بحران آب، ترکیبی از خشکسالی، تغییرات اقلیمی، مدیریت ناکارآمد، استفاده بیرویه ازآبهای پایدار و برداشت های غیر متعارف از آب های موجود است، بحران گسترده آب، محیط زیست، کشاورزی، بهداشت، ثبات اجتماعی وامنیت ملی را مورد تهدید قرارمیدهد. به اذعان کارشناسان، بحران آب عمدتاً ناشی از سوءمدیریت، شیوههای ناکارآمد کشاورزی و رشد جمعیت است. لذا، باید با درک شرایط موجود، مدیریت صحیح آب های موجود و تغییر الگوی مصرف در بخش های مختلف با جدیت در دستور کار متولیان امر قرار گیرد و راهکار عملیاتی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت مد نظر قرار گیرد. در این گزارش سعی شده با استفاده از نظرات متخصصان این حوزه، ضمن ترسیم ابعاد و وضعیت فعلی بحران آب، راه کارهای عملی برای جلوگیری از ابعاد فزاینده آن ارائه گردد.
چالشها و دلایل بحران آب در وضعیت اقلیمی ایران
باتوجه به اینکه کشور ما در یک منطقه گرم و خشک واقع شده از زمانهای گذشته با بحران آب و پدیدۀ خشکسالی مواجه بوده است، وجود چاه ها، قنوات و سدهایی که از گذشتگان به جا مانده به خوبی نشان میدهد که کشور ما از زمان های دور با مشکل آب روبرو بوده است. تغییرات اقلیمی جهانی نیز تأثیرات قابل توجهی بر وضعیت آب در ایران داشته و خواهد داشت. افزایش دما و کاهش میزان بارندگیها در دهههای اخیر منجر به کاهش منابع آبی تجدیدپذیر شده و نه تنها باعث کم شدن حجم آبهای سطحی و زیرزمینی گردیده، بلکه الگوی بارشها را نیز دگرگون کرده است. به عنوان مثال ، در برخی مناطق، دورههای خشک طولانیتر شده و در مقابل، افزایش بارشهای سیلآسا و ناگهانی را که منجر به روان آبهای سطحی میشوند به دنبال داشته است. این تغییرات اقلیمی علاوه بر کاهش میزان بارش، کیفیت آب را نیز تنزل داده و به تبع آن، چالشهای بیشتری برای مدیریت منابع آبی ایجاد نموده است . سازمان محیطزیست سرعت استفاده از منابع آب زیرزمینی در ایران را در قیاس با استاندارد جهانی بیش از سه برابر تخمین میزند. این برداشت بیرویه باعث شده سطح سفرههای زیرزمینی به شدت کاهش یابد و در برخی مناطق، فرونشست زمین رخ دهد (دشت های فارس، ورامین، مشهد، یزد و … ) و عامل خشکیدن ۲۹۷ دشت از ۶۰۰ دشت ایران باشد. کشاورزی در ایران ۹۲ درصد آب را مصرف میکند اما فقط ۳۵ درصد غذا تولید می شود و تنها حدود ۱۰ درصد به تولید ناخالص داخلی و ۱۷ درصد به اشتغال کمک میکند. بارش اندک و نامتوازن به طوری که میانگین بارش سالانه ایران حدود 228 میلیمتر است که یک سوم میانگین جهانی (حدود ۸۶۰ میلیمتر) محسوب میشود. در حال حاضر با توجه به خشکسالیهای چند سال گذشته در کشور و استفاده بیش از حد از سفرههای آب زیرزمینی، زمان آن رسیده است که با تغییر الگوی مصرف در استفاده بهینه از آب تلاش کنیم چرا که خالی شدن سفرههای آب زیرزمینی پیامدهای منفی زیادی برای استان و کشور به همراه دارد.
توزیع بارش نیز بسیار نامتوازن است؛ بهطوریکه شمال کشور (بهویژه استان گیلان) بیش از ۱۵۰۰ میلیمتر بارش داشته، اما جنوبشرقی کشور (مانند سیستان و بلوچستان) کمتر از ۵۰ میلیمتر بارش سالانه دارد. در گذشته 78 درصد از رطوبت بارش ها از منابع داخلی ایران بوده و 12 درصد منشاء خارجی داشته که به دلیل خشک شدن تالاب ها و در یاچه ها ، شرایط رطوبتی لازم جهت بارش از بین رفته است.
ضرورت مدیریت کلان آب در کشور
در دنیا قوانین بالا دستی حرف اول را می زند، قانون برنامه هفتم توسعه کشور در فصل هشتم باعنوان نظام مدیریت یک پارچه منابع، مشتمل بر 5 ماده و 22 بند، توجه ویژه ای به موضوع آب نموده لذا توجه دقیق دستگاههای اجرایی و نظارتی مرتبط به موضوع را می طلبد. در این باره چند نکته حائز اهمیت است.
ـ برنامهریزی یکپارچه ملی در مدیریت آب و استفاده از مدیران کارآمد وتوانمند برای اجرای آن و حذف مدیران ناکارآمد منابع آب و جلوگیری از بخشینگری در تصمیمات وزارتخانهها و سازمانهای مختلف و ایجاد هماهنگی بین آن ها .
ـ جلوگیری از اعمال نفوذ مسؤلین، نمایندگان و… در راستای استحصال غیر قانونی آب در استان ها و به ویژه در شهرهای کوچک.
ـ تعیین تکلیف شرح وظیفه جدید جهاد کشاورزی، نیرو، محیط زیست منابع طبیعی در راستای مدیریت آب .
ـ واگذاری کلیه مسئولیت های جمع آوری، انبارکردن و توزیع آب به سازمان آب و کوتاه کردن دست سایر ادارات ذی نفوذ و اشخاص حقیقی و حقوقی در صدور پروانه
بهره برداری از چاه ها و رودخانه ها، کانال ها و…
ـ ایجاد تناسب بین کاشت محصولات و شرایط اقلیمی و آبی هر منطقه کشاورزی و جلوگیری از کاشت محصولاتی که نیاز زیادی به آبیاری دارند در مناطقی که منابع آبی محدود دارند.
ـ تدوین و اجرای سیاستهای صحیح مدیریتی برای حفاظت و بهرهبرداری پایدار از منابع آبی و تسریع در رفع نشتی لوله ها و مسیرهای انتقال آب شرب، کشاورزی و صنعت، تغییر روشهای آبیاری غالبا سنتی به شیوه های مدرن
پیامدهای بحران آب در کشور:
ـ افزایش تنشهای اجتماعی و اعتراضات و منازعات محلی و منطقه ای که در سال های اخیر نمونه هایی از این دست مناقشات را شاهد بودهایم
ـ آلودگی منابع آب به دلیل ورود فاضلابهای صنعتی و خانگی نیز یکی دیگر از مشکلات جدی در این زمینه به شمار میرود..
ـ عدم شکل گیری چرخه صحیح آب در کشور که موجب افزایش ریزگردها، خشک شدن تالابها و بیابانی شدن مناطق حاصلخیز میشود.
وضعیت بحرانی آب در استان فارس
استان فارس با گسترهای به وسعت 9 استان و جمعیتی معادل شش استان کشور، در قلب فلات ایران قرار دارد. شبکه عظیم ۳۱ هزار کیلومتری توزیع و انتقال آب، ساکنانش را سیراب میکند بر اساس آمار سال 1398 سالانه از صدهزار منبع آبی (چشمه، قنات، چاه و ایستگاه های پمپاژ) بالغ بر هفت میلیارد مکعب برداشت می شود. آخرین آمارها از ذخایر سدهای استان، تصویری نگران کننده ترسیم میکند؛ حجم آب موجود در مخازن 9 سد بزرگ فارس، تنها به ۳۲.۷ درصد از ظرفیت کل رسیده و سهم آب مفید قابل استفاده، به مرز هشدار ۲۰ درصد تنزل یافته است. همه منابع آب استان به بارندگی وابسته است وکاهش سطح بارش منجر به خشک شدن اغلب این منابع گردیده و زنگ خطر جدی برای حیات ساکنین این منطقه به صدا درآمده است.
این وضعیت در کنار خشکیدن تعداد زیادی از چاه های آب شرب، فشار مضاعفی بر منابع زیرزمینی که تامینکننده اصلی آب استان هستند، وارد ساخته است. با افت شدید کیفیت و کمیت آب در سدها و چاهها، ضرورت مدیریت مصرف و همدلی مردم برای مقابله با این بحران به شدت احساس میشود. پیشروی شوری آب در نقاط مختلف، به ویژه در شهرستانهایی از استان فارس مانند ارسنجان، خرامه، نیریز و فراشبند، تهدید جدی برای سلامت جامعه و کشاورزی محسوب میشود حتی بخش مرکزی شیراز از این قاعده مستثنی نیست.
پیشنهادات راهبردی برای رفع بحران تنش آبی کشور
فرهنگسازی :
ـ فرهنگ سازی و ایجاد باور عمومی در حوزه های مختلف مرتبط با آب نیازمند برجسته نمودن شرایط بحرانی آب در جهت مصرف بهینه است. این مهم با آموزش همگانی، تبلیغات گسترده و بکارگیری حداکثری امکانات رسانه ای به ویژه صداوسیما و دیگر متولیان امور فرهنگی مذهبی وگروه های اجتماعی درکشور حاصل می شود. ایجاد باور عمومی نسبت به جدی بودن بحران آب برای سطوح مختلف جامعه و تغییر رفتار و رواج فرهنگ و مشارکت آحاد مردم در صرفهجویی، جلوگیری از اسراف و مدیریت آب مصرفی و … عزم ملی و باور همگانی را می طلبد.
ارائه الگوهای عملی می تواند به مصرف بهینه آب در حوزه کشاورزی، صنعتی و خانگی منجر شود
اصلاح الگوی مصرف:
اجرای محورهای زیر متناسب با اقلیم هر منطقه می تواند اصلاح الگوی مصرف آب را به دنبال داشته باشد.
ـ تعیین تکلیف شرح وظایف سازمان های جهاد، محیط زیست و وزارت نیرو .
ـ فعال سازی پروژه باروری ابرها با بکارگیری ابزار روزآمد .
ـ ایجاد باران مصنوعی با استفاده از تجربیات دیگر کشورها به ویژه همسایگان .
ـ استفاده از آب دریاها و آب شیرین کن ها تا شعاع قابل قبول هر منطقه.
ـ گسترش طرح های آبخوان داری و آبخیزداری در مناطق مستعد کشور.
ـ استفاده بهینه از آب های سطحی با وجود اقلیم های متفاوت چهار فصل در کشور و مصرف آن در عرصه های مختلف.
ـ احیای دریاچه ها و تالاب ها.
ـ ترویج الگوی کشت سازگار با اقلیم هر منطقه.
ـ الزام به کشت های گلخانه ای به جای کشت غرقابی.
ـ تشویق و ترغیب به استفاده از شبکه بارانی و تحت فشار در بخش کشاورزی.
ـ کاهش ساعات استفاده از پمپ های کشاورزی.
ـ باز سازی و احیای قنوات مستعد.
ـ افزایش زمانی فواصل آبیاری.
ـ کاهش مسافت های انتقال آب کشاورزی.
ـ شناسایی چاه های کشاورزی بلااستفاده و الحاق آن ها به منابع و مصارف مورد نیاز.
ـ عدم صدور پروانه های جدیدآب.
ـ شمولیت مالیات بر چاه های کشاورزی ویرانگر.
ـ قطع سهمیه سوخت چاه های تلمبه ای غیر قابل کنترل و هدایت به سمت برقی نمودن آن ها در راستای کنترل هوشمند مصرف آب.
ـ اجرای خرید حق آبه چاه های خصوصی مردم در راستای تامین آب شرب مناطق بحرانی .
ـ تسریع در جدا سازی آب شرب و خانگی در کوتاه ترین زمان ممکن.
قوانین بازدارنده :
ـ افزایش تعرفه قیمت واقعی آب مصرفی.
ـ تصویب و اجرای قوانین بازدارنده مشترکین بد مصرف و پر مصرف.
آمایش سرزمین :
ـ در برآورد وضعیت مزیت نسبی ایران که سابقه پیش از انقلاب دارد سواحل طولانی خلیج فارس مد نظر قرار گرفته شده بود که باید هدایت حداقل پنجاه درصدجمعیت و نیزصنایع به خصوص صنایع آب بر به این مناطق منتقل و هزینه تولید کاهش یابد.
ـ بر اساس طرح آمایش سرزمین توسعه صنایع آب بر باید در سواحل کشور صورت گیرد و صنایع مستهلک بازسازی نگردیده و از تکنولوژی روز دنیا استفاده شود .
ـ به مهاجرت پذیری و ایجاد شرایط لازم برای افزایش جمعیت جزایر و استان های ساحلی توجه بیشتری صورت پذیرد .
ـ بررسی دقیق علمی و کارشناسی در حوزه انتقال آب از یک منطقه به مناطق دیگر یا از دریا به فلات مرکزی با رعایت جوانب امنیتی، زیست محیطی و اقتصادی صورت گیرد.
ـ با صرف بخشی از مبالغی که جهت تامین آب و انتقال آن هزینه می شود برای مدیریت بهینه آب موجود می توان از این بحران عبور کرد .
ـ بهرهگیری از توسعه فناوری و ایجاد صنایع جانبی برای شیرینسازی آب با انرژی های تجدیدپذیر در سواحل شمال و جنوب کشور برای شرب ، صنعتی و کشاورزی.
ـ هرمنطقهای دارای ظرفیت مشخص از نظر کاربرد سالیانه آب باران، سیل و آبهای
زیرزمینی است با مدیریت و انجام کار کارشناسانه و هوشمند سازی در یک بازه زمانی ده ساله علاوه بر مدیریت و افزایش مازاد برحجم آب آبخوان ها، می توان حداقل30 درصد از بیلان منفی سال های گذشته را جبران نمود.
ـ مدیریت منابع آبی با تشکیل کمیتههایی منطقهای با اختیارات ویژه متناسب با شرایط هر منطقه و تصمیمگیری در حوزه استفاده از منابع آب .
راهکارهای کوتاه مدت :
ـ برنامه ریزی برای حفظ و تامین آب شهرهای بحرانی.
ـ استفاده ازآب شیرین کن های سیار و کوچک ساحلی برای زمان اوج مصارف شرب مناطق جنوبی.
ـ فرهنگ سازی و ترویج و تامین امکانات لازم برای کاهش فوری مصرف در شهرها.
ـ مسدود سازی چاه های غیر مجاز و پر خطر.
ـ حفاظت فیزیکی و سایبری از مخازن و تاسیسات آبرسانی.
راهکارهای میان مدت :
ـ جلوگیری از هدررفت آب در شهرها (حدود 30 درصد) تعویض و تعمیر خطوط فرسوده شهری، نشت یابی با استفاده ازحسگر و مدل هیدرولیکی.
ـ نوسازی زیرساخت ها، مقاوم سازی مخازن و پکیجهای انرژی خورشیدی و بادی در برابر زلزله برای کاهش خطر خاموشی ها در کشاورزی هوشمند.
ـ آبخیزداری کم هزینه پیرامون شهرها با هدف کاهش سیلاب های مخرب و افزایش نفوذ آب های زیرزمینی .
ـ بازچرخانی و استفاده مجدد از آب ها.
ـ تکمیل تصفیهخانههای فاضلاب شهری/ صنعتی و هدایت آب تصفیهشده به فضای سبز، صنایع و کشاورزی حاشیهای.
ـ اجرای تغذیه مصنوعی هدفمند با استفاده از سیلابهای فصلی و آبهای تصفیهشده؛
ـ احیای آبهای زیرزمینی و تعادلبخشی .
ـ توسعه گلخانههای مدرن نزدیک منابع پساب تصفیهشده آبآوری شهری.
ـ تنوع بخشی سبد تأمین آب شرب و صنعت راهبردی.
ـ استاندارد امنیتی اجباری برای سیستمهای کنترل صنعت آب، بخشبندی امنیت سایبریـ فیزیکی شبکه و نیز رصد تهدید دائمی حوزه آب.
راهکارهای بلند مدت:
ـ سازگاری ساختاری با اقلیم هرمنطقه و برنامهریزی با در نظر گرفتن فضای جمعیت و صنعت متناسب با ظرفیت آب هرحوضه.
ـ هدایت سرمایه از مناطق بحرانی آبی ترجیحا به سمت مناطق ساحلی جنوبی.
ـ احیای تالابهای کلیدی بهعنوان سپر گرد و غبار و تنظیمکننده هیدرولوژیک (آب شناسی) اقتصاد آب و نوآوری.
ـ حفاظت از جنگلها، مراتع و تالابها و بازسازی مناطق تخریب شده
ـ جذب سرمایه خصوصی در بازچرخانی و آبخیزداری.
ـ بومیسازی فناوریهای نمکزدایی کمانرژی، حسگرهای ارزان و مدلهای پیشبینی خشکسالی.
ـ حاکمیت و قانون، ثبت و شفافسازی همه حقآبه ها، جرمانگاری برداشت غیرمجاز سازمان یافته و سازوکار داوری سریع اختلافات.
منابع :
دکتر عزت الله رئیسی : استاد گروه زمین شناسی زیست محیطی و آب شناسی دانشگاه شیراز .
دکتر ناظم السادات : رئیس مرکز پژوهش های جوی و اقیانوسی دانشگاه شیراز
مهندس شبانی : مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب استان فارس
مهندس بوستانی : مدیر عامل سابق آب و فاضلاب استان فارس
مهندی بدره ای : مدیر عامل شرکت آب منطقه ای استان فارس
