راهبرد ملی -|- nationalstrategy

مرجعیت نوین دینی، رویکردها و پیامدها

مرجعیت دینی به معنای اعم به‌عنوان نهادی که نقش مهمی در هدایت جامعه اسلامی دارد، در طول تاریخ تحولات فراوانی را تجربه کرده است و با گسترش جهان مدرن و پیدایش فناوری و ابزارهای نوین و چالش‌های جدید رسانه‌ای، مرجعیت دینی نیز تفسیرهای جدید یافته و نیازمند بازنگری است. یکی از نمونه‌های برجسته تغییرات در مرجعیت دینی، خوانش جدیدی بود که امام خمینی(ره) از مفهوم مرجعیت دینی ارائه داد. ایشان نه‌تنها بر مسائل عبادی تأکید کرد، بلکه معتقد بود فقاهت باید با مدیریت بهینه پاسخگوی نیازهای روز جامعه باشد و در زمینه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی دخیل باشد.

رسانه‌های معاصر نیز در چالش‌برانگیز کردن مرجعیت دینی( به شیوه سنتی) نقش حیاتی ایفا می‌کنند. رسانه‌ها با ارائه اطلاعات متفاوت و گفتگوی انتقادی به عامل تحول و تغییر در مرجعیت سنتی دینی بدل شده‌اند. این تغییرات به نقدهای درونی در سازمان‌های دینی و بازنگری در اصول و باورها و فقه سنتی انجامیده است. این تغییرات می‌توانند فرصت‌هایی برای نوآوری و تصحیح رویکردهای گذشته بر سازد، اما درعین‌حال تهدیدهایی چون امکان تضعیف ارزش‌های دینی و مذهبی را نیز همراه دارند. از سوی دیگر، مرجعیت دینی در جامعه اسلامی ایران به‌عنوان نیرویی ریشه‌دار، پرتوان، متکی به معنویت، برخاسته از متن اجتهاد و مجهز به ابزار فتوا و حکم، با توانایی بسیج مردم و ایجاد جنبش سیاسی اجتماعی و راهبری آن‌ها، یکی از مهم‌ترین کانون‌ها و نهادهای قدرت نرم فقه و اعتقادات دینی و مذهبی شیعی به‌حساب آمده و باید کانون توجه پژوهشگران و پایش راهبردی و امنیتی حاکمیت باشد.

در این بحث سه معنی از واژۀ مرجعیت مراد می‌شود:1.مرجعیت اجتماعی 2.مرجعیت دینی 3.مرجعیت فقهی  (مراجع تقلید) این مفاهیم سه‌گانه کاملاً از هم جدا نیستند. به این معنی که برهم اثرگذارند و تا حدی نیز همپوشان‌اند. البته مرجعیت دینی و مرجعیت فقهی بسیار به هم نزدیک‌اند. امروزه برخی از مسائل و مشکلات جامعه ناشی از مفاهیم نوپدید فقهی است که قطعاً مراجع تقلید پاسخگویی هستند، چون مردم در عرصه عملی زندگی بیشتر درگیر مسائلی ازاین‌دست هستند. در بحث مرجعیت دینی، مسئله واکاوی جایگاه نهاد دین و نخبگان آن، نزد جامعه هست. پس از گذشت نزدیک به پنج دهه، تجربه کنونی به‌ویژه نسل جوان حاکی از کاستی و شاید افول نسبی نهاد دین باشد. البته احراز این نتیجه نیاز به داده‌های میدانی دارد. بی‌شک، پروژۀ جهانی‌شدن و تحولات آن بر کلیت جامعه (به‌خصوص نسل جدید) و گرایش دینی و مذهبی اثرگذار بوده است. البته این فرایند نسبت پیچیده و خاصی با ظهور و حضور حاکمیت دین می‌یابد که افزون بر حاکمیت‌های سکولار است و این بسیار قابل‌تأمل است.

 مسئله اصلی: آیا به‌مقتضای نواندیشی و نوگرایی انسان و جامعه، مرجعیت نهاد دین هم دگرگون و نوین خواهد شد؟

تبیین مسئله

سرعت و شتاب تحولات اجتماعی در دنیای معاصر تأثیرات عمیقی بر مرجعیت دینی و مذهبی گذاشته است. این تحولات که شامل تغییرات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فناوری و… می‌شود به شکل‌گیری نگرش‌ها و رفتارهای جدید در همه جوامع، ازجمله ایران انجامیده است که برخی از این تأثیرات عبارت‌اند از تغییر در منابع علمی، اطلاعاتی به چالش کشیده شدن نظرات و آموزه‌های سنتی، افزایش فردگرایی و جستجوی پاسخ‌های شخصی، تنوع فرهنگی و آشنایی افراد بافرهنگ‌ها و ادیان مختلف، ایجاد جنبش‌های حقوق بشری و برابری، رویکردهای نوین جوانان به دین و ابراز نیازهای جدید و… که نیاز به بررسی و کشف علل و زمینه‌های ایجادی و شتاب‌دهنده است.

این مسائل وقتی با تحولات و الزامات مدرن با مرجعیّت‌گریزی مردم همراه ‌شود، دغدغه درباره آینده نهاد مرجعیت دینی و مذهبی و سطح مقبولیت و کارآمدی آن  در جامعه را دوچندان خواهد کرد. این مسئله در جمهوری اسلامی که حکومتی مبتنی بر دین و هدایت مراجع و نهادهای دینی است اهمیت ویژه‌ای دارد.

ابعاد تحولات و ویژگی‌های نهاد مرجعیت

1-  تحولات مرجعیت دینی

 شناخت ابعاد و ویژگی‌های تغییر و تحولات برای یافتن نقش و جایگاه جدید مرجعیت دینی و مذهبی هم‌اکنون اهمیت ویژه‌ای دارد که برخی از آن‌ها به‌شرح زیر است:

2-      مسائل مرجعیت نوین دینی و تفاوت­‌های آن با گذشته 

تحولات و تغییرات جدید در عرصه اندیشه دینی و ابزارهای آن مرجعیت دینی و مذهبی را با پیچیدگی و چالش‌هایی همراه کرده که نیاز به تفکر و بررسی عمیق و دقیق دارد و حاصل آن مرجعیت نوین و متفاوت با مرجعیت سنتی خواهد بود. برخی از نشانه‌ها به شرح زیر است:

مشخصه‌ دیگر این دوره‌ مرجعیت، تحولات اجتماعی گسترده در جوامع شیعه‌نشین و در جهان است که به ظهور سبک‌های گوناگون زندگی و دین‌ورزی و مطالبات مدنی و سیاسی جدید میان شیعیان انجامیده است.     تحولات سریع دوران اخیر، لزوم همگام شدن بیشتر فقه شیعه و نظرات فقهی و اعتقادی مراجع تقلید را می‌طلبد، بنابراین مرجعیت از بابت کارآمدی در پاسخگویی به نیازهای مقلدان، در آزمونی مهم قرارگرفته است. از آغاز این دوره  تنها نیم سده سپری‌شده و ترسیم کلیت مؤلفه‌های آن مستلزم گذشت بیشتر زمان است. تحولات سریع اجتماعی و فرهنگی نیاز به بازنگری در نظرات کلان دینی را دارد. مرجعیت نوین برخلاف مرجعیت سنتی، کنار متون کلاسیک و مسائل تاریخی به مسائل معاصر و چالش‌های جدید اجتماعی فرهنگی و سیاسی توجه بیشتری دارد.

3-   نگاهی به تحولات نوین در عرصه مرجعیت دینی

در عصر «انفجار اطلاعات» همان‌گونه که هیچ گروه مرجع اجتماعی به‌تنهایی نمی‌تواند بار ارجاعات مصداقی و موضوعی انبوه مسائل پیش‌آمده را به دوش کشد، «مرجعیتِ دینی» نیز دست‌کم، به روشی که تاکنون عمل می‌کرده، منطقاً نمی‌تواند با روش‌ها و سبک و سیاق قدیم، حضوری مؤثر در جامعه مدرن و عصر ارتباطات و فضای مجازی داشته باشد. روش‌ و سبک‌ سنتیِ مرجعیت، همواره پاسخگوی نیاز مخاطبان در شرایط عصر خود بوده است و ازآنجاکه عصر جدید با ویژگی‌های خاص خود و مخاطبان ویژه‌ای که دامنه‌ اطلاعات دینی و عمق معرفت دینی‌شان، نسبت به گذشتگان متفاوت است، الزامات و نیازهای ویژه خود را می‌طلبد.

تغییر و تحولات دهه‌های اخیر در عرصه تعاملات دینی و اجتماعی بیانگر آن است که جامعه دینی به سمت مرجعیت نوین دینی که همان مرجعیت دوبعدی انسانی و ابزاری است کشانده می‌شود. به این معنی که شخصی‌های دینی و علمی به‌عنوان رهبران و مرجعیت دینی و مذهبی (با ویژگی تخصص و دانش فقهی، نفوذ اجتماعی و رهبری اخلاقی در قالب الگوی اخلاقی و معنوی) و مرجعیت ابزاری ( ابزارها و رسانه‌هایی که برای انتقال پیام‌های دینی و فکری از فناوری و رسانه‌های دیجیتال، وب‌سایت‌ها، پادکست‌ها و همچنین دسترسی به اطلاعات و همچنین تبادل‌نظر و گفتگوی برخط و…) مورد مراجعه و توجه جامعه دینی قرار دارند. ترکیب این دو نوع مرجعیت می‌تواند به ایجاد  فضای دینی و مذهبی پویا و پاسخگو کمک کند که به نیازهای جامعه معاصر نیز پاسخ دهد.

4-   تأثیر احتمالی هوش مصنوعی بر «مطالعات دینی» و مرجعیت نوین دینی

تأثیر هوش مصنوعی بر «مطالعات مذهبی» و مرجعیت نوین دینی به حدی خواهد بود که از هوش مصنوعی به جایگزین انسان یاد می‌شود و برخی از این تأثیرات عبارت‌اند از هوش مصنوعی به‌شدت بر سرعت تجزیه‌وتحلیل اثرگذار خواهد بود. این پدیده سرعت زیادی در جمع‌آوری اطلاعات دینی موردنیاز از قرآن، حدیث، سیره و وقایع رخ‌داده به ارمغان می‌آورد. هوش مصنوعی در درک بهتر مفاهیم پیچیده، به دانش‌آموزان کمک شایانی می‌کند. الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند اطلاعات لازم درزمینهٔ موضوعی خاص را با بررسی ابعاد مختلف آن جمع‌آوری کنند. به‌گونه‌ای که یک  محقق(طلبه یا دانشجو) که حتی نمی‌توانست فرض کند نیاز به در نظر گرفتن چنین ابعاد متنوعی از موضوع موردتحقیق دارد، هوش مصنوعی می‌تواند تأثیرات فتواهای خاص را برای گروه‌های خاصی از افراد بافرهنگ، تحصیلات، جغرافیا، اقلیم، روانشناسی، محیط، جنسیت، پیشینه و… متفاوت، تجزیه‌وتحلیل و شبیه‌سازی کرده و نتایج آن را به پژوهشگران اعلام کند.

در آینده نزدیک با استفاده از هوش مصنوعی تغییراتی در فن و ساختار آموزشی حوزه ایجاد می‌شود. با توجه به هزینه‌هایی که حوزه برای ساخت‌وساز محل تدریس، خوابگاه شبانه‌روزی و هزینه معلمان و کمک‌هزینه تحصیلی در طول سال‌های تحصیل پرداخت می‌کند، قطعاً در هزینه نیروهای اداری و مدیریتی مراکز آموزشی، ازجمله حوزه‌های دینی سراسر کشور و حتی جهان، قطعاً مبلغ قابل‌توجهی صرفه‌جویی خواهد شد. متغیرهای دیگری به‌خصوص در حوزه سیاسی نیز تغییراتی در حوزه دین، دین‌داری و آموزش دینی رخ خواهد داد.

راهبردها و راهکارها