راهبرد ملی -|- nationalstrategy

نظام برنامه ریزی در ایران

   

هوالعلیم

ایران در زمره اولین کشورهایی است که برنامه‌ریزی میان‌مدت را شروع کرده و درحال حاضر با تعداد 13 برنامه(5 برنامه پیش از انقلاب و 7 برنامه پس از انقلاب اسلامی) همچنان به این نوع برنامه‌ریزی پایبند مانده است. مطابق آمار رسمی میزان تحقق اهداف برنامه‌های توسعه 30 درصد بوده؛ اما به نظر می‌رسد رقم واقعی کمتر از این باشد.

اگر چه سیاست­گذاری کلان، برنامه­ریزی هدفمند و تامین بخشی از منابع برای پیشرفت همه­جانبه­ی کشور، وظیفه حکومت و دولت است؛ امّا تحقق عملی توسعه کشور فقط به دست دولت یا نظام ممکن نیست. در همین ارتباط و همچنین با توجه به رویکرد مورد تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر واگذار امور به مردم، زمینه‌سازی برای مشارکت مردم در روند توسعه و پیشرفت،  امری الزامی می‌باشد.

بر همین اساس سازمان برنامه و بودجه، در یک مجموعه‌ای 6 جلدی با عنوان «هفتاد سال برنامه‌ریزی در ایران» شامل200 مقاله؛ که خلاصه آن با عنوان “توسعه، چگونه؟” توسط پژوهشکده مطالعات راهبردی  [1] منتشر گردیده این موضوع را بررسی و آسیب‌شناسی کرده وتوصیه‌های راهبردی و راهکارهای مدیریتی ارائه نموده که چکیده آن به شرح زیر است:

آسیب شناسی

برنامه‌های پیشرفت در ایران، متمرکز و مدعی جامعیت است؛ اما با نگاهی آسیب شناسانه موارد زیر را باید دلایل اصلی بی‌توفیقی عدم دستیابی برنامه‌های مذکور به اهداف پیش بینی شده دانست:

علاوه بر اشکالات فوق که بر نظام برنامه نویسی و برنامه­ریزی کشور مترتب است؛  باید اذعان کرد که بنا به دلایلی از جمله موارد زیر، تدوین این نوع برنامه در دنیا منسوخ شده است:

پیشنهادها

درشرایط کنونی کشورهای مختلف دنیا نظام برنامه­ریزی را متحول و برنامه‌ها غیرجامع (به صورت هسته‌های خط دهنده) و انعطاف‌پذیر و ژله‌ای نوشته می‌شوند. پیشنهاد مشخص گزارش، حذف برنامه نویسی ۵ ساله به شکل جامع و متمرکز کنونی است؛ اما اگر اصرار به تداوم این شیوه از برنامه نویسی باشد؛ اصلاحات و اقدامات زیر با قید جدیت و فوریت انجام شود:

1- توسعه، چگونه؟ مسئله شناسی برنامه ریزی توسعه در ایران؛ مؤلف: دکترحسین انتظامی