">

سیاسی و روابط بین الملل

انتخابات رژیم صهیونیستی:پایان دوران سیاسی یا فرار نتانیاهو

سرانجام سیاسی نتانیاهو بعد از دو دوره انتخابات رژیم صهیونیستی در سال 2019 دستمایه این گزارش است.

25 نوامبر 2019 10:12

نتایج دو انتخابات پی در پی در شطرنج سیاسی رژیم صهیونیستی برای نتانیاهو نا امید کننده بود. موقعیت سیاسی او در این دو انتخابات با روند نزولی همراه شد و تنها به همراه متحدانش توانست ۵۵ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را بدست آورد. در حالیکه برای تشکیل دولت ائتلافی، او به ۶۱ کرسی نیاز داشت. بنابر این او با کسب ۳۱ کرسی، نه تنها نتوانست جایگاه حزب خود را ارتقاء بخشد و خود را به عنوان کاندیدای اول نخست وزیری معرفی کند، بلکه در جذب سایر جریان‌های راست‌گرا به منظور تشکیل دولت ناموفق بود. این مسئله همچنین باعث پیچیدگی بیشتر وضعیت وی در میان سایر جریان های راست‌گرا نیز شده است.

مسئله نخست‌وزیری در شرایط کنونی برای نتانیاهو حکم مرگ و زندگی را دارد. لذا او نمی‌خواهد تسلیم نتایج انتخابات اخیر شود و همچنان امیدوار است به هر نحو ممکن برای چندمین بار به مقام نخست وزیری برسد تا خود را در برابر پرونده‌های قضایی که علیه وی اقامه شده است، مصون بماند و از رفتن به زندان فرار کند. لذا طرح راهبردی او ناکام گذاشتن هر گونه برنامه ای برای تشکیل یک دولت جانشین با اکثریت یهودی است. او در راستای هدف خویش، اولین قدم را با تثبیت ائتلاف با هم پیمانان همیشگی حزب لیکود(استحکام) برداشت. این ائتلاف شامل حریدیم ها(کسانی که از خدا می ترسند) (شاسو یهودت هتوراه) و احزاب راستی تندرو است. او از این طریق ۵۵ کرسی در کنست دارد.

همه این ۵۵ نماینده تعهد کردند یک فراکسیون واحد و یکپارچه تشکیل دهند. اولین فایده این اقدام عدم ریزش احزاب زیرمجموعه و عدم جدایی هیچ کدام از آنها به نفع حزب بنی گانتس (آبی و سفید) است زیرا وی چاره ای جز تشکیل ائتلافی کاملاً یهودی ندارد که غیر یهودیان در آن نقش تعیین کننده نداشته باشند. اکنون تنها راه باقیمانده برای بنی گانتس برای تشکیل دولت ائتلافی با ۶۶ نماینده این است که ۱۳ نماینده آن به اعراب و ۸ نماینده آن به حزب لیبرمن (اسرائیل خانه ما) و ۳۳ نماینده به حزب آبی و سفید و ائتلاف حزب کار- گشر با ۶ نماینده و جناح دموکراتیک (میریتس + حزب لیکود باراک با ۵ نماینده) است. مشکل گانتس در تشکیل دولت ائتلافی با مشارکت لیبرمن، این است که او مخالف ائتلاف با اعراب و حریدیم است.

در فرهنگ سیاسی برخاسته از بنیاد نژادپرستی رژیم صهیونیستی تشکیل دولتی با اعتماد بر اکثریت نمایندگان عرب مسئله دشواری و غیر ممکن جلوه می‌کند. زیرا این روند، موجب سلب مشروعیت یهودی بودن دولت خواهد شد. در گذشته اسحاق رابین این کار را کرد، اما در نهایت بدست یک افراطی یهودی به اتهام خیانت به آرمان یهودی ترور شد و در سایه گسترش جریان های افراطی یهودی این مسئله امروزه از حساسیت بیشتری برخوردار است.

بدینوسیله نتانیاهو امیدوار است که سرنوشت انتخابات بین یکی از سناریوهای زیر محصور شود:

  • تشکیل دولتی کاملاً یهودی به ریاست وی
  • تشکیل دولتی با استفاده از نمایندگان عرب
  • رفتن به سمت سومین انتخابات زود هنگام در سال جاری

امید نتانیاهو به این است؛ “هیچ کسی تمایل ندارد دوباره انتخابات زود هنگامی برگزار شود”، در نتیجه نتانیاهو مجبور است از دو گزینه اول، یکی را برگزیند، ترجیحاً گزینه اول که به ریاست خود وی خواهد بود، انتخاب خواهد شد. در مقابل، رقبای وی به دنبال تشکیل ائتلافی از نمایندگان یهودی هستند و فرقی نمی کند که از یک جناح باشند یا از هر دو جناح.

اما مشکل اساسی نتانیاهو تشکیل دولت یا عدم آن نیست، بلکه پرونده قضایی و تحت پیگرد بودن او است. روند تشکیل دولت در شرایط کنونی با روند پیگرد قضایی وی همزمان شده است، و این مسئله فشارها را بر وی برای نخست وزیر شدن بیشتر می کند. البته از لحاظ قانونی و عملی این امکان وجود دارد که رئیس جمهور، همانند گذشته رئیس فراکسیون کوچک تر را بر رئیس فراکسیون بزرگتر ترجیح داده و او را برای تشکیل دولت مامور کند. این مسئله در سال ۲۰۰۹ اتفاق افتاد. در آن زمان،  نتانیاهو رئیس لیکود با ۲۷ نماینده بر رئیس کادیما با ۲۸ نماینده ترجیح داده شد.

نتانیاهو با وجود اینکه قبل از انتخابات اخیر در اسرائیل همه امکانات سیاسی و داخلی را به نفع خود به کار گرفت اما نتوانست نتایج مورد نظرش را از صندوق ها بیرون بیاورد. وی با بزرگنمایی از اقدامات خویش مانند؛ تحریک یهودیان علیه فلسطینی ها و از روابطش با سران کشورهای بزرگ و دیدارهایش با آنها بهره‌برداری کرد و معاهده های نظامی با آمریکا را به رخ کشید و مسئله الحاق دره اردن و بخشی از کرانه باختری به اسرائیل را نیز مطرح کرد. ولی در عمل با کاهش ۸ نماینده روبرو شد. در حال حاضر حزب او تنها ۳۱ نماینده در کنست دارد که ۴ نماینده آن به حزب کولانو مربوط است.

نتانیاهو از سال ۲۰۰۹ با ائتلاف لیکود(استحکام)، حریدیم، احزاب دینی و تندروها ۶۵ نماینده بدست آورد و توانست حزب “آینده ای وجود دارد” را کنار بگذارد و سکان دولت را در اختیار گیرد. در سال ۲۰۱۵ نتانیاهو با ائتلاف بدون لیبرمن ۶۱ نماینده بدست آورد و بعدها دوباره لیبرمن به وی ملحق شد و بدینوسیله ۶۷ نماینده بدست آورد که ۳۰ نماینده آن برای لیکود و ۶ نماینده برای لیبرمن بود. در آوریل سال ۲۰۱۹ نتانیاهو توانست ۶۰ نماینده به دست بیاورد که ۳۵ نماینده آن به لیکود و ۵ نماینده به لیبرمن (اسرائیل خانه ما) تعلق داشت.

در انتخابات (سپتامبر ۲۰۱۹) اگر ۸ نماینده لیبرمن(اسرائیل خانه ما) به وی می پیوستند وی می توانست با ۶۳ کاندیدا (۸+۵۵) نخست وزیر شده و هیئت دولت جدیدی تشکیل دهد. اما اختلاف نتانیاهو با لیبرمن موجب تشدید تنش بین مذهبی ها و لائیک های یهودی با محوریت عدم مشارکت حریدیم ها در خدمت سربازی شد. به همین دلیل نتانیاهو در ظرف چهار هفته قانونی نتوانست دولت ائتلافی مورد نظر خود را تشکیل دهد. بنابراین رئیس جمهور در ۲۹ مهرماه (۲۱ اکتبر)، بنی گانتس را مامور به تشکیل دولت نمود. گانتس خواهان تشکیل دولت ائتلافی با حزب لیکود بدون نتانیاهو است. زیرا وی به دلیل کیفرخواست قضایی علیه نتانیاهو حاضر به ائتلاف با حزب لیکود به رهبری نتانیاهو نیست. هر چند نتانیاهو برای فرار از زندانی شدن خواهان تشکیل دولت ائتلافی با گانتس بود. در صورتی که گانتس در امر تشکیل دولت موفق نشود، رئیس جمهور فرد دیگری از کنست را مامور تشکیل دولت خواهد کرد. هر یک از این دو نفر به ترتیب، شش هفته زمان برای تشکیل دولت خواهند داشت. اگر هیچکدام موفق به تشکیل دولت ائتلافی نشوند، انتخابات در اواخر مارس و یا آوریل سال آتی تکرار خواهد شد.

سناریوهای قابل پیش بینی در خصوص آینده دولت رژیم صهیونیستی:

  • تشکیل دولت ائتلافی با از خود گذشتگی رهبران حزبی.
  • حزب لیکود نتانیاهو را کنار بگذارد و با رهبری جدید وارد ائتلاف با گانتس شود.
  • لیبرمن بدون مشارکت نمایندگان احزاب یا یهودی های ارتدوکس (حریدیم ها) با گانتس دولت ائتلافی تشکیل دهد.
  • دولت ائتلافی از طریق حزب لیکود بدون نتانیاهو و با مشارکت احزاب چپ مرکزی متولد شود.

در غیر اینصورت انتخابات در یکی از تاریخ های مذکور تکرار خواهد شد. بهر حال تشکیل دولت بدون نخست وزیری نتانیاهو به معنای پایان دوران سیاسی و حتی آزادی او خواهد بود. ارثیه نتانیاهو از سال ۲۰۰۹ تاکنون، در منظومه سال رژیم صهیونیستی تغییر گفتمان چپ- راست به گفتمان مذهبی ها- لائیک است که در راستای تضییع هر چه بیشتر حقوق و منافع فلسطینیان عمل خواهد کرد.

جنگ مصلحتی و سرنوشت نتانیاهو

در سایه این بن بست سیاسی و در تنگنا بودن نتانیاهو، «عاموس هرئیل» تحلیلگر نظامی روزنامه هاآرتس هشداد داد که ممکن است یکی از جبهه های مقابل ایران یا حزب الله در شمال یا علیه حماس و جهاد اسلامی در غزه به صورت عمد ملتهب شوند تا نتانیاهو این فرصت را بیابد که اوضاع را تغییر داده و بتواند دولت فوق العاده یا اورژانسی را با مشارکت برخی از عناصر بریده و فراری از حزب کار و حزب آبی و سفید تشکیل دهد. در واقع شرایط ویژه و اضطراری بارها زمینه مناسبی را برای ایجاد ائتلاف های غیرمنتظره ایجاد کرده است.

هرئیل افزود: در هفته آینده سران دستگاه های امنیتی باید اعصابی آهنین داشته باشند که به سمت ملاحظاتی کشیده نشوند که اعتبار و صداقت واقعی ندارد. این سناریو خیالی یا بدبینانه نیست و یک هفته قبل نمونه ای از آن را مشاهده کردیم هنگامی که نتانیاهو بدون اطلاع سران دستگاه های امنیتی از طریق تلفن از کابینه امنیتی خواست که در مورد جنگ نظامی گسترده علیه غزه تصمیم گیری کند، در آن زمان نتانیاهو «مائیر بن شباط» مشاور امنیتی خود را نزد حنان میلتسیر به کمیته مرکزی انتخابات فرستاد تا او را در جریان آخرین تحولات امنیتی و احتمال موکول شدن انتخابات به وقت دیگری قرار دهد.

نتانیاهو که برای یک سال و نیم همواره دلیل و مدرک ارائه می داد که ما باید در مقابل فلسطینی ها خویشتنداری کرده و آنها را آرام کنیم به ناگاه یک هفته قبل از انتخابات مسئله انجام حمله گسترده علیه فلسطینی ها را مطرح می کند که نشان می دهد به رای گذاری این اقدام خیلی مشکوک است.

شاید این اقدام نتانیاهو نشان دهنده بسته بودن دستان نخست وزیر در چنین تصمیماتی باشد، هر چند که برخی بر این باور هستند که وی با اطلاع از نتایج این رایزنی، تصمیم گیری در این موضوع را به این کمیته موکول کرد تا وی بهانه بیاورد که تصمیم به جنگ داشته ولی آنها نگذاشتند.

بدین جهت در این مدت باید مراقب نتانیاهو باشیم که ممکن است دست به اقدامی بزند که نهادهای نظامی و اطلاعاتی بر اساس معیارهای تخصصی خود با آن موافق نیستند اما وی بر خلاف مصلحت سیاسی بوده و تنها برای بهره برداری شخصی از آن، دنبال می کند. البته این مسئله ممکن است در مورد بنی گانتس نیز صادق باشد تا بتواند دولتی فراگیر را تشکیل دهد.

یک دیدگاه برای “انتخابات رژیم صهیونیستی:پایان دوران سیاسی یا فرار نتانیاهو

  1. نتانیاهو از رقبای انتخاباتی خود۶ ماه فرصت خواسته است حال این فرصت خواستن به نظر با توجه به ایجاد آشوب و اغتشاش در سه کشور حوزه مقاومت در راستای کامل نمودن اقدامات آن رژیم در این سه کشور به ویژه ایران و ایام انتخابات ارزیابی می گردد و سوال این است آیا پروژه استعفای روحانی از ریاست جمهوری و اقدامات پس از آن هدف غایی نتانیاهو می باشد؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.