صفحه اصلی > دسته‌بندی نشده : سطح آب  دریاچه خزر (بررسی تهدیدات و فرصت‏‌ها)

سطح آب  دریاچه خزر (بررسی تهدیدات و فرصت‏‌ها)

در این گزارش بر لزوم تدبیر و انجام اقداماتی برای توجه به تهدیدها و فرصت‏‌های بالقوه پایین‏‌تر بودن سطح آب دریای خزر نسبت به سطح آب‏‌های آزاد تأکید شده و احتمال هم‌سطح شدن این دو آب بر اساس عوامل عمدی و غیرعمد  و پیامد گرم شدن زمین برای اقلیم ایران و شهرهای سواحل دریای خزر، بخصوص استان‏‌های شمال ایران و خصوصیات برخی سرزمین‏‌های اطراف دریای خزر   مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهای پیشگیرانه و پیشنهادهای راهبردی ارائه‌شده است.

این گزارش همزمان با هشداردهی، از منظر آینده‌نگری و مقاوم‌سازی محیط‌زیست و زندگی ساکنان سواحل این دریا در برابر بلایای طبیعی از قبیل سیل، زلزله، خشک‌سالی و جنگ‌های احتمالی، به فرصت‏‌های ژئوپلیتیک منطقه‏‌ای نیز پرداخته است.

مقدمه

تهدیدی که تمام دریاچه‌‏های جهان با آن روبرو هستند، افزایش بهره‏‌برداری کشاورزی، صنعتی و شرب از آبریز دریاچه‌‏ها و کاهش حجم آب ورودی و درنتیجه خشک شدن آن است. ولی این تهدید در مورد دریای خزر معکوس است، یعنی دریای خزر  [1] نه با کاهش آب، بلکه با افزایش سطح آب تهدید می‌شود…

سواحل جنوبی دریای خزر که استان‏‌های گیلان، مازندران و گلستان را در خود جای‌داده است، 8% مساحت کل کشور ایران است و تنها منطقه‌‏ا‌‌ی از کشور ایران است که آب‌وهوای معتدل، مرطوب و دشت‏‌های حاصلخیز دارد و مستعد کشت گندم، برنج، مرکبات، کیوی، چای و…  هستند که در دیگر مناطق ایران قابلیت کشت اقتصادی آن را ندارند و یا کم دارند.

سواحل شمالی ایران و سایر کشورهای ساحلی دریای قزوین حدود 27 متر از سطح آب‏‌های آزاد پایین‏‌تر است به همین دلیل وسعت زیادی از این سواحل در معرض خطر آب‌گرفتگی هستند. کشورهای آذربایجان، ایران، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان به ترتیب با بیشترین تهدید مواجه هستند. بااین‌که بیشترین آب‌گرفتگی متوجه سواحل روسیه خواهد بود ولی کشور آذربایجان با توجه به زیر آب رفتن سواحل با ارزش ازجمله پایتخت این کشور، بیشترین آسیب را خواهد دید و ایران نیز زمین‏‌های کشاورزی زیادی را از دست خواهد داد.

بیان مسئله

چالش امروزه برای بیشتر دریاچه‏‌های جهان کاهش سطح و حجم آب آن‌ها به دلیل افزایش جمعیت و مصرف آب از حوزه‏ی آبریز آن برای مصارف روزافزون در بخش‏‌های  کشاورزی، صنعتی و شرب است. نمونه‌‏ای از دریاچه‌‏های خشک‌شده‌ ایران و جهان به‌قرار زیر است:

1- دریاچه‌های بختگان در فارس و دریاچۀ نمک در قم

2-خشک شدن دریاچه هامون

3- نزدیک به خشک شدن دریاچه ارومیه

4- خشک شدن دریاچه اورال در قزاقستان

5- خشک شدن دریاچه پوپو در بولیوی

6- خشک شدن دریاچه اونز در نوادا آمریکا

7- خشک شدن دریاچه چاد

دریای خزر که بزرگ‏ترین دریاچه جهان است، و بزرگ‌ترین و پرآب‌ترین رود اروپا یعنی ولگا به آن دریاچه می‌ریزد، به دلیل اختلاف سطح منفی 27 متری که نسبت به آب‌های آزاد دارد، برخلاف سایر دریاچه‏‌ها با چالش افزایش سطح و حجم آب روبرو است.

اگر به دلایلی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، سطح آب دریای خزر به سطح آب‏‌های دریاهای آزاد برسد و اگر تدابیر لازم اندیشیده نشود، کشورهای ساحلی این دریا با چالش تغییر سواحل، به زیرآب رفتن شهرها و زمین‏‌های کشاورزی، غیرقابل استفاده شدن بنادر فعلی، آواره شدن جمعیت‏‌های ساکن در سواحل، بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی و… روبرو خواهند شد. لذا  پیشگیری از این تهدید بالقوه و تبدیل آن به فرصت، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

سطح آب دریای خزر نسبت به سطح آب دریاهای آزاد متصل به اقیانوس حدود 27 متر پایین‏تر است و این بدان معنی است که اگر این دریای بسته، به آب‏‏‌های آزاد وصل شود، این ظرفیت وجود دارد که با ورود آب از دریای سیاه سطح آن تا 27 متر بالا بیاید. دریای سیاه از راه تنگه‌های بسفر و داردانل به دریای مدیترانه و دریای مدیترانه از راه تنگه‏‌های جبل‏‌الطارق و کانال سوئز به اقیانوس‏ اطلس متصل است.

دریای خزر  از سال 1952 میلادی از طریق رود ولگا، رود دُن[2] با 13 حوضچه و دریچه تطبیق ارتفاع به دریای آزوف[3] متصل شده و هم‌اکنون کشتی‌رانی برای کشتی‏‌های حداکثر تا ظرفیت 5 هزار تن در آن جریان دارد.

مسیر کوتاه‏‌تر دیگری که هنوز قابلیت کشتیرانی به‌اندازه‌ی کانال ولگا را ندارد، نیز وجود دارد که از طریق کانال پکا مانیچ[4] به رود دُن  معروف به کانال اوراسیا متصل می‌شود. که آن‌هم می‌تواند مسیر دوم برای ورود آب از دریای آزوف به دریای خزر باشد.

در زمان فروپاشی نظام شوروی سابق ظاهراً مدتی این حوضچه‏‌ها، دریچه‌ها و کانال‏‌ها بدون نظارت و کنترل رها بود که به‌واسطه این بی‌توجهی سطح آب دریای خزر  در دهه 60 تا 1370  تا حدود 2/5  متر بالا آمد و سواحل شمالی کشور تحت تأثیر آن قرار گرفت و ساحل‌‏نشینان شمال برای مهار خرابی‏‌های ناشی از امواج دریا در مواقع طوفانی، مجبور به احداث موج‌شکن در سواحل‏ شدند.

با توجه به روند حتمی و روبه رشد گرم شدن زمین، بالا آمدن سطح آب اقیانوس‌‏ها و دریاهای متصل به آن امری قطعی است و  به دلیل پایین‌تر بودن سطح آب دریای خزر از سطح اقیانوس‌‏ها، ممکن است مسیر سومی از طریق رود ولگا تا دریای سفید، دریای خزر نیز به آب‌های آزاد وصل شود.

عوامل بالا آمدن سطح آب دریای خزر

  • بلایای طبیعی مانند سیل، زلزله، رانش زمین و تخریب دریچه‏‌های کنترل حوضچه‏‌ها و یا تغییر عمده وضعیت گسل‏‌ها زیر پوسته زمین؛
  • افزایش سطح آب دریا در اثر بارندگی‏‌های بیش‌ازحد در اثر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین؛
  • تخریب عمدی دریچه‏‌های کانال
  • رهاسازی عمدی و برنامه‌ریزی‌شده برای اتصال دریای خزر به آب‏‌های آزاد.
  • تاثیرات ناشی از انفجارهای هسته‌‏ای عمدی و یا سهوی بر لایه‏‌های پوسته زمین؛
  • بالا آمدن سطح عمومی دریاها در اثر گرمایش زمین و ذوب شدن یخ‏‌های قطب شمال ورود آب از طریق رود ولگا و دریای اولگا و دریای سفید و برنتس[5] در نزدیکی سواحل فنلاند؛[6]
  • وجود زمزمه‌‏هایی مبنی بر سرمایه‏‌گذاری چین و قزاقستان برای سرمایه‌‏گذاری در افزایش ظرفیت کشتیرانی و وصل شدن کشورهای قزاقستان و ترکمنستان به آب‏های آزاد از طریق این کانال‏‌ها و به‌موازات آن افزایش تهدید رها شدن آب بیشتر به‌سوی دریای خزر.
  • توافق احتمالی پنج کشور حاشیه دریا برای حل تهدید دائمی بالا آمدن آب در آینده (یکی از مزایای این تصمیم، اتصال دریایی کشورهای ساحلی ازجمله ایران به آب‏‌های آزاد و اروپا است)
  • کوتاه‌سازی و مستقیم‌سازی مسیر کانال (کاهش طول کانال تا میزان مقدار فعلی از حدود 2000 کیلومتر به 700 کیلومتر) برای ایجاد خط کشتیرانی با ظرفیت بالاتر از حد فعلی در رقابت با کریدورهای ارتباطی دیگر مانند زنگزور، واخان، جاده ابریشم و…

به دلایل فوق لازم است آینده‌نگری‌های لازم انجام و تدابیر مؤثر راهبردی مدنظر قرار گیرد.

تهدیدات:

  • امکان غافلگیری در زمان وقوع حادثه به شکل عمدی یا غیرعمدی و بروز خسارت‌های مادی، سیاسی و اجتماعی برای کشور؛
  • به زیر آب‌رفتن ده‏‌ها هزار کیلومترمربع[7] از زمین‏های سه استان شمالی کشور، و سایر کشورهای حاشیه‏ این دریاچه (کشورهای آذربایجان، ایران، روسیه، ترکمنستان و قزاقستان بیشترین آسیب را از بالا آمدن سطح دریای خزر خواهند دید)
  • بروز مشکلات اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و… در اثر زیر آب رفتن شهرها، زمین‏‌های کشاورزی و جاده‏‌های مواصلاتی؛
  • تغییر زیست‌بوم و ترکیب آبزیان دریای خزر؛
  • کنترل دریچه‏‌های اتصال دریای خزر به دریاهای آزاد به‌عنوان اهرم فشار سیاسی اقتصادی و یا سلاح تهاجمی و یا تدافعی علیه سایر کشورهای ساحلی استفاده شود.

 

فرصت‏‌ها:

فرصت‏‌ها در هر دو حالت تصمیم برای پایین نگه‌داشتن سطح آب و یا هم‌سطح کردن دریای خزر با سطح آب‏‌های آزاد

  • فرصت های تبدیل دریاچه خزر (اتصال دایمی به آبهای آزاد) به دریای خزر برای ایران:

الف) ایجاد مسیر کشتیرانی جدید بین شمال ایران و اروپا از مسیر: دریای خزر کانال پکا مانیچ ← دریای آزوف ← دریای سیاه ← اروپا (2500 کیلومتر) در مقایسه با مسیر: دریای عمان← اقیانوس هند← تنگه باب‏‌المندب← دریای سرخ ← کانال سوئز ← دریای مدیترانه ← اروپا (6500 کیلومتر)

  • افزایش تقریباً دو برابر سطح آب دریای خزر و درنتیجه افزایش میزان رطوبت و بارندگی در استان‌‏های نوار شمالی ایران و حتی نوار جنوبی رشته‌کوه البرز و استان‏‌های خراسان؛
  • به وجود آمدن امکان استفاده کامل از آب رودهای حوزه آبریز دریای خزر ازجمله رود ولگا برای مصارف کشاورزی، صنعتی و شرب بدون نگرانی از کم شدن و عقب‌نشینی آب دریا.
  • تقویت راهگذر (کریدور) غرب به شرق و شمال جنوب دریای خزر و ایجاد سد و خاک‌ریز ساحلی در برابر افزایش سطح آب با ساخت راه‏‌آهن و جاده ساحلی دومنظوره به این بهانه؛
  • ارائه خدمات فنی مهندسی سدسازی به کشورهای همسایه شمالی و کسب درآمد برای کشور؛
  • انتقال آب از رود ولگا به ایران (بدون نیاز به شیرین سازی)؛
  • هدایت آب به صحرای قره‏‌قوم  (تغییر اقلیم و افزایش بارندگی در خراسان و احتمالاً فلات مرکزی ایران) برای کاهش بالا آمدن سطح آب اقیانوس‏‌ها (مقدار آن برآورد شود هرچند ناچیز)
  • انتقال آب از دریای خزر یا رود ولگا به صحرای قره‏‌قوم ترکمنستان برای تغییر اقلیم گرم و خشک منطقه شرق دریای خزر و حتی فلات ایران؛ (منشأ ورود بادهای 120 روزه سیستان)
  • مذاکره برای اخذ مجوز کشتیرانی در این کانال‏‌ها به‌عنوان یک مسیر جدید و جایگزین کشتی‌رانی بین ایران و اروپا در وضعیت فعلی.

 

پیشنهاد‏ها:

  • توجه به این تهدید بالقوه در برنامه‌ریزی‌ها، آمایش سرزمین و طرح‌های توسعه‌ای آینده سواحل شمالی؛
  • تشکیل کارگروه تخصصی داخلی برای بررسی‏‌های دقیق کارشناسی در راستای تبیین مسئله و راهکارهای ممکن؛
  • تشکیل کارگروه تخصصی بین‌‏المللی (پنج کشور ساحلی) و طرح تهدید موجود و رسیدن به راه‌حل موردتوافق پنج کشور در صورت صلاح‏دید؛
  • بررسی امکان کشتیرانی برای سایر کشورهای ساحلی دریای خزر؛ (در حال حاضر فقط کشور روسیه به‌عنوان یک مسیر درون کشوری در این کانال‏‌ها کشتیرانی دارد.)
  • علامت‏گذاری و مشخص کردن خط تراز ارتفاع صفر متر از دریاهای آزاد، و ممنوعیت ساخت‌وسازهای مهم و آسیب‏‌پذیر در برابر آب‌گرفتگی؛
  • پیشنهاد به کشورهای ساحلی دریای خزر برای ساخت جاده و راه‌‏آهن ساحلی با همکاری ج.ا.ایران و ایجاد درآمد از طریق ارائه خدمات فنی مهندسی سد و جاده‌سازی؛
  • تقاضای مدیریت کانال و دریچه‏‌های بین دریای خزر و دریای سیاه به‌صورت مشترک و با نظارت پنج کشور ساحلی به دلیل تأثیر کارکرد این کانال و دریچه‏‌ها بر سواحل پنج کشور و مدیریت مشترک ورود آب دریای سیاه به دریای خزر و ورود آب از دریای مدیترانه به دریای سیاه؛
  • انجام مطالعات زیست‌محیطی باهدف کاهش آسیب‏‌های زیست‌محیطی، خصوصاً گونه‏‌های زیستی و آبزیان دریای خزر، در صورت ورود آب دریای سیاه به شکل غالب به این دریا؛
  • احداث راه‌آهن و جاده ساحلی دومنظوره‌ سد و جاده مواصلاتی در سه استان شمالی به‌موازات ساحل دریا، و افزایش تدریجی ارتفاع جاده و راه‌‏آهن به حد 30 متر در درازمدت؛ با اجرای این طرح چند هدف زیر به‌طور هم‌زمان دنبال می‏‌شود:

الف) ایجاد سد در برابر بالا آمدن آب دریا و ممانعت از به زیرآب رفتن زمین‏‌های مرغوب استان‏‌های گیلان، مازندران و گرگان؛

  • تقویت مسیر حمل‌ونقل‏ بین‌‏المللی(ترانزیت) شرق به غرب و جاده ابریشم؛
  • تقویت شبکه راه‏‌آهن بین استان‏‌های شمال کشور و کاهش تصادفات جاده‌‏ای؛
  • تخصیص زمین‏‌های شور نزدیک ساحل به احداث راه‌‏آهن و جاده موجب کاهش تبدیل زمین‏‌های حاصلخیز و مرغوب به راه‏سازی.

 

 

پی‌نوشت:

[1] بعضی از نام‌های دریای مازنداران در اعصار گذشته عبارت بودند از: خزر، مازندران، کاسپین، ارقانیا، هیرکان، گرگان، جرجان، دیلم، گیلان، طبرستان، قزوین، آبسکون و… اما امروزه این دریا به سه نام شناخته می‌شود: خزر، مازندران و کاسپین. دونام اول در ایران و نام کاسپین در جهان معروف هستند.

در سال ۱۳۶۱ دولت ایران نام دریای مازندران را نام رسمی اعلام کرد، ولی در بخشنامه دولتی سال ۱۳۸۱ نام رسمی دریای شمال ایران در مکاتبات فارسی دریای خزر و در مکاتبات انگلیسی دریای کاسپین (Caspian Sea) اعلام شد. «دریای شمال را چه بنامیم؟ خزر، مازندران یا کاسپین؟»  صفحه نخست – خبرآنلاین۲۰۱۴-۰۹-۲۶

 

[2]  Don

[3]  Azov

[4]  Peka Manych

[5]   Barents

[6] رود ولگا از مبدا به اقیانوس منجمد شمالی متصل است.

[7] مساحت استان گیلان 14042، استان مازندران 23842 و استان 20367 کیلومترمربع است

 

مراجع:

tinn.ir

maritime-executive.com

vista.ir/m/a/u

tasnimnews.com/fa/news/1397

گروه فن آوری و فضای مجازی

دیدگاهتان را بنویسید