همراهی ، همدلی و رضایتمندی اکثریت جامعه در هر شرایطی می تواند قدرت ملی را تقویت وآن را به نمایش بگذارد که البته طول عمر این همدلی و انسجام به آستانه تحمل مردم و ظرفیتی که برای آن ایجاد می شود بستگی مستقیم دارد .
عامل وحدت بخش و انسجام آفرین در شرائط خاص ، یا منشأ بیرونی دارد یا منشأ داخلی. انسجام و وحدت ناشی از عوامل بیرونی که شور و هیجان ایجاد می نماید در نمودار شدت و زمان ( پایایی) گویای این مطلب است که هر چه زمان بیشتری می گذرد، شدت هیجانِ منجر به انسجام ، کاهش مییابد و بایستی با استفاده از قدرت نرم به صورت مستمر از کاهش انگیزه ها جلو گیری کرد .
اما وحدت و انسجام ناشی از عوامل داخلی به دلیل ریشه دار بودن شاخص ها ، این امکان را ایجاد می کند که در نمودار شدت و زمان هرچه زمان از آن می گذرد ـ به شرط تقویت و استمرار عامل داخلی ـ بر شدت آن افزوده میشود و کلیدی ترین واژه در ایجاد همدلی و وحدت، یعنی”اعتماد به حاکمیت” را خلق نماید و لذا بایستی همه تلاش ها حول کانون “اعتماد ” برنامه ریزی و اجرا شود .
وحدت و انسجام ملی
اگرچه جنگ تحمیلی دوازده روزه علی رغم خسارت های جبران ناپذیر به فرصتی برای انسجام و وحدت ملی تبدیل شد. اما لازم است مؤلفههایی که موجب قوام بخشیدن به این انسجام میگردد، بررسی و عوامل وحدت بخش نیز مورد مداقه قرار گیرد:
- ابزارهای تاثیرگذار در اتحاد ملی
- عوامل مؤثر در اتحاد ملی .
- مهمترین عامل یا عوامل وحدت بخش داخلی و شرائط فعلی آن .
الف: ابزارها و متغیرهای تاثیرگذار در اتحاد ملی :
سنجش میزان متغییرهای امنیت نرم، همواره از مهمترین نمادهای تداوم و استحکام حکومت ها محسوب میشود و بررسی علمی متغییرهای مذکور از جمله مباحث مهم جامعهشناسی سیاسی محسوب می شود.
در قرون اخیر، دو مولفه ایرانی و اسلامی، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده «هویت جامعه ایران» بوده است. هویت ایرانی و هویت اسلامی تقریبا در تمامی لایههای زندگی و فرهنگ ایرانیان نمود آشکار دارد و موجب شده است تادر بحرانها و چالشهای پر فراز و نشیب، بخصوص در زمان تهاجم بیگانه، مردم ایران با صبر و حوصله و با تمسک به فرهنگ ایرانی و اسلامی هویت خود را حفظ نموده و در اغلب اوقات آن را ارتقاء دهند .
بر اساس مطالعات و بررسیهای انجام شده، میزان پایبندی به «هویت ایرانی» در بین ایرانیان داخل و خارج از کشور بی نظیر است و افراد عموما با انگیزه های متفاوت به ایرانی بودنِ خود افتخار میکنند، برخی افراد به جهت مسلمان یا شیعه بودن، برخی دیگر به واسطه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هشت ساله، برخی به واسطه تاریخ و تمدن ایرانی و آریایی بودن، برخی به واسطه زبان وادبیات فارسی و.
اما داشتن هویت مشترک الزامأ منجر به «همبستگی مشترک» و یا «همبستگی ملی» نمیگردد و مهمترین راهبرد در این راستا، برنامهریزی برای تطبیق «هویت ملی» با «همبستگی ملی» است که از مهمترین کارکردهای حکومتها میباشد. این حس یا احساسات مشترک میبایست منجر به اشتراک نظر همه افراد جامعه به آرمان ها و اهداف واحد در بستر و قالب «ملت» شود .
لذا سعی خواهد شد در سرفصل های کوتاه «ابزارهای تاثیرگذار بر تقویت همبستگی ملی» را بر اساس فرهنگ ایرانی اسلامی و ساختار نظام مقدس جمهوری اسلامی تبیین و مورد اشاره قرار دهیم.
استفاده از ظرفیت های دینی و اعتقادی :
مردم ایران در تمامی فراز و فرودهای تاریخ سیاسی اجتماعی خود، پیوندی ناگسستنی با دین و دین داری داشته و ذاتا دیندار محسوب می گردند . عشق و علاقه به مولفه های دینی اعم از توحید ، نبوت ، معاد ، امامت و عدالت با تعاریف گسترده آن ، در ذات مردم ایران نهادینه شده است . ایرانیان درطول تاریخ هزارسال اخیر مدعیان اصلی دینداری اسلامی بوده و مهمترین آثار ارزشمند اسلامی اعم از مبانی فقهی ، اصولی ، فلسفی و عرفانی جوامع اسلامی حتی پیروان اهل سنت نیز توسط علمای بزرگ ایرانی تولید و تدوین گردیده است .
در زمان معاصر ، جهت دهی منطقی و به دور از تعصب و همراستا نمودن نهادهای دینی می تواند نقش مهمی در تقویت هویت ملی و در نتیجه تقویت همبستگی ملی داشته باشد .به نظر می رسد تقویت برنامه ریزی برای همراستا نمودن ” نهادهای دینی رسمی و غیر رسمی ” برای رفع و یا کاهش اختلاف نظر ها و اختلاف سلیقه ها، اختلاف برداشت ها و … از مقولات دینی ، که به نحوی سبب شبهه و تفرقه در حوزه دینداری است اقدام و زمینه تقویت فهم مشترک از مولفه اسلامی و هویت ملی ایرانیان را ایجاد نمود .
با توجه به نقش سیاست در جوامع فعلی ، تقویت پیوند بین دین و سیاست و تبیین سیاست های دینی و فراگیر نمودن آن در لایه های اجتماعی در کنار لایه های نخبگانی می تواند به عنوان ابزار مؤثری در همبستگی اجتماعی و همسویی با سیاست های کلی ایفای نقش نماید .
بهره گیری از ظرفیت فرهنگ و ادبیات :
سرفصل های مرتبط با ابزارهای تاثیرگذار در تقویت هویت ملی و همسو نمودن آن ها با همبستگی ملی مهمترین مسائلی که بایستی بیش از گذشته مورد توجه و برنامه ریزی هدفمند قرار گیرد به قرار زیر است .
- در تمامی لایه های فرهنگ و ادبیات ایران خدا محوری و عشق و علاقه به مولفه های دینی، اخلاق و انسانیت، حب وطن و میهن، بیگانه ستیزی و زیر بار سلطه نرفتن و … با مضامین غنی فرهنگ و ادبیات ایرانی و پیوند آن با مضامین غنی اسلامی فراگیر می باشد . پرورش و انتقال سینه به سینه این مضامین در تاریخ پرفراز و نشیب ایران سبب شده در سده های طولانی ، هویت ملی ـ مذهبی ایران در اقصا نقاط جغرافیای ایران حفظ و روز به روز متعالی گردد .
- تقویت ویژگی های فرهنگی و ادبی ایران بخصوص توسط نهادهای رسمی (آموزش و پرورش، صدا و سیما و …) سبب تقویت هویت ملی و تقویت مشترکات اجتماعی و در نتیجه تقویت همبستگی ملی می شود .
- تقویت زبان فارسی به عنوان مهمترین مولفه اشتراک ایرانیان.
- استفاده از ظرفیت قانون اساسی در مقولاتی مانند توزیع مشترک و عادلانه امکانات، حقوق شهروندی، اهمیت دادن به هویتهای مشترک و مولفههای آن.
- توجه ویژه به آموزش و پرورش به عنوان مهمترین و بزرگترین فصل مشترک ملت و دولت و نقش ایننهاد سرنوشت ساز در تربیت نیروی انسانی کشور، تربیت معلم و مربی، انتقال فرهنگ، پرورش سیاسی، جامعه پذیری، اتحاد و انسجام ملی .
- استفاده از ظرفیت پژوهشی و بازسازی گفتمان هویت ملی و شناخت واقعگرایانه آن، برای پاسخ گویی به نیازهای نوین جامعه ایرانی و اتخاذ راهکارهای مناسب برای مقابله با نظم نوین جهانی و جهانی شدن .
- ظرفیتسازی و تقویت نقش ابزارهای نوین ارتباطی اعم از رسانه، فضای مجازی، سینما، موسیقی همسو و همراستا نمودن با همبستگی ملی .
- استفاده هدفمند از ظرفیت نهادهای اجتماعی با هدف گسترش مشارکت های اجتماعی به عنوان قدرت نرم جوامع .
- برنامه ریزی هدفمند برای مواجه منطقی با نظریه درازمدت غربی ها ، تحت عنوان « جنگ تمدن ها» مبنی بر گسست اتحاد های ملی و منطقه ای و جهانیِ جوامع ، به ویژه جهان اسلام .
ب : عوامل مؤثر در اتحاد ملی :
وحدت ملی در ایران اسلامی یک ضرورت تاریخی و اجتماعی است. در کشوری که اقوام، زبان ها، مذاهب و فرهنگهای گوناگون در کنار یکدیگر زیست میکنند، حفظ انسجام اجتماعی و اتحاد ملی نهتنها یک نیاز فرهنگی و اجتماعی بلکه یک ضرورت امنیتی است. در جهانی که شکافهای هویتی و قومیتی میتوانند بهسرعت به بحرانهای امنیتی تبدیل شوند، سرمایهگذاری بر عوامل وحدتبخش، از جمله دین، زبان، تاریخ مشترک، عدالت اجتماعی، و مشارکت واقعی اقوام، ضامن بقای ایرانِ مقتدر خواهد بود. اتحاد ملی زمانی پایدار میشود که عدالت و احترام به تنوع قومی، فرهنگی و مذهبی به باور تبدیل شود و اعتماد به حاکمیت، عمومیت یابد .
عوامل مهم و مؤثر در وحدت ملی و اتحاد در ایران را میتوان در چند دسته کلی فرهنگی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی و دینی بررسی کرد. ایران کشوری متنوع از نظر قومی، زبانی و مذهبی است و حفظ وحدت ملی نیازمند درک عمیق از این تنوع و مدیریتِ هوشمندانه آن است. در ادامه به مهمترین عوامل وحدتبخش اشاره میشود:
- تاکید بر اشتراکات در ادیان توحیدی با توجه به پیشینه یکتا پرستی ایرانیان .
- اسلام و تاکید بر وحدت در مذاهب مسلمین .
- رهبری بی بدیل سیاسی و دینی در مقایسه با سایر نظام های سیاسی .
- تاریخ و هویت مشترک ایرانی .
- مبارزات و تهدیدهای مشترک .
- تنوع قومی همراه با حس تعلق ملی
- همسویی آموزش و رسانه .
- عدالت اجتماعی و رفع تبعیض .
- مناسبتها و مناسک دینی و انقلابی و نمادهای ملی .
محورهای فوق گویای یک واقعیت است که بیشتر آن ها تیغ دو لبه ای است که چنانچه مورد غفلت قرار گیرد بهترین ابزار در اختیار دشمنان انقلاب اسلامی است تا از همین عوامل وحدت بخش علیه وحدت ملی بهره برداری نمایند .
موانع وحدت ملی در ایران و ضرورت هوشیاری در مقابله با آن :
- تبعیض و نابرابری اجتماعی و اقتصادی .
- ضعف در بازنمایی واقعی تنوع قومی و فرهنگی در رسانهها و آموزش ها .
- سوءتفاهمها و ضعف در گفتوگوی بینفرهنگی و بیناقوام و مذاهب .
- تمرکز قدرت سیاسی و محدودیت مشارکت اقلیتها .
- کمبود و ضعف درعدالت قضایی و امنیتی در جامعه .
- ضعف در نهادسازی های کارآمد برای حفظ وحدت .
- مشکلات اقتصادی ، معیشتی بیکاری و مسکن .
بدیهی است که رفع موانع مذکور زمینه ساز وحدت و انسجام و بهره گیری از همه ظرفیت های درونی و ناکام گذاشتن دشمنان انقلاب اسلامی در سوء استفاده ازشکاف های قومی ، مذهبی و معیشتی در ایران اسلامی خواهد شد .
ج : مهمترین عامل یا عوامل وحدت بخش داخلی :
در بین عوامل عینی و کارکردی برای ایجاد دلگرمی، اعتماد و همراهی مردم درشرائط فعلی ، مسائل اقتصادی و معیشتی ، اولویت ویژه و غیر قابل انکاری دارد .
در شرایط فعلی اکثر نارضایتی ها ، بی اعتمادی و اعتراضات مردمی ، صبغه اقتصادی دارد لذا تمرکز روی این مهم و باور مردم مبنی بر تحرک و گشایش در این مسیر می تواند همراهی و همدلی و اعتماد را تقویت و پایدار نماید و در این مسیر چنانچه به توصیه ها و رهنمود های مقام معظم رهبری در دیدار با هیئت دولت در شهریور ماه سال 1404دقت شود ، تائیدی بر اهمیت این موضوع است :
- توجه به تولید و احیای واحد های تولیدی.
- تامین به موقع کالاهای اساسی.
- انضباط بازار.
- توجه به مسئله مسکن.
رهنمود های ارائه شده از جانب ایشان به دلیل اهمیت و راهبردی بودن آن بارها و بارها تکرار شده و همه متخصصان کشور هم روی آن ها صحه گذاشته و تنها راه حل عبور از بحران های اقتصادی را همین رهنمود ها دانسته اند ، اما سوال این است که موانع تحقق این مهم در کشور چیست؟ و به چه دلیل مسئله اقتصاد در کشور لاینحل مانده است؟ برای رسیدن به پاسخ باید روی موارد زیر تمرکز صورت گیرد که درنظام اقتصادی کشور:
- ـ با کارگاه های تولیدی چگونه رفتار می شود؟
- ـ با گندم کاران و برنج کاران و تولید کنندگان دام و طیور چگونه رفتار می شود؟
- ـ با تجار و سرمایه گذاران بخش خصوصی که با کانون های قدرت در داخل وابستگی ندارند چگونه رفتار می شود؟
برای بررسی این ابهامات به چالشها و موانع عدم تحقق وضع مطلوب به صورت محوری اشاره میگردد:
چالش های اصلی در مسیر تولید که به راحتی از آن ها عبور می شود و باز به دنبال موانع و مشکلات احصا نشده هستیم چیست ؟
موانع تولید داخلی :
- نوسان شدید نرخ ارز .
- دشواری در تامین مواد اولیه .
- هزینه بالای تولید و عدم قدرت رقابت با کالای مشابه خارجی .
- قوانین و مصوبات متناقض و غیر قابل اجرا خصوصا در امور بانکی ، مالیاتی و گمرکی .
- نداشتن نقشه راهبردی صنعتی و کنار گذاشتن پیش نویس هایی که در قالب افق صنعتی کشور ، صرفا رونمایی شده .
- نرخ گذاری دستوری که موجب دو نرخی شدن کالا شده و فساد هم به دنبال داشته است .
- مشکلات و نارسایی های زیر ساختی .
مشکلات گندم کاران ، برنج کاران و تولید کنندگان دام و طیور :
چالش ها و مشکلات در این مقوله کاملأ آشکار است و دامداران با فریاد در نمایشگاه دام و طیور (مهر 1404) نارسایی ها را مستقیم به وزیر جهاد کشاورزی منعکس کردند ولی در عمل علیرغم تایید همه این مشکلات از جانب وزیر مربوطه، بهبودی در روند تامین و توزیع نهاده های مربوطه انجام نمیشود که ناشی ازعوامل مختلفی است که مهمترین آنها عبارتند از:
ـ انحصار در واردات نهاده های دام و طیور .
ـ شائبه فساد و تبانی بین دلالان و بخشی از عناصر دولتی و تحت فشار قرارگرفتن تولیدکنندگان و پرداخت های مشهور به دو فاکتوره .
ـ عدم نظارت مؤثر بر تامین، نگهداری و توزیع .
ـ اعلام خریدهای تضمینی گندم بدون پشتوانه مالی .
ـ واردات غیر قابل توجیه برنج همزمان با برداشت برنج در کشور .
درخواست تحقیق و تفحص مجلس در خصوص این موضوع از وزارت جهاد کشاورزی ناظر بر همین موضوع میباشد و افزایش مستمر و بی رویه قیمت گوشت سفید و قرمز و فرآوردهای آنها ناشی از همین مسئله است که نارضایتی های جدی را به همراه داشته است .
البته این نکته برای اکثریت مردم در جامعه قابل درک است که مشکلات اقتصادی و معیشتی از مسائلی نیست که یک شبه حل و فصل گردد و یقینا برخی از نارسایی ها حتی در طرح های میان مدت هم قابل رفع نیست و نیاز به طرح های بلند مدت دارد اما آنچه قادر است رضایتمندی نسبی در امور معیشتی و اقتصادی را برای مردم به همراه داشته باشد تغییر در رویکرد و تقویت حس اعتماد مردم است. اگر برای مردم ملموس گردد که کارگزاران با نگاه و رویکرد جهادی و انقلابی به دنبال رفع مشکلات آن ها هستند و صداقت را در کارگزاران به دور از همه ی بازی های سیاسی و حزبی و جریانی باور کنند و طلیعه آن را مشاهده کنند ، اعتماد و به دنبال آن تحمل و همراهی مردم قطعی است که متاسفانه این طلیعه قابل مشاهده نیست
تجار و سرمایه گذاران بخش خصوصی :
در مورد سرمایهگذاری علاوه بر مشکلاتی که درشاخص ها و متغیرهای پولی، نرخ تورم، فضای نامساعد کسب و کار، جذابیت زدایی دولت از اقدامات غیر مولد و تسهیل خرید سکه، تبعات تحریم های همه جانبه و … دو نکته کلان و اساسی را می توان در مورد موانع سرمایه گذاری مورد اشاره قرار داد :
ـ به روز نبودن قوانین و مقررات و استفاده از قوانین قدیمی یا نانوشته و استفاده از بخشتامه ها و دستور العمل های خلق الساعه ی فاقد ضمانت اجرایی.
ـ مزاحمت ها و باج خواهی های صاحبان امضاهای طلایی، نقره ای و … در مسیر سرمایه گذاری.
علاوه بر موضوع اقتصادی مسائل اطلاعاتی ـامنیتی و سیاست خارجی نیز حائز اهمیت است که چنانچه این موضوعات نیز در کنار اقتصاد و معیشت مورد توجه قرارگیرد بر شدت وحدت و انسجام خواهد افزود.
راهبردها:
مردم پس از حضور یکپارچه در پشتیبانی از نظام درجنگ تحمیلی دوازده روزه منتظر پاسخ صادقانه به اینهمراهی ازطرفحاکمیت هستند، البته به نظر میرسد جنس اینانتظار با انتظارات گذشته متفاوت است .
بخشنامه ها دستورالعمل ها و دستورات صریح رئیس جمهور محترم به دستگاه های مختلف و بی عملی عینی در دستگاه ها نسبت به بسیاری از این دستورات واقعا نخ نما شده است و قلب مردم را همراه نمی کند لذا مهمترین راهبردها در مورد ایجاد اعتماد بین مردم و حاکمیت به قرار زیر است:
ـ تغییر در رویکرد مسؤلین عالی نظام در انتصاب کارگزاران و مسؤلین میانی فارغ از هرگونه نگاه سیاسی، جناحی و حزبی با تکیه بر شاخص های جهادی، انقلابی و توانمندی و بهرهگیری از همه ظرفیت های قومی و مذهبی در کشور.
ـ تغییر در رویکرد همه دستگاههای نظارتی در ساختار حاکمیت نظام اسلامی و توانمندسازی آنها در جهت برخورد قاطع با جرائم، مفاسد، تخلفات، مماشات، ملاحظه کاری، ترک فعل و… .
ـ برخورد قاطع و سریع و مشهود با مفسدان اقتصادی.
ـ ایجاد امید و نشان دادن رویکردِ مردمداری و همراهی با آحاد جامعه در مواجهه با مشکلات از جانب مسئولین در رده های مختلف حاکمیت .
ـ تثبیت قیمت ها در بازار در بازههای ثابت و نشان دادن طلیعه تغییر.
ـ رعایت عدالت و احترام به تنوع قومی ، فرهنگی و مذهبی.
