روابط ایران و آمریکا نمیتواند حالت شگفتی ساز داشته باشد، باید سیر تدریجی و مرحلهای را طی کند. پس معامله بزرگ و فراگیر در وضعی کنونی برای ایران و آمریکا، امکانپذیر نیست. اما مذاکرات هستهای محک خوبی برای سنجش دو رویکرد مذاکره مستقیم یا عدم مذاکره میان دو کشور بود. اگر این مذاکرات میتوانست به تثبیت حقوق هستهای کشور و رفع فشارهای ظالمانه بیانجامد، زمینه ورود به مذاکره در سایر موضوعات منطقهای و دو جانبه نیز فراهم میشد.
در مذاکرات نباید ملاک ما، برقراری رابطه ایران و آمریکا باشد، بلکه ملاک، نحوه استیفای منافع ملی است که گاهی در جنگِ نیابتی، گاهی در مدیریت تنش، گاهی در مذاکرۀ مستقیم و گاهی نیز در برقراری روابط رسمی باید دنبال شود. اما مهم در این باره، قدرت تشخیص زمان و درک شرایط است که باید مورد توجه قرار گیرد.
گزارش پیش رو پاسخی است به ده پرسش مهم درباره مذاکرات و مناسبات ایران و آمریکا که به سفارش یکی از مراکز مطالعات راهبردی توسط کارشناسان سیاست خارجی تهیه و عرضه شده است.
در موضوع مناسبات ایران و آمریکا، آیا گذشت زمان به نفع ج.ا.ایران است؟ و در آینده درصورت تصمیم به برقراری رابطه، در وضعیت بهتر آیا این امکان فراهم خواهد شد یا به عکس، چرا؟
- تقریباً در دهه گذشته موقعیت آمریکا در جهان و منطقه تضعیف شده است. بهرغم آنکه آمریکا از ساختار قدرت برخوردار است؛ اما نتوانسته اِعمال قدرت کند. از این رو آمریکا در سالهای پیش روی نمیتواند وضع بهتری نسبت به اکنون داشته باشد؛
- احتمال بسیارضعیفی داده میشود که رویکرد جناحی که درآینده (دولت بعدی امریکا) روی کار میآید درمقابل جمهوری اسلامی ایران بهتر یا حداقل مشابه وضع امروز باشد؛
- روند موقعیت منطقهای ایران روبه فزونی است، لذا استمرار تحریمها و افزایش فشارهای اقتصادی بر قدرت منطقهای ایران تأثیر مثبتی به نفع آمریکا نخواهد داشت
- هر طرفی که از قدرت بیشتری برخوردار باشد و از موضع استغناء وارد شود، دست برتر را خواهد داشت؛ اگرچه با استمرار این روند، نمیتوان به نتیجه قطعی رسید که حرکت زمان به نفع کدام طرف است.
با توجه به تغییرات در کشورهای منطقه پس از بیداری اسلامی و بازگشت آنها به حکومت سکولار، آیا همگرایی کشورهای منطقه با ایران بیشتر خواهد شد یا واگرایی آنها؟
- منافع ایران ایجاب میکرد سه مؤلفه بر این حرکتها غالب باشد؛ ضداستبداد داخلی، ضدسلطه خارجی، رویکرد به اسلام سیاسی. آنچه که قطعی است وضع استبداد به حالت گذشته بازنمیگردد؛ اما دو مؤلفه دیگر دچار انحراف شده است و میتوان گفت که آمریکا، بازی باخته را به نفع خود تغییر داد؛
- اگر تأثیر بیداری اسلامی صرفاً به بازشدن فضای سیاسی و امنیتی داخلی این کشورها بینجامد، جمهوری اسلامی از آن منتفع خواهد بود. لذا الزاماً سکولار شدن این کشورها به زیان جمهوری اسلامی نیست؛
- چنانچه محیط و فرهنگ کشورهای موضوع بیداری اسلامی بهدرستی شناخته نشود و متناسب با آن طراحی نشود، چه بسا در چارچوب پدیده ایرانهراسی و شیعههراسی واگرایی این کشورها از جمهوری اسلامی بیشتر از گذشته هم بشود.
نگاه راهبردی دوستان و دشمنان به موضوع رابطه ایران و آمریکا چیست؟
- قطعاً دشمنان نظام، تلاش میکنند ورود ایران به مذاکرات را ناشی از ضعف و درماندگی و وادادگی معرفی و جایگاه انقلاب را در میان حامیان ما تضعیف کنند؛
- دو طیف، دوستان ایران را تشکیل میدهند، طیفی که دشمن آمریکا تلقی میشوند و طیفی که دوست آمریکا یا حداقل دشمن آمریکا نیستند، طیف اول علاقمندند که ایران بتواند با حفظ اصول مقاومت علیه نظام سلطه، شرارتهای آمریکا را مهار یا کاهش دهد؛ اما رابطه برقرار نکند تا در ملاحظات و محدودیتهای توافقات حاکم بر رابطه رسمی دو دولت قرار نگیرد. طیف دوم علاقمندند، هم با ایران رابطۀ خوبی داشته باشند و هم با آمریکا. منافع این طیف، فقدان خصومت ایران و آمریکا است نه دستاوردهای هر طرف از تغییر وضع. آنها بهدلیل نیازشان به دو کشور ایران وآمریکا نمیخواهند در وضعی قرار گیرند که مجبور به انتخاب یک طرف باشند.
نگاه راهبردی کشورهای بزرگ مانند اروپا، روسیه، چین، ژاپن،… به موضوع روابط ایران و آمریکا چیست؟
- یک طیف از کشورها مانند چین و بخصوص روسیه، منافعشان در حفظ وضع موجود (استمرار تنش بدون جنگ) میان ایران و آمریکا است؛
- طیف دیگر مانند اکثر کشورهای اروپا و ژاپن که قصد امتیازگیری از آمریکا با کارت ایران را ندارند، از عادیسازی روابط ایران و آمریکا استقبال میکنند؛ چرا؟ چون بهبود روابط ایران و امریکا نه تنها مانعی بر سر راه توسعه روابط آنها با ایران نیست؛ بلکه تسهیل کننده آن نیز خواهد بود. البته در میان کشورهای اروپایی، وضع انگلیس متفاوت است. هر وضعیتی که از وابستگی و نیاز آمریکا به نقش آفرینی انگلیس در صحنه داخلی ایران، بکاهد، به نفع انگلیس نیست.
در چه وضعی منافع دوستان منطقهای ما بیشتر تأمین خواهد شد؟ ادامه وضع کنونی یا وضع دیگری؟ وضع جدید چه میتواند باشد؟
- اگر تغییر وضع در مناسبات ایران و امریکا، به افزایش قدرت بازیگری ایران بینجامد، منافع دوستان ما بیشتر تأمین خواهد شد؛ اما اگر منجر به تغییر رفتار در پیشبرد گفتمان انقلاب اسلامی شود، آنها را مأیوس و در فشار قرار خواهد داد؛
- در حوزههایی که تا حدی منافع مشترک میان ایران و آمریکا قرار دارد (مانند عراق و افغانستان) منافع دوستان ما در این دو کشور ایجاب میکند با خروج از وضع کنونی، مناسبات ایران و آمریکا درجهت مثبت تغییر کند.
نگاه راهبردی همسایگان جمهوری اسلامی ایران مانند پاکستان، افغانستان، آذربایجان، ترکمنستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس به موضوع مناسبات ایران و آمریکا چیست؟
همسایگان ایران در سه طیف تعریف میشوند؛ شریک، رقیب و حریف:
- همسایگان طیف شریک مانند عراق و تا حدودی افغانستان نه تنها از تغییر وضع مناسبات ایران و آمریکا استقبال میکنند؛ بلکه میکوشند چنین تغییری حتی اتفاق هم بیفتد؛
- همسایگانی که در طیف رقیب تعریف میشوند؛ مانند ترکیه، پاکستان و آذربایجان، تغییر مناسبات را به زیان خود تلقی نمیکنند؛
- همسایگانی که در طیفی از خصومت با ایران بهسر میبرند؛ مانند عربستان شاخصهای تهدید برای آنها افزایش مییابد و درصدد تخریب آن برمیآیند.
- با نگاهی مقایسهای به روابط چین و آمریکا و کوبا و آمریکا، چین و کوبا چه چیزهایی بهدست آوردهاند و چه چیزهایی را از دست دادهاند؟ آیا با موضوع مناسبات ایران و آمریکا قابل انطباق است؟ تا چه حد و چرا؟
- روند رشد چین بسیار بیشتر بوده است؛ اما نمیتوان تمامی این موفقیت را در پرتو کاهش تنش یا عادیسازی روابط دانست. امروز وضع دو کشور حداقل در بعد اقتصادی به وضعیت وابستگی متقابل رسیده است. چین بیش از امریکا از رکود اقتصادی آمریکا زیان میبیند و منافع چین در رشد اقتصادی آمریکا است (به دلیل منافع هنگفت ناشی از صادرات چین به آمریکا)
- در مورد کوبا حالت دیگری دارد. در این باره شاید بتوان گفت که هردو کشور به ناکارآمدی سیاستهایشان در قبال یکدیگر پی بردند. با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، کوبا عقبه پشتیبانی راهبردی و ایدئولوژیک خود را برای مبارزه با آمریکا از دست داد. آمریکا هم فهمید دوران سرنگونسازی حکومتهایی که تا حدی دارای پایگاه اجتماعی هستند، با اهرم سخت سررسیده است. لذا دوطرف با برقراری روابط پنهان و دستیابی به توافق کلی، به این ناکارآمدی اذعان کردند؛ اما اصل کلی برای آمریکا وجود داشت که دیگر کوبا را تهدید (نه بالفعل و نه بالقوه) تلقی نمیکرد و کوبا نیز فهمیده بود جنس تهدید آمریکا تغییر کرده است و قطع رابطه نمیتواند مصونیتبخش باشد.
هزینهها و دستاوردهای وضعیت کنونی، هزینهها و دستاوردهای احتمالی وضعیت جدید چیست؟
- اگر ایران نتواند تأثیرات تحریمها را مهار یا خنثی کند، اقتصاد ایران نحیفتر میشود، این ضعف به کاهش حمایتهای مادی ایران از حامیان منطقهای بدل میشود و درنتیجه، قدرت منطقهای ایران را به چالش میکشاند؛
- اگر تلقی اکثریت مردم این باشد که رفتار نظام (تعامل، تقابل یا مدیریت تنش) با آمریکا از منطق برخوردار است، از آن حمایت میکنند؛ در غیر اینصورت، پیش از آنکه موقعیت ایران در منطقه تضعیف شود، پایگاه اجتماعی داخل را ازدست میدهد. احساس عمومی این است که اکثریت مردم از رویکرد جاری کشور در گفتگو با آمریکا در موضوع هستهای استقبال میکنند. اما عدم دستاورد مناسب در قبال این تابوشکنی به موقعیت مخالفان تغییر مناسبات ایران و آمریکا کمک میکند. لذا باید گام به گام پیش رفت و در هر مرحله هزینه و دستاوردها را محاسبه و مدیریت کرد.
نگاه راهبردی جریان اپوزیسیون سلطنتطلب، منافق و… به این موضوع چیست و در وضع جدید چه خواهد شد؟
- اپوزیسیون برانداز ایرانی، بازنده قطعی تغییر مناسبات ایران و آمریکا خواهند بود. و با فرض اینکه آمریکا بهدنبال ایجاد تغییرات بنیادی داخل کشور هم باشد، روی این اپوزسیون موجود خارج از کشور حسابی باز نخواهد کرد. لذا منافع آنها در استمرار وضع موجود و چه بسا بدتر شدن آن است تا شاید آنها بتوانند در عرصۀ عملیات ایذایی خود را به آمریکا عرضه کنند؛ اما اپوزیسیون داخل کشور از بهبود مناسبات ایران و آمریکا حمایت میکند؛ زیرا چنین تغییری به کاهش احتمالی محدودیتها و فشارهای حاکم بر آنها میانجامد.
نگاه راهبردی شیعیان در کشورهای مختلف به این موضوع چیست؟
- نوعاً استقبال میکنند. اما در کشورهایی که شیعیان در اقلیت هستند، نوعاً با برچسب وابستگی به ایران از سوی حکومتهای خود تحت فشار قرار دارند، و آمریکا هم به سبب مناسباتش با این کشورها و از سویی، نگرانی از ایران، حمایتی از این اقلیت نمیکند؛
در وضع کنونی که افراط گرایان تکفیری بیشترین نگرانی امنیتی را برای منطقه و غرب فراهم کرده است، رشد تفکر شیعی اعتدالی میتواند جایگزین مناسبی برای مهار این جریان باشد.
