صفحه اصلی > سیاسی و روابط بین الملل و منطقه ای : تقابل راهبردی مناسبات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا

تقابل راهبردی مناسبات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا

 ایران از پیچیده‌ترین و دشوارترین مسایل سیاست خارجی آمریکا بوده و آمریکا نیز از غامض‌ترین مسائل سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود. به‌همین دلیل موضوع مناسبات ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی همواره محور مباحث سیاست خارجی کشور بوده است

با توجه به اهمیت این موضوع، لازم است که این مسئله به صورت جامع و فارغ از هرگونه هیاهوی سیاسی داخلی مورد بررسی و تبیین قرار گیرد و جمهوری اسلامی در برابر آمریکا از یک راهبرد ملی مشخص و مصوب برخوردار باشد.

تحولات و اوضاع منطقه، ایران را در وضعیت خاصی قرارداده که در طول دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بی‌سابقه است. وضعیت عراق، اوضاع سوریه، موقعیت حزب الله لبنان، انقلاب و مقاومت مردم یمن، مقاومت نظام در مذاکرات هسته‌ای بعد از برحام و ایستادگی در برابر تهاجم بی‌سابقۀ آمریکا در جنگ 12روزه و جنگ سوم مجموعه‌ای از شرایط را ایجاد کرده است که اگر به‌درستی مدیریت شود، این قدرت، تثبیت شده و به فرصت‌های قابل توجه بدل خواهد شد.

… معامله بزرگ و تحول فراگیر در روابط بین ایران و آمریکا امکان‌پذیر نبود و اقدامات متقابل ایران و آمریکا نمی‌توانست حالت شگفتی‌ساز داشته باشد؛ بلکه، لازم بود راهبردهای دوطرف در روند تحولات جهان سیر تدریجی و مرحله‌ای را بگذراند… با این نگاه، نتیجه مذاکرات هسته‌ای، محک بسیار خوبی بود برای سنجش دو رویکرد مذاکره مستقیم یا عدم مذاکره بین ایران و آمریکا که هم آزمونی باشد برای راستی‌آزمایی مجدد و چندباره حاکمان کاخ سفید و هم اتمام حجت باشد برای پیروان جریان‌های  سیاسی داخل کشور. از این رو، با اطمینان می‌شود گفت که در مذاکره یا مواجهه با آمریکا همیشه باید دو نکته اصلی مورد توجه باشد:

از ورود به مذاکره و تغییر مناسبات هراس نداشته باشیم،

از بیم ناتوانی در ادامه وضع موجود نیز به هر مذاکره‌ای تن ندهیم؛

زیرا هیچ تضمینی نیست که تغییر وضع، دستاوردی قطعی برای ایران داشته باشد و هیچ اطمینانی هم وجود ندارد که استمرار وضع کنونی در بردارنده پیروزی برای ایران نباشد…

بنابراین، باید هوشمندانه، تدریجی و مبتنی بر شرایط و با درک موقعیت، تصمیم مناسب اتخاذ شود و به تناسب بازخورد آن، گام بعدی برداشته شود، باید مراقبت باشیم تا مدیریت مناسبات دو کشور از کنترل خارج نشود و مدیریت تنش نیز همواره در دستور کار قرار داشته باشد. به‌عبارت دیگر، ملاک اصلی، برقراری رابطۀ ایران و آمریکا نیست، بلکه، استیفای منافع ملی است که گاهی در جنگ نیابتی، گاهی در مدیریت تنش، زمانی در مذاکره مستقیم و زمانی هم در مذاکره غیرمستقیم قابل برنامه‌ریزی و اقدام خواهد بود. لذا، آن‌چه مهم است، قدرت تشخیص صحیح زمان و درک موقعیت کشور است.

آن‌چه خواندید مقدمه‌ کوتاهی بود در تدوین راهبرد ملی جمهوری اسلامی که با کمک جمعی از کارشناسان حوزه سیاست خارجی و امنیتی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته و نتایج آن در اختیار مسئولان و تصمیم‌گیران حوزۀ راهبردنگاری قرار گرفته است.

اما آن‌چه در ذیل می‌خوانید، مختصری از مباحث و گزاره‌های آن راهبرد است که به‌صورت فشرده و فهرست‌وار به آن اشاره خواهد شد.:

 

 الف- کلیات موضوع

‌1- نمای واقعی آمریکا در جهان:

  • فاقد هژمونی تک‌قطبی،
  • رقابت با اروپا،
  • رقابت شکننده اقتصادی با چین و قدرت‌های نوپدید،
  • تشدید رقابت راهبردی با روسیه،
  • بی‌اعتبارشدن نزد افکار عمومی و نخبگان،
  • تضعیف سلطه بر آمریکای لاتین.

 

2- واقعیت آمریکا در منطقه:

  • کاهش توان در حفظ نظام‌های وابسته،
  • منفور در افکار عمومی مسلمانان،
  • کاهش نفوذ و افزایش ضربه‌پذیری،
  • ناکار آمدی در مدیریت جریان‌های افراطی وتکفیری،
  • افزایش هزینه در حمایت از رژیم صهیونیستی.

 

3- واقعیت جمهوری اسلامی در برابر آمریکا:

  • برخوردار از قدرت هویت‌سازی،
  • احتیاج آمریکا به ایران در حل مسایل منطقه،
  • قدرتمند شدن ایران در منطقه،
  • خارج شدن رژیم صهیونیستی از مدیریت مناسبات با ایران…

 

ب- چشم‌انداز ایران با وضعیت مطلوب مقدور برای آمریکا:

 

1- در حوزه داخلی:

  • یک‌پارچه بودن کشور (وحدت سرزمینی)
  • ثبات نسبی (امنیت نسبی داخل، مسایل حل‌نشده با همسایگان)،
  • دارای قدرت متکثر (اقوام، مذاهب، احزاب)
  • توسعه‌یافته با الگوی غربی بدون پیشرفت در علوم
  • سکولار بودن جامعه (جدایی دین از حکومت با حاکم مذهبی)

 

2- در حوزه خارجی:

  • باید فاقد هم پیوندی راهبردی با روسیه و منطقه باشد.
  • فاقد هژمونی نظامی مستقل باشد،
  • با نظامات بین‌المللی همگرایی داشته باشد،
  • هنجارهای جامعه جهانی را به رسمیت بشناسد و در برابر آن مسئولیت‌پذیر و پاسخگو باشد؛

براساس این چشم‌انداز، برنامه‌های سلبی آمریکا در برابر ایران عبارتند از:

  • تضعیف حاکمیت و عدم انسجام ملی مشتمل بر اقدامات ذیل
    • تبلیغ ناکارآمدی نظام ج.ا.ایران و دامن زدن به نارضایتی‌های مردم و بی‌اعتمادی شهروندان به نظام؛
    • دامن زدن به مطالبات قومی و مذهبی و برجسته‌سازی آن در برابر حاکمیت.

3- پرهزینه کردن اداره کشور

  • استمرار تحریم‌ها و حفظ پرونده ایران در شورای امنیت به‌عنوان تهدید صلح و امنیت بین‌المللی؛
  • اختلال در نظام تولید و محدودسازی دسترسی ایران به بازارهای سرمایه و فناوری‌های نوین؛
  • ایجاد یأس و نا امیدی بین نیرو‌های مجرب و اندیشمند و تشویق نخبگان به مهاجرت یا ربودن آن‌ها

4- تضعیف بنیان‌های فکری و اعتقادی مردم مشتمل بر اقدامات ذیل:

  • توسعه تهاجم فرهنگی و رسانه‌ای؛
  • تضعیف روحیه خودباوری مردم؛
  • ترویج و تبلیغ سکولاریسم و ناکارآمدی حکومت دینی.

5- مهار قدرت نظامی و کاهش نفوذ ایران در منطقه:

  • دامن زدن به ایران‌هراسی، شیعه هراسی، تخریب قدرت الهام بخشی، تضعیف قدرت بازدارندگی ایران و جبهه مقاومت و رقابت تسلیحاتی در منطقه؛
  • بحران‌سازی در روابط خارجی و ممانعت از شکل گیری هم پیوندی راهبردی با همسایگان و لاینحل ماندن اختلافات مرزی،
  • مهار و کاهش توانایی‌های نظامی درقالب کنترل فعالیت‌های هسته­ای، و سلاح­های موشکی و استراتژیک.

 

ج-  سایر عناوین

1- هداف و راهبردهای ایجابی آمریکا در برابر ایران

  • تضمین امنیت و منافع آمریکا در منطقه و اشاعه ارزش‌های لیبرال دمکراسی.
    • تأمین توازن قدرت و وابسته‌سازی ترتیبات امنیتی منطقه به آمریکا؛
    • حمایت، تقویت و بهره‌بردای از جریان‌های تکفیری،
  • حفظ موجودیت رژیم صهیونیستی و تأمین امنیت آن؛
    • حفظ برتری توان نظامی رژیم صهیونیستی در منطقه؛
    • تضعیف جبهه مقاومت با بحران‌سازی، محدودسازی منابع و خطوط پشتیبانی؛
    • پیشبرد طرح سازش، مقابله با کانون‌های دردسرساز امنیتی برای حفاظت از رژیم صهیونیستی.
  • دفاع از متحدان و شریکان در برابر تهاجم خارجی و تروریسم
    • تقویت و یکپارچه‌سازی سامانه‌های امنیتی و دفاع موشکی در منطقه؛
    • توسعه آموزش و فروش تسلیحات با رعایت اصل برتری نظامی رژیم صهیونیستی؛
    • مدیریت دمکراسی‌خواهی در منطقه، متناسب با وضع بومی هر کشور.
  • تضمین امنیت تولید و جریان آزاد انرژی خلیج فارس به جهان
    • اقدامات بازدارنده دربرابر هر نوع فعالیت جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس؛
    • کاهش تدریجی میزان وابستگی به انتقال انرژی از تنگه هرمز؛
    • توسعه اکتشاف، تولید، عرضه و انتقال نفت و گاز.

 

2- ادراک غالب جمهوری اسلامی ایران از آمریکا

  • اهداف هژمونیک جهانی آمریکا، چالش برانگیز و تهدیدکننده است.
  • قدرت آمریکا به ترتیب در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی در حال افول است؛
  • آمریکا به‌دنبال رهبری جهان با مدیریت ظرفیت سایر کشورها است. (این باور را به دنیا القاء می­کند که مسایل اصلی بدون دخالت آمریکا حل نمی‌شود؛ اما بار آن نباید بر دوش آمریکا باشد)
  • در صحنه روابط خارجی آمریکا، اصالت به منافع داده می‌شود و برپایه این منافع، رفتارهایی با استاندارهای دوگانه دارد؛
  • آمریکا برای بسیج ظرفیت‌های داخلی و اعمال مدیریت جهانی نیاز به دگرسازی (دشمن‌پروری) دارد؛ (ایران‌هراسی و تروریسم بهانه‌هایی هستند که جایگزین تهدید کمونیسم شده‌اند)
  • آمریکا نماد سرکوب حرکت‌های اسلامی و آزادیخواهی و حامی رژیم‌های دیکتاتوری است، درحالی‌که انقلاب اسلامی پرچمدار حرکت ضدآمریکایی در جهان است؛
  • سیاست آمریکا (فارغ از حزب حاکم) در طول دوران پس از انقلاب، همواره خصمانه و سلطه‌گرایانه بوده است.
  • آمریکا متناسب با توان خود و موقعیت جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از قدرت هوشمند (ترکیب قدرت سخت و نرم) طیفی از براندازی، مهار، تضعیف و تغییر رفتار را دنبال کرده است؛
  • اختلافات اساسی ایران و آمریکا بر سر منافع حیاتی و هویتی است که حل شدنی نیست. آمریکا با هویت گفتمان انقلاب اسلامی نمی‌تواند کنار بیاید؛ اما درچارچوب منافع ایرانی، آن را قابل مدیریت می‌داند؛
  • آمریکا با اهداف سیتزه‌جویانه، همراه به‌دنبال بهانه‌ای برای زیر فشار قرار دادن ایران است. اگر مسئله هسته‌ای هم حل شود، سایر موضوعات در دستور کار قرار می‌گیرد؛
  • آمریکا نه‌می‌تواند و نه‌می‌خواهد که این منطقه را ترک کند، با این‌همه برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای نیازمند کمک ایران یا حداقل عدم کارشکنی ایران است؛
  • مقبولیت آمریکا نزد افکار عمومی جهان بلکه سایر ملت‌ها روبه کاهش است. لذا، تعامل ایران با آمریکا موجب کاهش وجاهت انقلاب اسلامی در جهان می‌شود؛

 

برخی دیگر از گزاره‌های تبیینی

  • حفظ فضای تهدید نظامی علیه ایران واجد کارکرد مؤثری است که هرگز با اجرای تهدید به‌دست نمی‌آید؛ بلکه نتیجه معکوس خواهد داشت. لازم است اعتبار استفاده از گزینه نظامی، تقویت شود؛
  • ایران درگیری و رویارویی را بر تحقیرشدن ترجیح می‌دهد. ایرانیان شایستۀ احترام هستند و در فضای احترام، آمادگی بیشتری برای همکاری دارند؛
  • علی‌رغم اعتراضاتی که در جامعه ایران وجود دارد، نرخ مشارکت مردم در انتخابات‌ها و در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور و مقابله با آمریکا و رژیم صهیونی، نسبت به سایر کشورهای جهان و منطقه بالاتر است.
  • ایران یک جامعه مذهبی است و حکومت ایران به‌خوبی از این انگیزه برای استمرار حاکمیت استفاده کرده است.
  • هیچ‌یک از گروه‌های معارض داخل یا خارج، ظرفیت و قابلیت جایگزینی برای نظام جمهوری اسلامی را ندارند؛
  • تخریب وجهۀ ایران در جهان اسلام، اوضاع سوریه، تحلیل ظرفیت حزب‌الله، شرارت، ترور و عملیات‌های نظامی گروه‌های سلفی تکفیری و تجزیه‌طلبان، به شکاف بین حاکمیت و مردم منجر نخواهد شد؛
  • سطح عالی تصمیم‌گیری در ایران کاملاً عقلانی و محاسبه‌گرانه است.
  • اهداف و راهبردهای آمریکا در برابر ج.ا.ایران .

گروه سیاسی و روابط بین الملل

دیدگاهتان را بنویسید