریهای عفونی؛ تغییرات اقلیمی بهویژه در مناطق گرم و مرطوب میتوانند الگوهای شیوع بیماریهای عفونی مانند مالاریا و تب دنگی را تغییر دهند.
- آلودگی هوا و طوفانهای گرد و غبار؛ افزایش طوفانهای گرد وغبار در مناطقی از ایران مشکلات تنفسی و بیماریهای مزمن را تشدید کرده است. و مکرر باعث تعطیلی ادارات و هزینههای گزاف سیاسی و اقتصادی شده است.
- تأثیر بر سلامت روانی: مهاجرت اجباری، از دست دادن معیشت و ناامنی غذایی میتوانند به اضطراب، افسردگی و کاهش سلامت روان منجر شوند.
- تأثیر بر ارائه خدمات دولتی و آموزش و نیروی انسانی؛ تغییر اقلیم بهطور غیرمستقیم بر سیستم آموزشی و نیروی کار اثر میگذارد:
- تعطیلی صنایع و مراکز تولیدی؛ قطعی آب و برق، بخصوص در سال 1404 ضمن نارضایتیهای گسترده عمومی، باعث تعطیلی مکرر بسیاری از صنایع و مراکز دولتی و مشاغل وابسته به آب و برق شده و ضمن افزایش هزینه ها، بر تولید و درآمدها و خدمات رسانی، تاثیرمنفی قابل توجهی گذاشته است.
- تعطیلی مدارس و دانشگاهها؛ رویدادهای شدید جوی مانند سیل و طوفانهای گردوغبار، کمبود منابع آب و به تبع آن قطع مکرر و طولانی مدت برق در سراسر کشور ، باعث تعطیلی مکرر مدارس و دانشگا ها و ادارات دولتی در سطح کشور شده و ضمن محدود کردن دسترسی به آموزش، ارائه خدمات دولتی را در مقاطعی با محدودیت مواجه کرده است.
- چالشهای فرهنگی و اجتماعی؛ تغییر اقلیم میتواند به تغییرات عمیق در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی منجر شود:
- از بین رفتن جوامع محلی؛ خشک شدن منابع طبیعی مانند تالابها و رودخانهها، جوامع محلی وابسته به این منابع را از بین میبرد و به از دست رفتن سنتها و شیوههای زندگی سنتی منجر میشود.
- تغییر نقشهای جنسیتی؛ در بسیاری از مناطق روستایی، زنان نقش مهمی در کشاورزی و مدیریت منابع دارند. تغییر اقلیم و کاهش منابع، این نقشها را تحت تأثیر قرار داده و میتواند به تغییر پویاییهای جنسیتی در خانوادهها منجر شود.
جمعبندی
پیامدهای اجتماعی تغییر اقلیم در ایران، از مهاجرت و حاشیهنشینی گرفته تا تهدید امنیت غذایی و سلامت عمومی، چالشهای پیچیدهای را برای جامعه ایجاد کرده است. این پیامدها نه تنها کیفیت زندگی را کاهش میدهند، بلکه میتوانند به بیثباتی اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و امنیتی منجر میشوند. بر اساس گزارشها، در صورت ادامه این روند و عدم اتخاذ تدابیر لازم ، تا سال ۲۰۵۰ تولید محصولات کشاورزی مانند گندم ممکن است تا ۳۶ درصد کاهش یابد که منجر به ناامنی غذایی برای حدود ۴۹ درصد خانوارها میشود.
بررسی دقیق این اثرات و تدوین راهکارهای سازگار با شرایط محلی، گامی حیاتی برای کاهش آسیبها و تضمین پایداری اجتماعی در برابر این بحران جهانی و ملی است. تلاش هماهنگ و فوری دولت، نهادهای مدنی و جامعه بینالمللی برای کاهش این پیامدها ضروری است. تغییرات اقلیم بطور کلی بر تمامی حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و امنیتی کشور در دهههای اخیر تاثیرگذار بوده و این تاثیرات در حوزههای مختلف بریکدیگر اثر متقابل نیز داشتهاند. بیشترین چالشهای اقلیمی ناشی از کاهش بارندگی در کشور بوده، در حالیکه اقدامات قابل ملاحظهای برای پیشگیری از پیامدهای تغییر اقلیم انجام نشده است. توسعه نامتوازن و رویکردهای سیاسی منطقهای نیز بر تشدید پیامدهای اجتماعی ناشی از تغییر اقلیم تاثیر داشته است.
راهکارها و پیشنهادات
راهکارها در سطح راهبردی
- ارائه لایحه یا طرحی به مجلس شورای اسلامی برای تدوین و تصویب قوانین لازم در راستای پیشگیری و مدیریت پیامد های تغییر اقلیم (برنامه ملی تغییر اقلیم)
- بررسی جامع ابعاد پیامدهای تغییر اقلیم در کشور، ارائه راهکار عملی و تخصیص اعتبار پیشگیری و مدیریت پیامدهای آن؛
- استفاده از ظرفیتهای بینالمللی بمنظور انتقال فناوری و دانش و کاهش پیامدهای ناشی از تغییر اقلیم؛
- بازنگری اساسی در مدیریت آب، کشاورزی و آمایش سرزمین؛
- تقویت رویکردهای ملی نسبت به محلی در سیاستگذاریها و برنامههای توسعهای مرتبط با تغییرات اقلیم؛
- تمرکز بر آمایش سرزمینی در طرحهای توسعهای مرتبط با تغییر اقلیم؛
- حمایت در سطح ملی برای استفاده از انرژیهای نو در صنعت و کشاورزی؛
- روزآمدسازی و اصلاح سیاستهای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و توسعه کشاورزی پایدار.
راهکارها در سطح عملیاتی
- اصلاح الگوی مصارف آب در بخش کشاورزی، صنعت و شهری؛
- ارائه فناوریهای کشاورزی مقاوم به خشکسالی؛
- ارتقای بهرهوری آب و استفاده از منابع آب جایگزین؛
- تقویت زیرساختهای آب و فاضلاب، سیستمهای هشدار سیل و خشکسالی؛
- تقویت خدمات بهداشتی حساس به اقلیم و اولویتبندی استانهای پرریسک؛
- فرهنگسازی و آگاهسازی جامعه درباره تغییر اقلیم و راههای سازگاری با آن؛
- تشدید حفاظت از جنگلها و افزایش پوشش گیاهی و ایجاد کمربندهای سبز اطراف شهرها؛
- اجرای برنامههای حمایتی برای افزایش تولید محصولات کشاورزی؛
- حمایت از تولید وسایل برقی کم مصرف و ایجاد محدودیت برای تولید و واردات وسایل برقی پر مصرف؛
- اجرای برنامههای آموزشی در مدارس و رسانهها برای ترویج رفتارهای پایدار و افزایش تابآوری اجتماعی؛
- توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و سرمایهگذاری در تولید انرژی خورشیدی و بادی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی؛
- برنامهریزی هماهنگ وزارتخانههای بهداشت، نیرو، کشاورزی و محیط زیست برای نظارت بر شاخصهای محیطی؛
- مدیریت سیلابها در مناطق پرخطر کشور، حتیالمقدور با انجام اقدامات غیرسازهای (افزایش پوشش گیاهی از طریق مشارکت جوامع محلی و فعالان محیط زیستی)
- اجرای طرحهای بهینهسازی مصرف آب و احیای منابع آبی و اجرای طرحهای آبخیزداری و آبخوانداری.
