راهبرد ملی -|- nationalstrategy

معامله قرن؛ تلاش آمریکا برای مدیریت منطقه

معامله قرن آمریکا مدیریت منطقه

مقدمه :

جیسون گرینبلات فرستاده آمریکا در امور صلح خاور میانه به تاریخ 17/02/97 در جلسه شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد که طرح صلح ترامپ (موسوم به معامله قرن ) پس از ماه رمضان1440ه.ق (نیمه دوم خرداد 98 ) رونمایی خواهد شد. وی افزود این طرح کمتر از پانصد صفحه و شامل دو بخش سیاسی و اقتصادی است. گرینبلات بدون توضیح بیشتر، از اعضای شورای امنیت خواست که حامی طرح ترامپ باشند. و اکنون بیش از دو سال است که معامله قرن محور هماهنگی بین جبهه آمریکایی، عربی و عبری علیه جبهه مقاومت و کلیدی‌ترین موضوع مقاومت (فلسطین ) و مرکزیت جبهه مقاومت(جمهوری اسلامی ایران ) گردیده است.

بررسی اخبار رسمی و غیر رسمی منتشره در این زمینه و نظرات کارشناسان با سابقه منطقه‌ای و بین‌المللی مبین این است که؛ حذف موضوع فلسطین، عادی سازی رابطه با اسرائیل و تمرکز و هماهنگی کشور‌های هم پیمان آمریکا در منطقه علیه ج.ا.ایران و معرفی کشورمان به عنوان مسئول ناامنی در منطقه، از اهداف اصلی طرح مذکور است.

آمریکا، بازیگر اصلی مسئله، با روش ارائه اطلاعات قطره‌ای و ابهام‌آمیز کلیات و چشم انداز جذابی در بعد اقتصادی طرح نموده است. از طرف دیگر تصمیمات یک جانبه ای را در مهمترین موضوعات سیاسی و امنیتی فلسطین و حتی سوریه اتخاذ کرده است. از سوی دیگر در پوشش مصالحه در موضع فلسطین نیزآمریکا تلاش دارد اهداف مورد نظر خود را در منطقه اعمال کرده و نظم و ترتیب جدیدی را در منطقه حاکم نمایند. ولیکن ابعاد این رویکرد جدید آمریکایی‌ها، هنوز برای بسیاری از مراکز و مجامع و کار شناسان داخلی بخوبی شناخته شده نیست. برخی از دستآوردهای این طرح برای بازیگران و اقدامات جبهه مقاومت در مقابله با آن نمود یافته و از توجه و اهمیت بسیار زیاد برخوردار است.

برغم تلاش گسترده و جدیت به عمل آمده از سوی آمریکا و بازیگران همسو و بکارگیری حداکثر ظرفیت سیاسی و سرمایه‌گذاری مالی و روانی و نیز فضاسازی انجام شده، به نظر می‌رسد آگاهی، مقاومت و حضور فلسطینی‌ها در صحنه و هم دلی و همکاری مردم منطقه با آنها در نتیجه نهایی این طرح تعیین کننده خواهد بود. جبهه مقاومت و کشور‌های همراه آن تاکنون در این زمینه اقدامات خوبی انجام داده اند، لاکن مسئولیت آنها در شکست تلاش جبهه عربی، عبری و آمریکایی روز به رزو سنگین‌تر می‌شود.

حضور و مدیریت منطقه کلیدی غرب آسیا همواره از اهداف اصلی استکبار جهانی بوده است. روند رو به گسترش نفوذ جبهه مقاومت در غرب آسیا نگرانی اصلی آمریکا، اسرائیل و کشور‌های وابسته و همسو است. سقوط داعش و پیروزی‌های جبهه مقاومت بر سرعت، دامنه و عمق نفوذ منطقه‌ای جبهه مقاومت افزوده است. آمریکا با بهره گیری از ظرفیت های مالی و سیاسی کشور‌های وابسته در قالب پروژه سیاسی، امنیتی، روانی و اقتصادی به سیاست خارجی خود در قبال معامله قرن بعد تهاجمی‌تری داده است و تلاش دارد نه تنها روند موفقیت‌آمیز جبهه مقاومت را متوقف نماید و نقشه سیاسی مورد نظر خود را در منطقه حاکم کند، بلکه ابعاد و سطوح معامله قرن را همچنان در هاله‌ای از ابهام نگهدارد. به نحوی که هنوز هیچ مقام مسئول آمریکایی توضیح روشنی در این رابطه ارائه نکرده است و به بخش‌هایی از آن که شکل اجرایی به خود گرفته است، پرداخته‌اند. که عادی سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی، به رسمیت شناخته شدن قدس شریف به عنوان مرکز فلسطین اشغالی، شناسایی الحاق جولان اشغالی به فلسیطن اشغالی، افزایش فشار و سرکوب فلسطینی‌ها در مناطق اشغالی و… از جمله مهمترین موارد است.

از آنچه تاکنون درباره کلیات آن در رسانه ها و محافل سیاسی انتشار یافته است و کتمان عجیبی که ظرف دو سال اخیر درباره جزئیات معامله قرن ترامپ اعمال شده است چنین برمی آید و می توان حدس زد که قصد غافلگیری دارند که خوشایند نیست و تمام کشورهای عربی جز اردن (به احتمال زیاد به علت حذف نظارت اردن برقدس و واگذاری آن به سعودی )، نیز در برابر این مسئله مهم سکوت اختیار کرده اند و اعتراضی از رژیم های عرب به گوش نمی رسد.

معامله قرن آمریکا مدیریت منطقه

بیان مسئله

سقوط داعش و عیان شدن مشکل و تهدید امنیتی اسرائیل از سوی ایران و جبهه مقاومت(تصریح شده در سند استراتژی نظامی رژیم صهیونیستی در سال 2017 ) و هراس اسرائیل از همسایگی با ایران به عنوان رهبری جبهه مقاومت، پیشرفت‌های نظامی حماس و حزب الله و ظرفیت های مهم و قابل توجه جریان های جدید مقاومت در سوریه و یمن موجب افزایش نگرانی رژیم صهیونیستی و کشور‌های عربی از قدرت و نفوذ فزاینده جبهه مقاومت در منطقه شده است.

آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در تلاش هستند تا از یک سو، روابط جدیدی بین رژیم صهیونیستی و کشور‌های عربی وابسته به خود ایجاد نمایند و از سوی دیگر برای کاهش تهدیدات امنیت رژیم صهیونیستی در داخل ظرفیت‌ها و امکانات جدیدی را در اختیار آنها قرار دهند. معامله قرن پوششی برای تحقق این اهداف شده‌است تا از بعد روانی و رسانه‌ای قابل سرمایه‌گذاری باشد.

امروز ایستادگی در برابر اسرائیل و حمایت از آرمان فلسطین، دیگر اولویت اصلی سیاست خارجی کشورهای عربی و سرلوحه روابط شان با دیگر کشورهای جهان نیست چرا که تحولات پیاپی و شتابان دهه اخیر در جنوب غرب آسیا، مانند کشمکش های داخلی ناشی از امواج خروشان بیداری اسلامی، منازعه سران عرب با یکدیگر در اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس و تهدیدهای ناشی از گسترش افراطی‌گری و تروریسم و … توجه شان را از قضیه فلسطین دور نموده است. امروز رژیم های کشورهای عربی، سرگرم بحران های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش گشته اند و فلسطین دیگر موضوع اصلی هیچ یک نیست. رژیم صهیونیستی نیز می کوشد از این شرایط و بی انگیزگی دولتمردان عرب، ابزاری برای فشار بر فلسطینیان بسازد تا وادار به پذیرش طرح دونالد ترامپ موسوم به معامله قرن گردند. دولت های عرب صرفاً تماشاگر هستند و بعضی از آنها در این خیانت به امت اسلامی و جهان عرب از فرط استیصال به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی پناه برده‌اند تا به ظاهر، حمایت یا شراکتی در برابر آنچه «تهدید ایران» می خوانند، دست و پا کنند ولی در باطن بهای باقی ماندن بر سر قدرت را می پردازند.

معامله قرن آمریکا مدیریت منطقه

ابعاد و آثار معامله قرن

معامله قرن با ادعای امتیاز‌دهی و سرمایه‌گذاری اقتصادی در مقابل کسب امتیازات سرزمینی، سیاسی و امنیتی از فلسطینیان توسط “کوشنر” مشاور ترامپ، طراحی و در حال عملیاتی شدن است. معامله قرن در عرصه‌های تبادل سرزمینی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی قابلیت بالایی از تاثیرگذاری علاوه بر مسئله فلسطین و اسرائیل، بر تمام منطقه بویژه اردن، مصر و لبنان می تواند داشته باشد. که موارد ذیل قابل توجه و تامل است:

معامله قرن آمریکا مدیریت منطقه

بعد سیاسی و حقوقی معامله قرن

معامله قرن آمریکا مدیریت منطقه

بعد اقتصادی معامله قرن

به نظر می‌رسد، بعد اقتصادی این طرح از سایر ابعاد آن برجسته‌تر شود و شامل محورهای ذیل خواهد بود:

معامله قرن آمریکا مدیریت منطقه

اهداف آمریکا و ترامپ از معامله قرن

معامله قرن آمریکا مدیریت منطقه

اقدامات ترامپ

طرفین معامله

نگرانی های فلسطینیان و اعراب

نمودهای معامله قرن

برخی از عناوین نمودهای معامله قرن که می تواند در تحولات منطقه تاثیر بگذارد در ذیل آمده است. تشریح هر کدام از این عناوین نیاز به بسط این یادداشت دارد که بحاظ اختصار از بیان ان خودداری شده است.

اقدامات جبهه مقاومت

موضع بازیگران و کشور‌های دیگر    

موانع اصلی

پیشنهادها

دستگاه دیپلماسی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در این بزنگاه تاریخی می تواند با عملیاتی کردن پیشنهادات زیر بر روند و سرعت این معامله تاثیر گذار باشد:

1- اعمال فشار سیاسی بر اسرائیل و آمریکا در منطقه ، (بدیهی است با توجه به عدم ارتباط سیاسی ایران با این دو کشور  این فشار باید از طریق شرکای مشترک در روابط سیاسی اعمال گردد).

2- تاکید بر روند مهاجرت معکوس مهاجرین یهودی از اسرائیل .

3- برجسته نمودن ناتوانایی صهیونیست ها در کمک به امنیت کشور‌های منطقه،

4- تقویت اراده قاطع مقاومت به اخراج آمریکا از منطقه و آزاد سازی فلسطین،

5- همکاری دو جانبه با مقاو.مت در تامین امنیت منطقه ای،

6- ائتلافات دوجانبه و چند جانبه با کشورهای همسو با نظرات ایران در موضوع معامله قرن.

7- راه اندازی و توسعه انواع جبهه مقاومت مجازی(منطقه غرب آسیا و شمال افریقا )،

8- تبلیغ شکست صهیونیست ها به ویژه در جنگ های اخیر با حزب الله و حماس در غزه و ضعف سپر آهنین در مقابله با موشک های جهادی،

9- درخواست مطالبه گری در مورد ماهیت طرح معامله قرن و تکیه بر پوچی آن از سوی دولت ها و سازمان های همراه و هم نظر با جمهوری اسلامی،

10-  فعالیت های نمادین در حمایت از فلسطین و برخورد با صهیونیسم،

11- محکوم کردن اقدامات عربستان و امارات در همکاری با صهیونیست ها،

12- تقویت ارتباط با کانال های مختلف عربی و بین‌المللی و جدایی اعراب از اسرائیل از موضع قدرت (عراق، کویت، الجزایر و.. روسیه، فرانسه… )

13- حمایت از فعالیت های سمن های مرتبط با فلسطین (مقابله با عادی سازی روابط با صهیونیست ها، مقابله با اشغالگری )

14- برگزاری نشست ها و کنفرانس ها و اجلاس های بین المللی  با حضور دولت ها، پارلمان ها، علما و حتی سمن ها و هنرمندان و ورزشکاران با موضوع فلسطین و مخالفت با معامله قرن…

جمع بندی

روندهای گذشته، نشان دهنده ی این واقعیت است که هریک از رؤسای جمهوری آمریکا با توجه ویژه به منطقه غرب آسیا آغاز کار کرده اند و خلاف شعارهای نیک و پسندیده در طی انتخابات پس از آغاز ریاست، همگی در انجام کار به نقیض آن دست زده اند و به جانبداری بدون شرط از اسرائیل و تامین امنیت و آینده آن بدل شده است.

والسلام